دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٦
| آنکارا جلد: ٢ شماره مقاله:٥٢٦ |
آنْكارا، پايتخت جمهوري تركيه، كرسى ايلِ (استان) آنكارا، پر شهرستانترين
استان تركيه، واقع در شمال قسمت مركزي دشت آناتولى، ٢٠٠ كيلومتري جنوب
درياي سياه و حدود ٣٥٠ كيلومتري جنوب شرقى استانبول، خاستگاه تمدن كهن
هيتى١ و يكى از زيباترين شهرهاي خاورميانه.
وجه تسميه: نام آنكارا از آغاز پيدايى اين شهر تاكنون به شكلهاي گوناگون
اما نه چندان متفاوت، تلفظ و ضبط شده است. در زبان هيتى آنكووا٢ (
دائرةالمعارف الاسلامية )؛ در يونانى و لاتين انكوره٣ (در «فرهنگ جغرافيايى
جديد وبستر٤»، تلفظ كلمة اخير به صورت اَنْسيره ضبط شده است)؛ در متون فارسى
به صورتهاي انگوري، انگوريه، انقره (به پيروي از تلفظ عربى) و اخيراً
آنكارا؛ در تركى انگره٥، انگورو٦، اَنگوري، انگوريه و آنكارا ٤٣٨) و در عربى
اَنقِره و اَنْقوريّه. ياقوت و ابوالفدا در زير عنوان اَنقِره به انكوريه
نيز اشاره كردهاند ( معجم البلدان، ١/٢٧١، تقويم البلدان، ٣٨٠). در
كتيبههاي سلجوقى و بر سكههاي ضرب شده در آنكارا نام اين شهر همه جا
آنكارا، در تاريخ ابن بىبى (ص ٥، ٤٤، ٤٧، ٢١٢، ٢١٤ و ٣٣٢) انكوريه و انگوريه
و در آثار عصر ايلخانان، انگوريه I/٤٤٣) و در منابع اخير دوران عثمانى مانند
سياحت نامه و جهان نما انگوره و آنكارا ضبط شده است (همانجا). جغرافى
نويسان قرون وسطى، ظاهراً با توجهبهرشتهكوههاي اطرافشهر، گاهاز آنكارا
بهعنوان ذاتالسّلاسِل ياد كردهاند. در نوشتههاي قديم غربى اين شهر
انگوري، انگوره و آنكاراس٧ خوانده شده است.
سرانجام در ١٣٤٢ق/١٩٢٣م، پس از اعلام جمهوريت در تركيه، اين شهر رسماً
آنكارا نام گرفت. دربارة معناي لفظ آنكارا اقوال متفاوت است. احتمال داده
شده است كه اين كلمه از واژة سانسكريت آنكاس، به معناي درهم و برهم و
شلوغ، مشتق شده باشد (همان، .(I/٤٣٨ گروهى از لغت شناسان كهن، آنكارا را با
واژة يونانى انكورا٨ به معناي لنگر مرتبط مىدانند و پارهاي از روايات
افسانهآميز نيز اين ارتباط را تأييد مىكنند: به گزارش پوسانياس٩، تاريخنگار
يونانى، آنكارا بهدست ميداس١٠پسر گورديوس١١بنياد يافت. به گمان وي، لنگري
كه در معبد ژوپيتر وجود داشته توسط اين شاهزاده كشف شده بود. آپولونيوس١٢
مورخ كاريايى١٣مىگويد در جنگ ميان گُلها از يك سو و ميتريدات (مهرداد)،
پادشاه پونتوس، و آريوبرزن از سوي ديگر، بطلميوس لشكري از مصريان به جنگ
گلها گسيل داشت. گلها اين لشكر را منهزم كردند و لنگرهاي كشتيهاي آنان را
به نشانة پيروزي با خود به همراه آوردند و در شهر خود كه به همين مناسبت
آن را آنكارا ناميدند، جاي دادند (تكسير، .(٤٧٩ اما حقيقت اين است كه آنكارا
پيش از رويداد ياد شده (سدة اول قم) و حتى در زمان اسكندر ، با همين نام
وجود داشته است (همو، .(٤٨٠ برخى احتمال دادهاند كه لفظ آنكارا با واژة
فارسى انگور و انگوري (يعنى عِنَب) هم ريشه است و گروهى نيز آن را مأخوذ
از كلمة يونانى اغوريذا، به معناي غوره، يا انگوري و انگوريا، به معناي
خيار، دانستهاند ( دائرةالمعارف اسلامية ). بر پاية پژوهشهاي انجام شده چنين
به نظر مىرسد كه آنكاراي امروزي بر جاي آنكووا، شهر هيتيها، بنا شده باشد و
