دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٤
| ابادان جلد: ٢ شماره مقاله:٥٨٤ |
اِبادان، مركز ايالت غربى جمهوري فدرال نيجريه، واقع در ١٦٠ كيلومتري شمال
شرقى لاگوس، پايتخت اين جمهوري با ٠٦٠ ،١هزار نفر جمعيت (سرشماري ١٩٨٣م)
(«كتاب سال بريتانيكا١»، ٧ و ١٧ عرض شمالى و ٣ و ٣٠ طول شرقى و ٢٠٠ متر
ارتفاع تقريبى از سطح دريا ( بريتانيكا، ذيل نيجريه٢). نام آن به صورتهاي
اِبادان ( دايرةالمعارف فارسى؛ دانشنامه؛ كورنون، ٧٧)، ابدان (احمد، ١٣١٩)،
ايبادان (پوتخين، ١٨٧؛ جهان معاصر، ٣٥٨؛ تبريزي، ١٣٢)، ايبادن (ديويدسن،
٤٠٩)، ايبدان ( تقويم البلدان الاسلامية، ٢٤٥)، ايبادانا (دخانياتى، ١٥٨) ثبت
شده و به احتمال قوي تلفظ درست همان «اِبادان» است.
ابادان مركز قبيلة بزرگ يوروبا٣ است و در زبان يوروبايى به صورت ابااُدان٤
به معناي «نزديك ساوانا» (ساوانا كلمهاي اسپانيايى به معناي علفزارها با
درختان و بوتههاي پراكنده) تلفظ مىشود كه خود مبين موقعيت جغرافيايى آن
است. شهر در حد فاصل بين جنگلهاي استوايى و جلگههاي سبز و عاري از درخت
نواحى پست ساحلى واقع شده و داراي موقعيت ممتازي است كه براي آن اهميت
اقتصادي و ارتباطى ويژه به وجود آورده است. آب و هواي آن گرم و مرطوب از
نوع استوايى است كه گرماي متوسط روزانة آن از ٣٠ سانتىگراد بيشتر و اختلاف
گرماي شب و روز آن كم است و از ١١ تجاوز نمىكند. گرمترين فصل سال در
ابادان كه فصل خشكى است از فوريه (بهمن و اسفند) تا آوريل (فروردين و
ارديبهشت) است. در اين فصل حداكثر گرما در بعضى روزها از ٣٥ تجاوز مىكند.
مقدار باران سالانة آن در حدود ١١٥ سانتىمتر است كه ٩٠% آن در فصل طولانى
بارانى از فروردين تا مهر بروز مىكند. رطوبت نسبى آن متغير و نسبتاً زياد
است و از ٦٥% در ماههاي خشك تا ٩٠% در ماههاي بارانى اختلاف دارد. در گذشته
پوشش گياهى طبيعى ابادان را جنگلهاي پست استوايى تشكيل مىداده، ولى
امروز اين نوع پوشش به حواشى رودخانهها يا مرتفعات و تپهها محدود گرديده و
فضاهاي باز شهر به صورت طبيعى از درختچههاي كوتاه يا گياههاي چمنى مستور
است ( بريتانيكا، ذيل ابادان٥).
تاريخ: وجه تمايز اقوام بومى سواحل گينه زبانهايى است كه به آن تكلم
مىكنند. از اين رو در بيان تاريخ و جغرافياي اين منطقه بيشتر از همه چيز از
گروههاي زبانى ياد مىشود. مهمترين گروههاي زبانى اين منطقه عبارتند از
هوزا٦ (هوسا) (احتمالاً ٦ ميليون نفر)، فولانى (احتمالاً ٥ ميليون نفر)، ايبو (٧
ميليون نفر) و از همه مهمتر يوروبا (١٠ ميليون نفر) كه اين گروه اخير از
قديم به كشاورزي اشتغال داشته و بيشتر در شهرهاي كوچك با جمعيتى در حدود ٥
هزار نفر سكونت گزيدهاند و از اين لحاظ يكى از جوامع بزرگ شهرنشين افريقا را
به وجود آوردهاند ( بريتانيكا، ذيل نيجريه). قبل از پايان قرن ١٥م بيشتر
ارتباط اقتصادي اقوام سواحل گينه با دولتهاي شمالى بود كه بازرگانان اين
دولتها طالب طلا و برده و محصولات استوايى بودند، ولى از آن تاريخ به بعد
بازرگانان اروپايى كه آنان هم طالب همان كالاها بودند، جاي آنها را گرفتند.
