دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٠
| آيين نامه جلد: ٢ شماره مقاله:٥٧٠ |
آيين نامه، در زبان پهلوي آيين نامگ يا ايوين نامگ، عنوان كتابها و
رسالاتى به زبان پهلوي دربارة آداب و رسوم دربار، مراتب و مقامات بزرگان
دولت و نمايندگان طبقات اجتماعى، قواعد و رسوم بازيها و سرگرميها، آداب جنگ،
آيينهاي برگزاري جشنهاي ايرانى مانند نوروز و مهرگان و موضوعات دينى، همراه
با ذكر اسطورهها، داستانها، لطيفهها و سخنان حكمت آميز. هيچ يك از اين
آييننامها به تمامى برجاي نمانده است، اما بعضى از آنها كه جنبة غير دينى
داشته، در قرون اولية اسلامى به عربى ترجمه شده است. يكى از انگيزههاي
مهم در ترجمة آنها اين بوده كه فرمانروايان اسلامى، به ويژه خلفاي عباسى،
كه در تقليد از رسوم حكومتى و درباري ساسانى مىكوشيدند، بتوانند از آنها
بهره گيرند.
مشهورترين اين آثار آيين نامهاي بوده است كه مسعودي از آن با عنوان
«كتاب الرسوم» ياد مىكند و آن را كتاب بزرگى مىشمارد «گاهنامه» (جدول
مناصب دولتى دورة ساسانى) را نيز در بر داشته و شمار صفحات آن هزار برگ
بوده و به گفتة وي نسخة كامل آن در اختيار موبدان و بزرگان قرار داشته است
(ص ١٠٤). ظاهراً همين اثر بوده كه به گفتة ابن نديم آن را عبدالله بن
مقفع به عربى ترجمه كرده است (ص ١٣٢). اين كتاب كه اصل پهلوي و ترجمة
عربى آن از ميان رفته، به ويژه در نظر مؤلفان كتابهاي تاريخ و ادب دوران
اسلامى داراي اهميت بسيار بوده است. ابن نديم آن را بلافاصله پس از
«خداي نامه» ياد كرده است (همو، ١٣٢، ٣٦٤). احتمال مىرود كه اين «آيين
نامه» نيز همانند «خداي نامه» ترجمهها و تحريرهاي مختلف به عربى داشته
است. ابن قتيبه در عيون الاخبار قطعاتى از ترجمة عربى آيين نامهاي را نقل
كرده، اما به تحقيق نمىدانيم كه آيا اين قطعات منقول از ترجمة ابن مقفع
است يا اينكه خود او يا ديگري آنها را ترجمه كرده است، زيرا در هيچ يك از
اين قطعات كه با جملة «در آيين خواندم» (قرأتُ فى الا¸يين) آغاز مىشود،
ذكري از مترجم نشده است.
اين قطعات چنينند: دربارة آيين جنگ و حيلههاي آن (آداب الحرب و مكايدها)
(١/١١٢- ١١٥)؛ دربارة تيرانداري (فى مبحث آداب الفروسة) (١/١٣٣)؛ دربارة چوگان
بازي (الضرب بالصولجان) (همانجا)؛ درباره تطيّر (زير عنوان فى العيافة)
(١/١٥١)؛ دربارة آيين غذا خوردن (٣/٢٢١، ٢٧٨)؛ نقل قولى از يكى از شاهان
ايرانى مشتمل بر ٣ جملة حكت آميز (١/٨)؛ عبارتى دربارة داوري (١/٦٢) و
قطعهاي دربارة چگونگى انتخاب خوابگاه شاه و شرايط آن (١/٣١٢).
«آيين نامة» كوتاهى نيز به عربى دربارة اردشير ساسانى (آيين اردشير) در دست
است كه در آن گفتههاي منسوب به اين پادشاه دربارة آداب و رسومى كه
اجراي آنها به ويژه براي طبقة اشراف ساسانى لازم بوده، همراه با سخنان
پند آميز، ياد شده است (گرينياسكى، .(٩١-١٠٢ ثعالبى نيز از «كتاب الا¸يين»
مطلب كوتاهى را دربارة درجات اجتماعى مردم در دوران شاهان ايرانى از جمشيد
تا انوشروان نقل كرده است (ص ١٤- ١٥). بيرونى دو بار به «كتاب الا¸يين»
اشاره كرده است: يكى در مورد وجود موميا در خزاين پادشاهان ساسانى و ديگري
در توصيف مارمهره ( كتاب الجماهر، ٢٠٤، ٢٠٧).
افزون بر آيين نامة بزرگى كه مسعودي از آن نام برده و شايد همان باشد كه
ابن مقفع آن را ترجمه كرده بوده، ابن نديم از آييننامههاي ديگري نيز
نام مىبرد، مانند «كتاب آيين تيراندازي از بهرام گور يا بهرام چوبين»
(كتاب آيين الرمى لبهرام جور و قيل لبهرام جوبين)، و «آيين چوگان بازي»
(آيين بالصوالج للفرس) (ص ٣٧٦).