بنابراين برخى نام آنكارا را دگرگون شدة انكوواي هيتى مىدانند ٤٣٨) .(IA,
چهرة طبيعى: آنكارا در ٣٨ و ٥٥ عرض شمالى و ٣٢ و ٥٥ طول شرقى، نزديك به مرز
شمالى فلات آناتولى مركزي و بر كرانة رود آنكارا واقع است. در تقسيمات
جغرافيايى قديم، برخى آنكارا را از اقليم چهارم (مستوفى، ١١٠) و گروهى ديگر
مانند ابوالفدا از اقليم پنجم دانستهاند ( تقويم البلدان، ٣٨٠). رود آنكارا
كه در گذشته انگورو سويو نام داشته و از ٣ رود بنت درسى١٤ (يا خطيب
سوياقاياش)، اينجهسو١٥ و چبقسويو١٦ تشكيل شده پس از طى ١٨٤ كم و سيراب
كردن جلگة آنكارا بهجانبشرقى جريانمىيابد و بهرود بزرگ سكاريه١٧
(سَقاريه، صاغري) مىريزد I/٥٠٩) , ٢ .(EIآنكارا دقيقاً در مصب چبقسو يا
چبقچاي (ماير، بر دامنة تپهاي از صخرههاي آذرين كه از جنوب به شمال
كشيده شده و حدود ١٥٠ متر از فلات آناتولى ارتفاع داد ٥٣) گسترده است.
ارتفاع آنكارا از سطح دريا در پايينترين نقطة شهر ٨٣٥ متر و در بالاترين
ناحيه، بر فراز تپهاي كه محل قلعة آنكاراست، ٩٧٥ متر محاسبه شده است.
شمال، جنوب و غرب شهر را رشته كوههايى فرا گرفته كه بلندترين قلة آن به
نام اِلما داغى، با ٨٦٢ ،١متر ارتفاع از سطح دريا، به طرف جنوب كشيده شده
است I/٥١١) .(YA, آنكاراي كهن بر ارتفاعات همين تپه سر بر افراشته و
باروهاي آن تا پايين دامنة تپه امتداد يافته است (تكسير، .(٤٨٠ چون آنكارا
را از چند سو كوههايى در ميان گرفته هوايى نسبتاً خشك دارد. بيشترين برف و
باران اين شهر در ماههاي دي و بهمن مىبارد. دي، با ميانگين حداقل ٢-
سانتىگراد، سردترين و مرداد با ميانگين حداكثر ٣٠+ سانتىگراد، گرمترين ماه
سال در آنكاراست ( بريتانيكا، .(I/٩٢٥ ميانگين درجه حرارت سالانة آن ١١
سانتىگراد (پُل رو، ١٦) و ميانگين باران سالانه ٣٦٧ ميلىمتر است. بيش از ٩
درصد از زمينهاي استان آنكارا به ويژه نواحى شمال و شمال غربى آن را جنگل
پوشانده است I/١٤٧) .(YTA, بنابراين مىتوان گفت كه شهر آنكارا از پوشش
گياهى خوبى برخوردار نيست.
تاريخ: روشن نيست كه آنكارا دقيقاً در چه زمانى بنياد نهاده شده است ولى
قرائن باستان شناختى نشان مىدهد كه زندگى در اطراف آنكارا با شكار و
گردآوري خوراك آغاز گرديده است. در كنار آثار نوسنگى كه در نزديكى قلعة
آنكارا و رود چبق به دست آمده، نشانههايى هم از دوران ديرينه سنگى در
حوالى دانشكدة كشاورزي آنكارا مشاهده شده است و اين همه نشان دهندة آن
است كه آغاز نوعى از فرهنگ اولية بشري كه در آنكارا يافت شده به عصر حجر
مىرسد (همان، ؛ I/١٤٨ بريتانيكا، .(II/٩٢٥ احتمال داده مىشود كه اين شهر در
هزارة ٢قم توسط اقوام هيتى بنياد يافته باشد. اين اقوام هند و اروپايى در
اوايل هزارة ٢قم از نواحى غرب به آناتولى راه يافتند، و در كرانههاي رود
هاليس (قزل ايرماق امروزي) جاي گزيدند و با مردم محلى در آميختند. در حدود
١٦٠٠قم حكومتهاي كوچك محلى را كه از قبل در منطقه وجود داشت، زير نفوذ خود
آوردند و آنها را متحد كردند و سرانجام ملت واحدي تشكيل دادند كه پايتختشان
هتوشاش١ (بغازكوي٢ امروزي) بود ( آمريكانا، .(XIV/٢٩٨٦ توان امپراتوري هيتى
در سدة ١٣قم به سستى گراييد تا اينكه سرانجام امپراتوري فريگيه٣ جاي آن
را در آناتولى مركزي گرفت.