در روزهاي اول ايجاد اين ارتباط، اروپاييان به نواحى داخلى كمتر نفوذ
مىكردند و امور بازرگانى با رونقى روزافزون به دست حكام و رؤساي محلى
انجام مىشد. به تدريج كه مصنوعات كارخانهاي و مصرفى اروپايى زياد شد،
رقابتهاي اقتصادي، جنگ و جدالهايى بين حكام و رؤساي محلى به وجود آورد و
آنان را ناچار ساخت كه هر چه بيشتر باروت و اسلحة گرم از فروشندگان اروپايى
خريداري كنند. از جمله هدفهاي منازعات محلى كه با اسحلة گرم انجام مىشد،
اسير گرفتن اقوام مغلوب و فروش آنان به صورت برده بود كه خود به اقدامات
انتقام جويانه و ادامة جنگ و جدال منجر مىگرديد. نتيجة اين اوضاع به وجود
آمدن سازمانهاي سياسى - نظامى در ميان گروههاي زبانى بود كه در بدو امر به
منظور به دست آوردن اسير و برده بيشتر با همديگر در منازعه بودند و بعد از
اينكه بردهفروشى لغو گرديد، با هدف در اختيار گرفتن راهها و امكانات
بازرگانى و داد و ستد محصولات استوايى و مخصوصاً روغن نخل١ كه معاملات آن
از رونق بسياري برخوردار بود با همديگر درگير بودند ( بريتانيكا، ذيل سواحل
گينه٤). از جملة اين منازعات تهاجم سواركاران فولانى به نواحى جنوب و
سرزمين يوروباها بود كه در سالهاي اول سدة ١٩م به شدت ادامه داشت. در حملة
اين سواركاران شهرهاي بسياري ويران شد و ساكنان آنها به نواحى جنوبىتر
مهاجرت كردند و در شهرهاي واقع بين مناطق جنگلى و مرتعى سكونت اختيار
كردند. يكى از شهرهايى كه در اثر اين حوادث مهاجرين بسياري به آن رو آور
شدند ابادان بود (مابوگونج، كه بنابر روايات، اول بار در ١٨٢٩م سپاهيان
حكومتهاي سابق اويو٣، ايجبو٤، و ايف٥ آن را اردوگاه خود قرار داده و اولين
سكنة آن را به وجود آوردند ( بريتانيكا، ذيل ابادان). به تدريج پناهندگانى
كه از نقاط ديگر از مقابل حملة فولانيها فرار كرده بودند، در آنجا سكنى گزيدند.
علاوه بر اينها مهاجران ديگري از سرتاسر سرزمين يوروباها به آن رو آوردند و
طولى نكشيد كه قدرت سربازان در پناه وضع طبيعى منطقه، تشكيل حكومتى را در
١٨٣٧م امكان پذير ساخت. جمعيت ابادان در ٣٠ سال اول احداث به سرعت ردش
كرد (مابوگونج، .(٥٧ مبلغين عيسوي در ١٨٥١م به آنجا وارد شدند و در جنوب
شرقى شهر اقامت گزيدند (همو، ٧٤ ؛ دانشنامه؛ بريتانيكا، همانجا). با توسعة نفوذ
دولت انگليس در قلمرو اقتصادي لاگوس دامنة اين نفوذ به ابادان رسيد و
مهاجرين انگليسى در نواحى حفاظت شده (نك: سيماي شهر در همين مقاله) سكنى
گزيدند، ولى هجوم عمدة اروپاييان به ابادان از ١٩٠١ يعنى از موقعى آغاز شد
كه راه آهن لاگوس به ابادان متصل گرديد (مابوگونج، .(٥٧ از آن پس
گروههايى از اتباع انگليس به عنوان كارمندان اداري يا مديران صنايع و
تجارتخانهها كه شمار آنها روز افزون بود، به ابادان وارد شدند و در نواحى
حفاظت شده اقامت كردند. در ١٩٥٢ عدة اين قبيل تازه واردها از ٢ هزار تن
تجاوز مىكرد. ابادان به عنوان پايتخت نيجرية غربى نه فقط مركز مؤسسات
حكومتى ايالتى است، بلكه بسياري از شعب وزارتخانههاي فدرال از قبيل ارتش
و شهربانى و بانك مركزي نيز در آن مستقر مىباشند. شوراي شهر ابادان داراي
٦٦ عضو است كه ٤ نفر آنان از ميان زنان انتخاب مىشوند ( بريتانيكا، همانجا).
