دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٠
| آوار جلد: ٢ شماره مقاله:٥٣٠ |
آوار، قومى مسلمان، ساكن جمهوري شوروي خودمختار داغستان. نام آوار را قوم
معرولل١ داغستان بر خود نهادهاند و معرولل در زبان محلى به معناي كوهنشين
است. اين قوم كه روسها آنان را آوارتسى٢ مىنامند، در بخش اصلى كوهستانهاي
جمهوري شوروي خودمختار داغستان و نوار مورّب عريضى كه سراسر خاك آن را از
شمال خاوري تا غرب در بر گرفته سكنى دارند. گروههايى از قوم آوار در دشت
بويناك٣ (بويناق)، حساو - يورت٤ و ديگر نواحى سرزمين داغستان به سر مىبرند
و گروهى نيز در خارج از محدودة داغستان در اراضى بيلقان، زاكاتالا٥ و جمهوري
خودمختار اوستياي شمالى سكنى گزيدهاند I/٤٩) , ٣ .(BSE
تاريخچه: چنين به نظر مىرسد كه اقوام ساكن داغستان تا مدتى دراز تحت
حاكميت دولتى واحد قرار نداشتند (بارتولد، .(III/٤٠٨ پلينوس اول مورخ سدة نخست
ميلادي به نام قبايلى اشاره مىكند كه بعضى آنها را به آوارها منسوب
دانستهاند. بطلميوس (سدة ٢م) از «ساويرها» (سابير) ياد كرده است كه به
آوارها منسوبند (آكينر، .(١٣٣ در سدة ٤م دولت ساسانى به منظور جلوگيري از نفوذ
اقوام كوچنشين حاكميت خود را به ويژه در دشتهاي داغستان گسترش داد. در
نتيجه آيين مزديسنا تا اندازهاي به مناطق زير فرمان آن دولت رسوخ يافت.
بعضى از فرمانروايان محلى نيز عناوين ايرانى چون تبرسرانشاه و فيلانشاه را
برگزيدند. فيلانشاه عنوان فرمانرواي مملكت سرير بود (مسعودي، ١/١٨٩). در
١١٠ق/٧٢٨م، هشام بن عبدالملك بن مروان خليفه اموي، برادرش مسلمه را به
دربند آلان فرستاد. وي بخشهايى از داغستان را به تصرف آورد و حاكميت اعراب
را بر دربند (باب الابواب) مستقر ساخت (طبري، ٩/٤٠٩٢). ابن رسته نام پادشاه
ناحيه سرير داغستان را «آوار» نوشته است: «و ملكهم يسمى آوار» (ص ١٤٧).
گرديزي نيز مشابه نظر ابن رسته را ارائه كرده و نوشته است: «ملك ايشان را
آوار خوانند» (ص ٥٩٤). مينورسكى اين نام را با مردم «آوار» داغستان تطبيق
داده است. وي سرير را نيز نام اصلى اين سرزمين ندانسته، بلكه معتقد است
كه اعراب اين نام را از عنوان «صاحب السرير» گرفتهاند (ص ٣١١). بدين روال
مطالب ابن رسته و گرديزي بسيار نزديكند. بارتولد نام سرير را با آوار يكى
دانسته است .(VIII/٥٤١)
ظاهراً اعراب از سدة ٢ق/٨م ضمن لشكركشى به قفقاز با آوارها تماس يافتهاند.
از آن پس اسلام تا سدة ٥ق/١١م ميان آوارها ريشه دوانيد و «تانوس٦» بعدها
يكى از تختگاههاي آوار شده، به صورت يك مركز تعليمات اسلامى درآمد. در
اوايل سدة ٧ق/١٣م كه مغولان به داغستانيورش بردند، اينمنطقه بخشىاز
منطقة «قزلاوردا» (اردوي زرين) شد. تيمور و توقتمش اواخر سدة ٨ق/١٤م به خاطر
تسلط بر داغستان ستيز كردند كه حاصل آن گسستن خاننشينهاي مستقل از اردوي
زرين شد. از اواخر سدة ٦ق/١٢م تا سدة ١٣ق/١٩م سرزمين آوارها را خانها اداره
مىكردند. مركز اين خاننشين، شهر سرير بود كه زمانى تختگاه پادشاهان اين
ناحيه به شمار مىرفت. زمانى تانوس و خونزاك٧ نيز از مراكز اين سرزمين
شمرده مىشدند. امّهخان (د ١٠٤٤ق/١٦٣٤م) فرمانرواي سرير بسياري از ديگر
قبايل منطقة داغستان را زير فرمان خويش آورد و به تنظيم قوانين سنتى آوار
پرداخت. از سدة ١٠ و ١١ق/١٦ و ١٧م خاننشين آوار چندين بار با دولت روسيه
درگير شد و گاه و بيگاه به صورت تحت الحماية آن دولت درمىآمد. سدة١٢ق/١٨م
دورانقدرتمندي آوارهابود، زيراسرزمينهاي جار و بيلقان به تابعيت خان آوار در
آمدند و فرمانروايان گرجستان و دربند و قوبا خراجگزار وي شدند. ولى از
١٢١٨ق/١٨٠٣م دولت امپراتوري روسيه خان نشين آوار را بخشى از قلمرو خود
اعلام كرد (همانجا)، اما پيكار مردم اين سرزمين با بيگانگان كاستى نپذيرفت.