بسياري از مطالبى كه در كتابهاي عربى نخستين سدههاي اسلامى مخصوصاً
كتابهاي ادب، تاريخ و جغرافيا دربارة آداب ايرانيان به ويژه رسوم زمان
ساسانى آمده، به احتمال از اين آيين نامهها اخذ شده است. از آن جمله
است مطالبى كه دربارة رسوم درباري نوروز و مهرگان و ديگر جشنهاي ايرانى در
كتابهايى مانند المحاسن و الاضداد منسوب به جاحظ (ص ٣٥٩ به بعد)، الا¸ثار
الباقية (ص ٢١٥ به بعد) و نيز ساقطات (ص ٨٣ به بعد) از بيرونى (در مأخذ اخير
بيرونى كلمة «آيين» را عيناً به كار برده ست)، عجايب المخلوقات قزوينى (ص
٧٩ به بعد)، نوروزنامة منسوب به خيام و جز آن آمده است، و نيز چنين است
مطالبى كه دربارة رسوم ساسانى، در كتابهايى مانند كتاب التاج منسوب به
جاحظ، كتاب التاج (ترجمةابنمقفع) در سيرتانوشروان(گرينياسكى، ١١٠ -١٠٣ )،
فارسنامة ابن بلخى (مثلاً مطلب مربوط به جايگاه هر يك از درباريان در هنگام
باريابى، ص ٩٧)، قابوسنامه و سياست نامه و جز آن ياد شده است.
در كتابهاي پهلوي نيز اشاراتى به آيين نامهها شده است. از جمله در رسالة
گزارش شطرنج ( متون پهلوي، ص ١٢٠، بند ٣٨) از آيين نامهاي نام برده شده
كه شامل قواعد بازي شطرنج بوده است. همچنين مىتوان رسالهاي را كه
دربارة چگونگى نامه نويسى است و در متون پهلوي (ص ١٣٢-١٤٠) چاپ شده، از
جملة آيين نامهها به شمار آورد. در كتاب سوم دينكرد (ص ١٤٥، س ١٦) به باب
«تعليم» از كتاب «آيين نامه» تأليف آذر فرنبغ فرخزادان، نخستين مؤلف كتاب
دينكرد، اشاره شده است. از منتخبى از همين «باب تعليم» كه كتاب چهارم
دينكرد را تشكيل مىدهد، معلوم مىگردد كه اين آيين نامه تماماً مربوط به
اصول عقايد و آداب و رسوم زردشتيان بوده و با آيين نامههايى كه پيشتر ياد
شد، تفاوت داشته است.
مآخذ: ابن بلخى، فارسنامه، به كوشش گ. لسترنج و رينولد نيكلسون، كمبريج،
١٩٢١م؛ ابن قتيبه، عبدالله، عيون الاخبار، بيروت، ١٣٤٣ق/١٩٢٥م؛ ابن نديم،
الفهرست، متن عربى، به كوشش رضا تجدد، تهران، ١٣٥٠ش؛ اينوسترانتسف،
كنستانتين، تحقيقاتى دربارة ساسانيان، ترجمة كاظم كاظم زاده، تهران، ١٣٥١ش،
ص ٤٨، ٧٤؛ بيرونى، ابوريحان، الا¸ثار الباقية، به كوشش ادوارد زاخائو،
لايپزيگ، ١٩٢٣م؛ همو، ساقطات الا¸ثار الباقية، به كوشش يوهان فوك، برلين،
١٩٥٢م؛ همو، كتاب الجماهر فى معرفة الجواهر، حيدرآباد دكن، ١٣٥٥ق؛ ثعالبى،
عبدالملك، غرر اخبار ملوك الفرس، به كوشش زوتنبرگ، پاريس، ١٩٠٠م؛ جاحظ،
عمرو بن بحر، كتاب التاج، به كوشش احمد زكى پاشا، قاهره، ١٩١٤م، ص
١٠٣-١١٠؛ همو، المحاسن و الاضداد، به كوشش فان فلوتن، ليدن، ١٨٩٨م؛ دادستان
دينيگ (به زبان پهلوي: مجموعة ٥١ )، K, كپنهاگ، ١٩٤٤م؛ دينكرد (به زبان
پهلوي)، به كوشش مدن، بمبئى، ١٩١١م؛ قزوينى، زكريا، عجائب المخلوقات، به
كوشش فرديناند ووستنفلد، ويسبادن، ١٩٦٧م؛ كريستن سن، آرتور، ايران در زمان
ساسانيان، ترجمة رشيد ياسمى، تهران، ١٣٤٥ش؛ ص ٨٠، ٩١، ٢٤٣، ٣٤٠، ٤٢٤، ٤٣٩؛
متون پهلوي، به كوشش جاماسب آسانا، بمبئى، ١٩١٣م؛ محمدي، محمد، «آيين
نامه،» الدراسات الادبية، س ١، شم ٢-٣، ١٣٧٨ق/١٩٥٩م؛ ص ١١-١٢، ١٥- ٣٩؛
مسعودي، على، التنبيه و الاشراف، به كوشش يان دخويه، ليدن، ١٨٩٦م؛ نيز:
Grignaschi, X Qelques Sp E climens de la Litt E rature Sassanides n , JA, ١٩٦٦,
pp. ٩١-١٢٨.
احمد تفضلى