چهرة ابادان در اثر توسعة بسيار پس از جنگ دستخوش تغييرات فاحش شد. در ١٩٤٨م
دانشگاه ابادان تأسيس گرديد و بعد از آن كارخانههاي صنعتى فراوانى ايجاد شد
كه خود عامل مهمى در جلب جمعيت از سراسر نيجريه گشت. اين جمعيتها صاحب
فرهنگها و آداب و رسوم و زبانها و استعدادهاي مختلف بودند و از اين رو هر يك
گوشهاي از ابادان را به خود اختصاص دادند. پس از تحولات سياسى بعد از جنگ
(نك: نيجريه)، ابادان در ١٩٥٢م پايتخت ايالت غربى فدراسيون نيجريه گرديد و
از آن تاريخ روز به روز بر رونق اقتصادي و اجتماعى آن افزوده شد تا جايى
كه امروز نه فقط به صورت بزرگترين مركز تجمع يوروباييها، بلكه به صورت
بزرگترين و پر جمعيتترين شهر نيجريه و بزرگترين شهر سياهپوست نشين در
تمام قارة افريقا درآمده است (مابوگونج، ٥٩ ؛ آمريكانا، ج .(XIV
سيماي شهر: عامل مهم جغرافيايى در توسعه و رشد و تحول سيماي ابادان،
موقعيت طبيعى آن بوده است. آنچه امروز مركز شهر به شمار مىرود، از يك
رشته كوه معتبر به ارتفاع چند صد متر، با امتداد شمال غربى - جنوب شرقى،
تشكيل مىشود كه در دو طرف آن تپههاي كم ارتفاعتري يكى بعد از ديگري
قرار دارد.
جلگههاي رسوبى موجود در بين اين تپهها همواره در معرض سيل قرار دارد، ولى
براي انواع زراعتهاي استوايى بسيار مناسب است. پس از استقرار اولية
نظاميان، نخستين مسكنهاي شهر به روشهاي سنتى افريقايى (محوطة چهار ضلعى با
خانهها در چهار طرف و فضاي باز در وسط) در بلنديها به وجود آمد و محلات چندي
كه به نام تپهها خوانده شد تشكيل يافت، مانند اوك اوفا١، اوك آرمو٢، اوك
فوكو٣، اوك بولا٤ (اوك در زبان بومى به معناي تپه است) و امثال آن
(مابوگونج، .(٥٩ هر يك از اين محلات داراي حومههايى در دامنههاي تپهها
بود و زمينهاي رسوبى ميان تپهها به مزارع يا روز اختصاص پيدا كرد. در
مرتفعات ابادان جمعيتهاي انبوه و نامتجانس گرد هم آمدند و اين امر مسايل
اجتماعى و فرهنگى بسياري به دنبال داشت. با افزايش جمعيت در دو طرف
حومههاي اولية شهركهاي جديد شرقى و غربى به وجود آمد كه ساختمانهاي آنها
بيشتر به صورت خانههاي يك طبقه و چند اطاقه و نسبتاً دور از هم با مصالح
جديد از نوع آجر و سيمان ساخته شد. ساكنان اين شهركها را بيشتر صاحبان
حرفهها مانند پزشكان و وكلاي دعاوي و كارمندان اداري و مخصوصاً معلمان
