دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٦
| آيين اکبری جلد: ٢ شماره مقاله:٥٦٦ |
آيينِ اَكْبَري، كتابى در دانشهاي گوناگون اجتماعى، ادبى، تاريخى، اقتصادي
و جغرافيايى به زبان فارسى، نوشتة شيخ ابوالفضل علامى (٩٥٨
-١٠١١ق/١٥٥١-١٦٠٢م) (ه م)، فرزند شيخ مبارك ناگوري (٩١١ -١٠٠١ق/١٥٠٥-١٥٩٣م)
و برادر فيضى دكنى (٩٥٤ -١٠٠٤ق) شاعر فارسى گوي هند.
اين كتاب، گونهاي دائرةالمعارف در دانشها، باورها و سنتهاي ساكنان شبه قارة
هند از مسلمان و هندوست كه به شيوهاي خاص و گيرا نوشته شده و در آن به
تفصيل دربارة تشكيلات اداري، نظامى، اقتصادي و دينى دوران اكبرشاه تيموري
(٩٥٠ -١٠١٤ق/١٥٤٣- ١٦٠٥م) سخن رفته است. نويسنده در بخشهاي مختلف اين
كتاب دربارة اماكن جغرافيايى هند، مذاهب، آداب، عادتها و رسوم ساكنان هر
ناحيه، تفريحات، بازيها، جشنها، غذاها، محصولات و ويژگيهاي ديگر نقاط مختلف
هند اطلاعات گستردهاي به دست داده است، چنانكه مىتوان اين كتاب را
آيينة زندگى سياسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادي، دينى و نظامى دورة اكبرشاه
در هند به شمار آورد.
آييناكبري برخلافآنچهگروهىاز دانشمندانايرانىوپژوهشگران اروپايى
پنداشتهاند، جلد چهارم اكبرنامه - تأليف ديگر همين نويسنده - نيست.
اكبرنامه، تاريخ دوران اكبرشاه و نياكان اوست كه ابوالفضل به مدت ٢٨ سال
(از ٩٨٢ق/١٥٧٤م) آن را در ٣ جلد نوشته و رويدادهاي تاريخى را تا يك سال
پيش از كشته شدن خود (١٠١٠ق/١٦٠١م) دنبال كرده است، در حالى كه نگارش
آيين اكبري در ١٠٠٦ق/١٥٩٧م به پايان رسيده است و چنانكه از نام آن بر
مىآيد، ويژة مسائل تاريخى نيست، بلكه شرح و بيان «آيينها» يا به اصطلاح
امروز «نهاد»هاي دولتى و اجتماعى مردم هند در آن روزگار است، و تنها برخى
رويدادهاي تاريخى در لابهلاي مطالب آن گنجانده شده است. مأخذ عمدة
نويسنده در اين كتاب مشاهدات شخصى و گزارشهاي موجود در سازمانهاي اداري
اكبرشاه بوده است. اين كتاب در ٣ جلد است و محتويات آن در ٥ دفتر جاي
گرفته است. دفتر اول، «منزل آبادي» خوانده شده است و در آن آيينهاي مربوط
به صنايع و حرفهها و امور درباري و ديوانى و مباحثى از قبيل تعيين نرخ
اجناس گوناگون در فصلهاي مختلف سال و شرح آداب زندگانى مردم آن روزگار در
هند بيان شده است. دفتر دوم، عنوان «سپاه آبادي» دارد، ليكن نويسنده پس
از بحثهايى دربارة تشكيلات نظامى و ذكر نامهاي سركردگان سپاه و درجات آنان،
گفتوگو در اين زمينه را رها كرده و بعد از ذكر فهرست دانش اندوزان و
دانشمندان آن روزگار هند به شرح احوال سرايندگان («قافيه سنجان») زمان
اكبرشاه از جمله برادر خود، فيضى دكنى، پرداخته است. چون نويسنده اين
موضوعات را به اجمال آورده، سر سيداحمد خان دهلوي به هنگام چاپ اين كتاب
در ١٣٠٠ق/١٨٨٢م، بخشى تكميلى دربارة شرح احوال شاعران بر آن افزوده است.
دفتر سوم، «ملك آبادي» نام دارد و دربارة تشكيلات اداري و كشوري روزگار
اكبرشاه است. در اين بخش، نخست «تاريخ الهى» كه از مخترعات اكبرشاه بود،
شرح داده شده و سپس دربارة تقويم و مبدأ تاريخ اقوام مختلف مطالبى آمده
است. نويسنده در اين بخش وظايف مقامات رسمى را برشمرده و در خاتمه به
شرح آيين ملك داري و كشاورزي و ميزان گرفتن ماليات از هر يك از محصولات
در فصلهاي مختلف سال پرداخته و ضمن بر شمردن شهرها و نواحى مختلف سرزمين
هند، شرح كاملى دربارة چگونگى گرفتن ماليات در هر يك از آن نواحى همراه با
جداول و ارقام آورده است. در ادامة دفتر سوم - كه مفصلترين دفتر كتاب است
- شرحى سودمند در وصف ايالتهاي هند و كيفيات اقليمى آنها آمده و در ضمن آن
تاريخچة مختصري دربارة هر يك از ايالتها به دست داده شده است. دفتر چهارم
عنوان خاصى ندارد و ويژة اوضاع جغرافيايى و اجتماعى هند است. مطالبى دربارة
جغرافيا، اقليم شناسى، آداب و رسوم هندوان و مسلمانان، فرهنگ و زبانهاي
اين سرزمين وسيع و بسياري از اطلاعات ديگر، محتويات اين دفتر را تشكيل
مىدهد. بخشى از اين دفتر به گزارش مختصري از احوال عارفان مسلمان هند و
سلسلهها و طريقتهاي تصوف اختصاص يافته است. اين دفتر با فصلى دربارة اشخاص
معروفى كه به هند آمده يا بدان جا لشكر كشيدهاند، پايان مىپذيرد. در دفتر
پنجم، كه نسبت به ساير دفترها بسيار مختصرتر است، نخست سخنانى از گفتههاي
اكبرشاه نقل شده و سپس نويسنده با بيانى دلپذير به گزارش زندگى خود و
خانوادهاش پرداخته است. دفتر اول و دوم و نيمى از دفتر سوم در جلد اول
كتاب جاي گرفته، جلد دوم كتاب فقط شامل نيم ديگر دفتر سوم است و دفترهاي
چهارم و پنجم، مجلد سوم كتاب را تشكيل مىدهد.