در جريان مبارزه با بيگانگان، روحانيون مسلمان نقش عمدهاي ايفا نمودند.
سران فرقة نقشبنديه در ميان مردم آوار از احترام و نفوذي وافر برخوردار بودند.
نفوذ روحانيون مسلمان سبب شد كه در دهههاي ٣ تا ٦ سدة ١٩م (١٢٣٥-١٢٧٦ق)
خانهايآوار، عرصهرا بهپيشوايانمذهبى واگذارند. سرزمين آوارها از خانات به «امامت»
تغيير نام داد. پيشوايان مذهبى در ١٢٤٦ق/١٨٣٠ممردمآوار را بهشورشعليه «بيگانگان،شاهزادگان
و كافران» تشويق كردند. نخستين پيشواي مذهبى كه مقام امامت داشت شخصى به
نام قاضى محمد بود كه روسها او را «قاضى ملا» مىناميدند (بارتولد، .(III/٤١٦
در جمادي الاول ١٢٤٧ق/اكتبر ١٨٣٢م نيروهاي نظامى روسيه شورشيان را محاصره
كردند و قاضى محمد در اين ماجرا كشته شد. جانشين او حمزه بيگ نيز در
١٢٥٠ق/١٨٣٤م به قتل رسيد. سومين پيشواي شورشيان، شيخ شامل مشهور بود كه
عليه روسها به پيكارهاي خونين دست زد. ماجراي پيكارهاي شيخ شامل، شهرتى
فراوان يافته كه در داستانها آمده است. بعدها همين مبارزه منبع الهام لو
تولستوي٨ نويسندة روس در خلق داستان مشهور حاجى مراد گرديد. شيخ شامل پس از
چند پيكار سرانجام شكست يافت و به ديگر مناطق روسيه تبعيد شد. در ذيقعدة
١٢٨٥/ فورية ١٨٦٩ از الكساندر دوم امپراتور روسيه اجازه يافت تا براي اداي
فريضة حج به مكه برود. شيخ شامل در پايان زندگى معتكف كعبه شد و دو سال
بعد در ذيحجة ١٢٨٧/ فورية ١٨٧١ در شهر مدينه درگذشت (بارتولد، .(II(١)/٨٧٤ تركان
عثمانى شيخ شامل را «شامل افندي» مىناميدند. وي تا ١٢٧٥ق/ ١٨٥٩م رهبري
پيكار مردم آوار با مهاجمان روسى را بر عهده داشت و پس از شكست، حدود ١٠ سال
از عمر خود را در تبعيد گذراند. از آن پس روسها مجدداً حاكميت خانهاي آوار را
براي مدتى كوتاه در آن سرزمين برقرار كردند (همو، .(III/٤١٦-٤١٧
شاهزادة روسى، بارياتينسكى١ كوشيد تا با تحكيم موقعيت خوانين و شاهزادگان
آوار، نفوذ پيشوايان مذهبى و سران فرقة نقشبنديه را درهم شكند، ولى اجراي
اين سياست ديري نپاييد. چند سال بعد دولت روسيه از ادامة اين سياست منصرف
شد و در ١٢٧٨ق/ ١٨٦٢م حاكميت شاهزادگان آوار را برانداخت (همانجا). در ١٢٨٠ق/
١٨٦٣ خان آوار ابراهيم خان تبعيد گرديد (آكينر، .(١٣٤ در ١٢٨١ق/ ١٨٦٤م خان
نشين آوار به فرمان امپراتور روسيه ملغى اعلام شد و به صورت يكى از
استانهاي تابع روسيه در آمد I/٤٩) , ٣ .(BSEاكنون سرزمين آوار بخشى از جمهوري
شوروي خودمختار داغستان است كه خود بخشى از جمهوري شوروي فدراتيو روسيه به
شمار مىرود.