مدارس تشكيل مىدادند (همو، ٧٢ ٦٨, .(٦٢, در اين مرحله از رشد ابادان، شوراي
شهر به موجب مصوبهاي در ١٩٤٨م خريد و فروش زمين را موقوف ساخت و مقرر
داشت كه از آن پس كلية معاملات زمين براساس اجارة ٩٩ ساله انجام شود. در
نتيجة از آن پس شهركها و محلات جديد با نقشههاي منظم و خيابانها و معابر
وسيع و ساختمانهاي مدرن و دوز از همديگر طرح ريزي شده و مناطق كم جمعيتى
را به وجود آورده ست كه با بخشهاي مركزي و فقيرنشين و پرجميعت مركز شهر
تفاوت كلى دارد. اينگونه شهركهاي جديد را، بيشتر مهاجرين اروپايى و آسيايى و
امريكايى و بوميان تحصيل كرده و متمكن اشغال كردهاند (همو، ٦٤ .(٦٢, از
جنبههاي جالب سيماي ابادان وجود محدودههاي اروپايى نشين آن است كه به
نام عمومى «حفاظت شده١» ناميده مىشوند. با اينكه اولين مبلغين عيسوي در
١٨٥١م در جنوب شرقى شهر سكنى گزيده بودند، اولين منطقة حفاظت شدة انگليسى
در تپة آجودي٢ در شمار شهر و خارج از حصار آن به وجود آمد. پس از اتصال كه
بيشتر كارمندان راه آهن بودند در منطقة حفاظت شدة جريكو٣ در اطراف بيمارستان
جريكو سكنى داده شدند. با توسعة اقتصادي انگلستان گروههايى از اتباع انگلسى
يكى بعد از ديگري به ابادان آمدند. در آن موقع ناگزير دو منطقة حفاظت شدة
ديگر به نامهاي لينكس٤ و نيو٥ به وجود آمد. تا ١٩٥٢م ساكنان مناطق حفاظت
شده را منحصراً اروپاييان تشكيل مىدادند، ولى پس از تحولات سياسى و
اجتماعى سالهاي بعد از آن (نك: نيجريه) بوميان متمكن و تحصيل كرده و ديگر
ثروتمندان به آن مناطق هجوم آورده و انحصاري بودن اقامت را در آنها از
ميان بردند (همو، .(٧٥ در ١٩٥٩م حكومت محلى برنامة خانهسازي وسيعى تحت
عنوان طرح بوديجا٦ در شمال شهر به موقع اجرا گذاشت و در نتيجة شهرك وسيع و
جديدي با تمام امكانات رفاهى، اجتماعى، فرهنگى و مذهبى جديد از قبيل
مدارس، درمانگاهها، مساجد و كليساها و امثال آن به وجود آمد (همو، .(٧٢
جمعيت و اجتماعات: جمعيت ابادان در ٣٠ سال اول به وجود آمدن آن به سرعت
افزايش يافت و در ١٨٥٦م به رقم ٦٠ هزار نفر رسيد. در ١٨٩٠م جمعيت آن را ٢٠٠
هزار تن تخمين زدهاند، در حالى كه در سرشماري رسمى ١٩١١م رقم جمعيت شهر
١٧٥ هزار اعلام شده و در سرشماريهاي ١٠ سالة بعدي همواره رو به افزايش بوده
است (همو، .(٥٧
جدول ١ آهنگ رشد ابادان را نشان مىدهد.