آييناكبري از نظر موضوعو شيوةنگارشيكىاز كتابهايپرارزش زبان فارسى است، و
از منابع مهم مطالعات و تحقيقات تاريخى و جامعه شناسىملتهند و برخىاز
اقوامديگر درسدة١٠ق/١٦مبهشمارمىرود. با مطالعة اين كتاب مىتوان سيماي
كلى جامعة هند در آن روزگار و در طى دوران حكومت بابريان را در ذهن تصوير
كرد. شايد به سبب همين ويژگى بوده است كه انگليسيها در دوران استيلاي خود
بر شبه قارة هند از اين كتاب به عنوان راهنما استفاده مىكردهاند (آفتاب،
١٨٠).
نثر آيين اكبري اصيل و استادانه است و در آن سعى شده است كه به جاي
بسياري از لغات عربى، واژههاي پارسى سره به كار رود. از اين لحاظ شايد
بتوان شيوة نگارش اين كتاب را سرمشق و نمونة اولية سبكى دانست كه در
دورههاي بعد در ايران و هند به عنوان سرهنگاري پيدا شد. چون تقليد از شيوه
و اسلوب اين كتاب مستلزم اطلاعات وسيع و ذوق خاص بوده است، نويسندگان
بعد از او در هند نتوانستند چنانكه شايسته است، از آن پيروي كنند. آيين
اكبري چند بار در هند به چاپ رسيده است: نخستين بار جلد اول و سوم آن در
١٢٧١ق/١٨٥٥م در دهلى (جلد دوم به سبب بروز انقلاب، در چاپخانه از ميان
رفت)؛ سپس در ١٢٨٦ق/١٨٦٩م و ١٢٩٩ق/١٨٨٢م و ١٣١٠ق/١٨٩٣م در لكهنو؛ در
١٢٨٤-١٢٩٤ق/١٨٦٧-١٨٧٧م به كوشش بلوخمان١ در كلكته؛ در ١٣٠٠ق/ ١٨٨٣م در
كانپور و ترجمة خلاصهاي از اين كتاب در ١٧٨٣-١٧٨٦م به كوشش فرانسيس
گلادوين٢ در كلكته انتشار يافت. اين ترجمه يك بار در ١٨٠٠م در لندن و بار
ديگر در ١٨٩٨م در كلكته تجديد طبع شد.
جلد اول آيين اكبري همراه با حواشى سودمند توسط بلوخمان به انگليسى ترجمه
و در ١٢٩٠ق/١٨٧٣م در كلكته در سازمان «سلسلة هنديه٣» به چاپ رسيد. جلد دوم
و سوم آن را نيز جارت٤ ترجمه كرده است و در همان سازمان در
١٣٠٩-١٣١٢ق/١٨٩٢-١٨٩٤م طبع و منتشر شد. از اين كتاب نسخههاي خطى فراوانى
در كتابخانههاي ايران، هند و ساير كشورهاي جهان برجاي مانده كه مهمترين
آنها در كتابخانههاي آستان قدس رضوي، ملى، حميدية بهوپال، سالار جنگ
حيدرآباد، موزة بريتانيا، موزة ملى پاكستان در كراچى، گنج بخش پاكستان،
بانكى پور و دارالكتب قاهره محفوظ است.
مآخذ: آستان قدس، فهرست، ٧/١٠، ٩/٨ - ٩؛ آفتاب، اصغر، تاريخ نويسى فارسى در
هند و پاكستان، لاهور، ١٣٦٤ش، ص ١٧١-١٨٧؛ اته، هرمان، تاريخ ادبيات فارسى،
ترجمة صادق رضازاده شفق، تهران، ١٣٥٦ش، ص ٦؛ بهار، محمدتقى، سبك شناسى،
تهران، ١٣٤٩ش، ٣/٢٨٩- ٢٩٥؛ حميديه، خطى، ص ٧٤، ٧٥؛ سالار، خطى، ١/٢٩١-٢٩٤؛
ملى، خطى، ص ١/١١٦؛ گلچين معانى، احمد، تاريخ تذكرههاي فارسى، تهران،
١٣٤٩ش، ٢/٤٣٦- ٤٣٨؛ گنج بخش، خطى، ٤/٢٠٢١-٢٠٢٣؛ مشكوة، خطى، ٢/٥١٧ - ٥٢٠؛
منزوي، خطى، ٦/٤٥٧٠- ٤٥٧١؛ پاكستان، خطى، ص ٧٠١-٧٠٢؛ نفيسى، سعيد، تاريخ
نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى، تهران، ١٣٤٤ش، ١/٣٦٥، ٢/٦٦٩؛ نيز:
Story, C. A., Persian Literature, I/٥١٠-٥٥٠.
على آلداود