جمعيت: طبق سرشماري ١٩٥٩م شماره آوارها جمعاً ٢٧٠ هزار نفر بود كه ٢٣٩ هزار
نفر از اين تعداد ساكن داغستان بودند، ولى در ١٩٧٠م شمار آوارها به ٣٩٦ هزار
نفر رسيد كه افزايشى معادل ٤٧% داشت (بنيگسن، .(٦ در ١٩٧٩م شمار آوارها به
٨٤٤ ،٤٨٢نفر افزايش يافت (آكينر، همانجا). بنيگسن جمعيت آوارها را در اين سال
٤٨٣ هزار نفر و رشد آن را نسبت به ١٩٧٠م ٢٢% نوشته است (بنيگسن، همانجا).
آوارها مسلمان و پيرو مذهب شافعيند و آراء صوفيان نقشبنديه در ميان اهالى از
احترام فراوان برخوردار است. كار اكثر آوارها كشاورزي، دامپروري و باغداري
است. عدهاي نيز در صنايع فعاليت دارند I/٤٩) , ٣ .(BSEاز صنايع دستى سنتى
رايج در اين ناحيه، نقرهكاري و بافت عباهاي معروف قفقازي است.
زبان: زبان آوارها شاخهاي از گروه زبانهاي شمال شرق قفقاز (ايبري - قفقازي)
است. زبان آوارها به گويشهاي و زير گويشهاي متعدد منقسم شده است كه عمدهترين
آنها دو گويش شمالى و جنوبى است. تمايز ميان اين دو گويش در تفاوتهاي آوايى،
سازهاي٢ و واژگانى است. گويش بولماتس٣ كه آن را لهجة مشترك آوارها مىنامند،
اساس زبان ادبى آوارها را تشكيل مىدهد. اين لهجه بيشتر با گويش شمالى
آوارها نزديك است، ولى گويش جنوبى نيز در گسترش زبان ادبى آوارها بىتأثير
نبوده است. قوم اندوديدو٤ يا اندوتسز٥ ساكن داغستان نيز به زبان آوارها گفت
و گو مىكنند. از سدة ٩ق/١٦م كوششهايى صورت گرفت تا زبان آوارها با خط و
كتابت عربى ارائه شود، ولى انتشار اين رسم الخط تنها در نيمة دوم سدة ١٩ و
اوايل سدة ٢٠م ميسر گرديد. در ١٩٢٧م رسم الخط آوارها از عربى به لاتين
برگردانده شد، ولى از ١٩٣٨م رسم الخط روسى جاي آن را گرفت. واژگان زبان
آوار تحت تأثير عنصر عربى، فارسى و تركى است كه به تدريج جاي خود را به
زبان روسى مىدهند. در دوران حكومت شوروي زبان بعضى گروهها به تابعيت
آوارها در آمد كه از آن جمله مىتوان قوم آندويدو و آرچين٦ را نام برد. در
سرشماري ١٩٥٩م نيز اين گروههاي قومى را در زمرة آوارها به شمار آوردند، حال
آنكه از نظر زبانى و قومى تفاوتهايى ميان آنها با آوارها وجود دارد.
مآخذ: ابن رسته، احمد، الاعلاق النفسية، ليدن، ١٨٩١م؛ گرديزي، عبدالحى،
تاريخ، به كوشش عبدالحى حبيبى، تهران، ١٣٦٣ش؛ طبري، محمد، تاريخ، ترجمة
ابوالقاسم پاينده، تهران، ١٣٥٣ش، ج ٩؛ مسعودي، على، مروج الذهب، ترجمة
ابوالقاسم پاينده، تهران، ١٣٤٤ش؛ مينورسكى، حواشى و تعليقات بر حدود العالم،
ترجمة ميرحسين شاه، كابل، ١٣٤٣ش؛ نيز:
Akiner, Shirin, Islamic Peoples of the Soviet Unoin, London, ١٩٨٦; Bartold, V.
V., Sochineniia, Moskva, ١٩٦٣, vol. II, ١٩٦٥, vol. III, ١٩٧٣, vol. VIII;
Benigsen, A. Musulmane v SSSR, Paris, ١٩٨٣; BSE ٣ .
عنايتالله رضا (ز) تايپ مجدد - ١٣/٣/٧٧ (ز) ن ١ - ٢٣/٣/٧٧