جدول ١ رشد جمعيت ابادان
سال
رقمجمعيت
مأخذ
١٨٥٦
٠٠٠ ،٦٠
(مابوگونج،
١٩١١
٠٠٠ ،١٧٥
(مابوگونج،
١٩٢١
٠٩٤ ،٢٣٨
(مابوگونج،
١٩٣١
٣٥٩ ،٣٨٧
(مابوگونج،
١٩٥٢
١٩٦ ،٤٥٩
( چمبرز،
١٩٦٣
٠٠٠ ،٦٠٠
( بريتانيكا )
١٩٦٤
٠٠٠ ،٧٥٠
(احمد، ١٣١٩)
١٩٧٥
٠٠٠ ،٨٤٧
( آلماناك،
١٩٨٣
٠٠٠ ،٠٦٠، ١
(«كتاب سال بريتانيكا»)
ازدياد سريع جمعيت ابادان را در دهههاي اول سدة ٢٠م نتيجة دو عامل
دانستهاند: ١. اتصال راه آهن لاگوس به اين شهر و ادامة آن به داخل
نيجريه كه ابادان را به صورت مركزي براي جمع آوري محصولات كشاورزي و
معاملات بازرگانى درآورد. طولى نكشيد كه راههاي فرعى از همه طرف به سمت
شهر كشيده شد و بر رونق بازرگانى و مركزيت ابادان افزود؛ ٢. كشت و توليد
وسيع كاكائو در منطقه و حومة ابادان كه رونق بازار آن باعث مهاجرت تعداد
زيادي از كشاورزان به شهر ابادان گرديد، تا جايى كه ابادان كم كم شهري
روستايى ناميده شد (مابوگونج، همانجا). جمعيت انبوه ابادان به صورت
نامتعادل در شهر و حومه پراكنده شده است. در بخش مركزي و قديمى شهر كه
بازار معروف ايبا١ و ماپوهال٢ (مركز ادارات دولتى) و مسجد مركزي و گباج٣
(بازار جديد) را دربر مىگيرد و حدود ٦٠% وسعت شهر را تشكيل مىدهد، ٧٠% جمعيت
متمركز شدهاند. در اين بخش جمعيت نسبى شهر تا ٤ هزار نفر در ميل مربع
مىرسد، در حالى كه اين رقم در حومههاي جديد به ٢ هزار نفر و در مناطق
حاشيهاي و اعيان نشين به هزار نفر در ميل مربع تقليل پيدا مىكند (
بريتانيكا، همانجا).
جمعيت ابادان را گروهها و اقوامى تشكيل مىدهند كه از آغاز پيدايش شهر بدان
مهاجرت كرده و در آن سكنى گزيدهاند. تا قبل از ١٩١٨م تقريباً تمام اين
مهاجريت از اقوام يوروبا بودند، ولى بعد از آن تاريخ اقوام غير يوروبايى هم
به ابادان رو آوردند. در ١٩٥٢م جمعيتهاي غير يوروبايى ابادان در حدود ٢٥ هزار
نفر يا برابر ٥% جمعيت شهر و شامل اقوام ايبو٣، هوزا٤، ادو٥، نوپه٦، اورهوبو٧ و
ايبىبيو٩ بودند كه با بوميان يوروبايى مخلوط نشده و بيشتر در محلات خاص خود
در شمال غرب و در داخل حصار دوم شهر سكنى داشتند (مابوگونج، .(٦٨ ١٠ سال بعد
(١٩٦٢م) نسبت افراد غير بومى شامل مهاجرين آسيايى و اروپايى و امريكايى به
١٠% از كل جمعيت شهر رسيد و اين رقم همواره رو به افزايش رفته است. از كل
جمعيت ابادان حدود ٦٠% مسلمان، ٣٨% مسيحى و ٢% پيروان ساير اديانند (
بريتانيكا، همانجا). دين اسلام در بدو امر از شمال به وسيلة بازرگانان و
معلمان سيار در ابادان نفود كرد. در طول قرن ١٩ رؤساي نظامى ابادان ائمه
مسلمان را منصوب مىكردند به اميد اينكه مسلمانان با عبادتها و دعاهاي خود
موجبات پيروزي آنها را در جنگها فراهم آورند ولى گرويدن گروهى مردم ابادان
به دين اسلام همزمان با ورود بريتانياييها آغاز گرديد. اسلام در همان زمان
به سرعت و با صلح و صفا و به زيان كليسا، على رغم سازمانهاي منظم و اعتبار
كافى كه كليساها و مبلغان مسيحى در اختيار داشتند، گسترش يافت. مسلمانان
ابادان به استثناي گروه اندكى كه پيروان فرقه احمديهاند سنى و پيروان
مذهب مالكى هستند. در ميان مسلمانان ابادان پارهاي به فرقه قادريه و
تعداد بيشتري به فرقة تيجانيه نيز گرويدهاند. در شهر ابادان چندين انجمن
اسلامى با سازمانهاي رسمى وجود دارد كه بيشتر آنها به توسعه تعاليم اسلام
يا تأسيس اداره مساجد مىپردازند. علاوه بر اين سازمانهاي تبليغ اسلام نيز
