دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥١
| آيت الله جلد: ٢ شماره مقاله:٥٥١ |
آيَتُ اللّه، يا آيةالله (= نشانة خداوند)، عنوانى عام براي فقها و مراجع
طراز اول و دوم شيعه از اوايل سدة ١٤ق/٢٠م. در ادوار پيشين تاريخ اسلامى،
براي فقها در كنار القاب و عناوين خاص مانند مفيد، صدوق و شيخ الطائفه، يك
سلسله القاب عام نيز مانند شيخ الاسلام، ملا و آخوند به كار رفته است. برخى
القاب مانند ثقةالاسلام، حجة الاسلام، محقق، علامه و نيز آيتالله نخست به
قصد تعظيم در موارد خاص به كار رفته و بعدها لقبى براي فردي معين شده و
سپس بيش و كم به صورت عنوانى عام گرديده است. در سدة ٤ق/١٠م عنوان ثقة
الاسلام براي محمدبن يعقوب كلينى (ه م)، در سدة ٥ق/١١م عنوان حجة الاسلام
براي امام محمد غزالى (ه م)، در سدة ٧ق/١٣م عنوان محقق براي جعفربن حسن
حلى (ه م)، و در سدة ٨ق/١٤م عناوين علامه و آيةالله براي حسن بن يوسف
حلى (ه م) به كار رفت؛ و همة آنها تا قرنها پس از كاربرد نخستين، مختص به
صاحبان اوليه آنها باقى ماند.
در سدة ١٤ق/٢٠م كاربرد برخى از اين عنوانها براي گروهى از فقها تكرار شد و
رفتهرفته گسترش بيشترييافت. اكنونعناوين ثقةالاسلام، حجةالاسلام و آيةالله
كاربرد گستردهاي يافته و هر يك نشان دهندة سطح معينى از دانش فقهى است.
چنانكه گفته شد، نخستين كس كه عنوان آيت الله يافت، حسن بن يوسف بن
على بن مطهر، معروف به علامه حلى يود. ابن حجر عسقلانى (د ٨٥٢ق/١٤٤٨م) او
را آية فى الذكاء خوانده است (٢/٣١٧) و شايد به همين مناسبت، و نيز به علت
دانش عميق و تقواي كم مانندش، لقب آيت الله به او داده شده باشد. شرفالدين
شولستانى، شيخ بهاءالدين عاملى و ملامحمد باقر مجلسى، در اجازه نامههايى كه
براي شاگردان خود نوشتهاند، از علامه حلى به عنوان آيت الله فى العالمين
ياد كردهاند (مجلسى، ١/٢٠٤-١٠٧/٨١). ملامحمد باقر مجلسى در ذكر مشايخ روايت
خويش، همين عنوان را براي شمسالدين محمدبن مكى نيز به كار برده است. پس
از اين تا سدة ١٤ق/٢٠م عنوان آيت الله بر هيچ يك از فقها اطلاق نشد. در
اوايل اين سده، نخست حاج ميرزا حسين نوري (١٢٥٤-١٣٢٠ق/١٣٨٣-١٩٠٢م) اين
عنوان را براي سيد محمد مهدي بحرالعلوم، و چند دهه ديرتر شيخ عباس قمى همان
را براي شيخ مرتضى انصاري، شيخ حسين نجف و سيد محمد حسن شيرازي (٢/٣٩٧،
٣/٢٢٢) و رفته رفته مورخين عصر مشروطه براي آخوند ملاكاظم خراسانى، حاج
ميرزا حسين ميرزا خليل، شيخ عبدالله مازندرانى و ديگران به كار بردند (نراقى،
٤٦-٤٧؛ ناظم الاسلام، ٨٨؛ كسروي، ٢/٣٧١). پيش از آن، همة آن مراجع در
مراسلات و مخاطبات، حجت الاسلام خوانده مىشدند.
پس از تشكيل حوزة علمية قم توسط مرحوم شيخ عبدالكريم حائري و مركزيت يافتن
آن (١٣٤٠ق/ ١٩٢٢م) شماري از فقهاي بزرگ كه در آن گرد آمدند، آيت الله
لقب يافتند و به تدريج، معدودي از برجستهترين فقهايى كه در مقام مرجعيت
قرار مىگرفتند، آيت الله العظمى ناميده شدند.
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة، ٢/٤٤٤، ١٣/١٣٣؛ همو، هدية الرازي الى الامام المجدد
الشيرازي، تهران، ١٤٠٣ق، جم؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، بيروت،
١٣٩٠ق؛ افندي اصفهانى، عبدالله، رياض العلماء، به كوشش احمد حسينى و محمود
مرعشى، قم، ١٤٠١ق، ١/٣٥٩؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، بيروت، ١٤٠٣ق، ٥/٣٩٦؛
تيموري، ابراهيم، تحريم تنباكو، تهران، ١٣٦١ش، ص ٥٣، ١٠٣؛ قمى، عباس،
الكنى و القاب، تهران، ١٣٩٧ق، كسروي، احمد، تاريخ مشروطة ايران، تهران،
١٣٥٦ش؛ لغت نامة دهخدا؛ متينى، جلال، «بحثى دربارة سابقة تاريخى القاب و
عناوين علما در مذهب شيعه»، ايران نامه، س ١، شم ٤، تابستان ١٣٦٢ش، جم؛
مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، ١٤٠٣ق، ١/٣٥، ٥٨، ٥١/٣٤٣؛ ناظم
الاسلام كرمانى، محمد، تاريخ بيداري ايرانيان، به كوشش علىاكبر سعيدي
سيرجانى، تهران، ١٣٦٢ش؛ نراقى، حسن، كاشان در جنبش مشروطة ايران، تهران،
١٣٥٥ش؛ نوري، حسين، مستدرك الوسايل، تهران، ١٣٨٢ق. محمدعلى مولوي