در شهر وجود دارد. اداره مسجد مركزي ابادان و نظارت بر امور آن بر عهده
شورايى از علماست كه امام اعظم مسجد و دو نفر معاونان او را انتخاب مىكند
گو اينكه انتصاب رسمى امام اعظم طى تشريفات خاصى به وسيله «اولا بادان»
صورت مىگيرد. در سالهاي بين ١٩٤٢ و ١٩٥٢ نزاعهاي چندي بين پيروان امام
اعظم و جمعيت مسلمان مهاجر هوزا بروز كرد. اين نزاعها بر سر اين بود كه
جمعيت اخير تصميم گرفته بود كه از مسجد مركزي كه بيشتر يوروباها در آن رفت
و آمد داشتند، جدا شده و نماز جمعه را در مسجد مخصوصى در محله خود كه به
سابو١ معروف است برگزار كنند و با وجود مخالفت مكرر اولابادان و مأموران
بريتانيايى مهاجران هوزا به گزاردن نماز جمعه به طور جداگانه در مسجد مخصوص
خود ادامه دادند از آن پس چند گروه مسلمان ديگر هم به همين صورت عمل
كردهاند. فعلاً تنها مواقعى كه مسلمانان شهر به صورت انبوه گرد هم جمع
مىشوند، در تشريفات چشم گير ولى مختصري است كه در اولين روز از دو عيد
بزرگ اسلامى صبحگاهان در فضاي باز خارج شهر انجام مىپذيرد. جدايى مسلمانان
در برگزاري نماز جمعه در ابادان كه در ديگر شهرهاي اسلامى شمال نيجريه نظير
ندارد نشانة اين واقعيت است كه اسلام در ابادان دخالت رسمى در حاكميت
سياسى شهر ندارد ( ١ EI).
وضع اقتصادي و اجتماعى: ابادان بزرگترين مركز اقتصادي و بازرگانى ناحيه
غرب نيجريه است. كشاورزي، بازرگانى، صنايع دستى و كارخانهاي و نيز فعاليت
در مؤسسات خدماتى و حمل و نقل اشتغال عمدة مردم شهر را تشكيل مىدهند. بيشتر
ساكنان شهر را كشاورزانى تشكيل مىدهند كه بخشى از وقت خود را صرف كشاورزي
كرده و قسمتى از آن را به فعاليتهاي اقتصادي ديگر تخصيص مىدهند. با اينكه
جمعيت كشاورز شهر به تدريج رو به كاهش مىرود، هنوز درصد اين عنصر براي يك
مركز شهري در سطح بالايى قرار دارد ( بريتانيكا، همانجا). كاكائو، پنبه و زيت
النخيل (روغن بادام) اقلام عمدة محصولات كشاورزي حومة ابادان را تشكيل
مىدهند ( الموسوعة العربية الميسرة ). فعاليت بازرگانى آن تا حدي است كه هر
كوچه و خيابان و ميدان آن را يك مركز بازرگانى مىتوان دانست و حتى در
بيشتر خانههاي مسكونى شهر هم از اتاقهاي مشرف به معارب به عنوان مغازه
استفاده مىشود. در داخل شهر دو بازار هشت روزي دورهاي به نامهاي ايبوكو١ و
اُج٢ و بيشتر از ٣٠ بازار روز وجود دراد. بزرگترين بازار روزانة ابادان كه
قلب بازرگانى شهر به شمار مىرود از ايستگاه راه آهن در مغرب تا مركز شهر
كشيده شده است و بانكها و فروشگاهها و مراكز عمدة معاملاتى را دربر مىگيرد. در
اين بازارها علاوه بر انواع محصولات كشاروزي، صنايع دستى محلى از قبيل
فرآوردههاي بافندگى، ريسندگى، رنگرزي، سفالگري، آهنگري و امثال آن خريد و
فروش مىشود. محصولات صنعتى غير دستى ابادان شامل فرآوردههاي واحدهاي
كوچك صنايع چرمى، چوبى، عاجى، پلاستيكى و همچنين انواع كنسروها، دخانيات و
نوشابههاي غير الكلى است. علاوه بر اين واحدهاي كوچك، كارخانههاي بزرگتر
آردسازي و آجرپزي و صنايع مدرن ديگر نيز وجود دارد كه شمار كارگران در بعضى
از آنها از ١٠٠ نفر تجاوز مىكند ( بريتانيكا، همانجا). ابادان در مسير راه آهن
لاگوس - كانو٤ قرار دارد و راههاي متعددي از همه طرف بدان منتهى مىشود به
طوري كه آن را بايد بزرگترين مركز ارتباطى بين ساحل و نواحى شمالى
دانست. فرودگاه ابادان از مراكز عمدة ارتباط هوايى نيجريه به شمار مىآيد.
با اينكه در حدود ٧٧% جمعيت ابادان را افراد بيسواد تشكيل مىدهند، اين شهر
داراي ٢٠٠ دبستان، ٧٠ دبيرستان، ٨ مؤسسة تربيت معلم، يك دانشگاه و يك
مؤسسه فنى است. مراكز فرهنگى ديگر شهر عبارتند از مؤسسة پژوهشهاي كشاورزي
دولتى و ايالت غربى، مؤسسة پژوهشهاي جنگلهاي دولتى و ايالت غربى، مؤسسة
پژوهشهاي اجتماعى و اقتصادي نيجريه و مؤسسة بينالمللى پژوهشهاي كشاورزي
استوايى. كتابخانههاي مهم ابادان شامل كتابخانة ايالت غربى، كتابخانة
شوراي فرهنگى بريتانيا، كتابخانة مركز اطلاعات امريكا و كتابخانة دانشگاه
ابادان است كه خود داراي بزرگترين مجموعة كتاب در تمام كشور و نيز شاخهاي
از بايگانى ملى است. در ابادان چندين روزنامه به زبانهاي انگليسى و
يوروبايى منتشر مىشود. شهر داراي دو مركز پخش راديويى و يك ايستگاه
تلويزيونى است. ابادان داراي پارك عمومى و زمين ورزشى نيز هست.
مآخذ: احمد، عطيةالله، القاموس السياسى، قاهره، ١٩٦٨م؛ پوتخين، ايوان
ايزوسيمويچ، مسائل افريقاي امروز، ترجمة ع. وحيد، تهران، ١٣٥٦ش؛ تبريزي،
مهتاب و شروين طهماسبى، آشنايى با كشورهاي افريقاي غربى و مركزي، تهران،
١٣٥٦ش؛ تقويم البلدان الاسلامية، دبيرخانة كنگره اسلامى، كراچى، ١٩٦٤م؛
جهان معاصر، ترجمة غلامحسين متين، تهران، ١٣٦١ش؛ دانشنامه؛ دايرةالمعارف
فارسى؛ دخانياتى، ع، تاريخ افريقا، تهران، ١٣٥٨ش؛ ديويدسن، بازيل، افريقا
يك قاره، ترجمة هرمز رياحى و فرشتة مولوي، تهران، ١٣٥٩ش؛ كورنون، ماريان،
تاريخ معاصر افريقا، ترجمة ابراهيم صدقيانى، تهران، ١٣٦٥ش؛ الموسوعة العربية
الميسرة، به كوشش محمد شفيق غربال، بيروت، ١٩٨١م؛ نيز:
Almanach, ١٩٨٥; Americana; Britannica: Britannica, Book of the Year, ١٩٨٧;
Chicago; Chambers; Mabogunje, Akin X The Growth of Residential Districts in
Ibadan n , Geographical Review, New York, January, ١٩٦٢.
محمدحسن گنجى (ز) تايپ مجدد - ١٥/٥/٧٧