پادشاهى فريگيان ميان سالهاي ٦٨٠ -٦٧٠قم با حملة كيمريان٤ نابود شد. اين
گروه جديد يكى از قبايل صحراگرد حوالى كريمه بودند كه در حدود ٦٣٥قم بر
آسياي صغير دست يافتند («فرهنگ وبستر٥» و تا حدود ٦٢٠قم در اين سرزمين
فرمان راندند. از پى كيمريان ليدياييها جاي آنان را گرفتند ( آمريكانا،
.(XXII/٢٢ پادشاهى ليدي هم به نوبة خود در حدود ٥٤٦قم به دست ايرانيان
سرنگون شد. در ٣٣٤قم اسكندر مقدونى آنكارا را تسخير كرد و پس از مرگ او اين
شهر نزديك به نيم قرن در تصرف سلوكيان بود. در دهههاي نخستين سدة ٣قم
اقوامى كه در تاريخ به گالاتها٦ و تكتوساژها٧ معروفند از شبه جزيرة بالكان
به داخل آناتولى راه يافتند و با فريگيان و يونانيان در آميختند و تا پايان
همين قرن در آناتولى مركزي ساكن شدند. با نيرومند شدن اين اقوام مهاجر،
آنكارا به پايتختى برگزيده شد I/٤٤٠) .(IA, پارهاي منابع مانند دائرةالمعارف
اسلام، گالاتها را از قوم تكتوساژ دانستهاند و پارهاي ديگر مانند بريتانيكا از
تكتوساژها به عنوان قبيلهاي از گالاتيا ياد كردهاند. و نيز برخى ديگر گالاتها
را متشكل از ٣ گروه دانستهاند كه از ميان آنها تكتوساژها آنكارا را به
پايتختى برگزيدند ، IA) همانجا). بعيد نيست كه گالاتيا و تكتوساژ نام دو قوم
هم نژاد مهاجر بوده است كه با قوم سومى مشتركاً فدراسيون گونهاي در اين
منطقه تشكيل دادند، ولى در اين ميان نام گالاتيا، به دلايلى، كليت و
برجستگى بيشتري در تاريخ يافته است.
بنابر گزارش تكسير در زمان امپراتوري نرون آنكارا عنوان متروپول گرفت و
ساكنان آن تكتوساژ ناميده شدند (ص ٤٨٠). گالاتها يا گالاتياييها كه در ميان
اعراب به غلاطيه معروفند بر تپهاي به ارتفاع ١٢٠ متر قلعهاي بنا كردند كه
قلعة كنونى آنكارا بر پايههاي همان قلعه نهاده شده است (ماير، .(II/٢٣١
شاهزادهاي از همين گالاتها معبدي به نام اُگستوم در آنكار بنا كرد. آثار
بازماندة اين معبد حكايت از هنر پيشرفتة گالاتها در آن زمان دارد (تكسير، .(٤٨١
پس از چيره شدن پرگاموم٨ يا پرگاموس٩ بر گالاتها آنكارا يك چند نيز بخشى از
اين پادشاهىشد ( آمريكانا، .(XXI/٥٨٢ در٩٠قمآنكارابهدستميتريدات (مهرداد)
ششم جزو قلمرو پادشاهى پونتوس١٠ (واقع در شمالى غربى آسياي صغير، بر كرانة
درياي سياه، ميان ارمنستان و ورد هاليس) گرديد (ماير، و سرانجام پس از
خودكشى ميتريدات (٦٦قم) و الحاق پونتوس به امپراتوري روم، آنكارا نيز به
دست اگوستوس امپراتور روم، جزو قلمرو روم گرديد. در ٢٥قم كه پادشاهى در
حال اضمحلال گالاتيا به انضمام پيسيديا و قسمتهايى از ليكائونيا١١ و با همان
نام گالاتيا يكى از ايالات روم گرديد، آنكارا به عنوان كرسى آن ايالت
تعيينشد ( آمريكانا، و بهافتخارامپراتور روملقب«سباست» (بزرگ و با شكوه)
يافت (تكسير، .(٤٨٠ پس از تجزية امپراتوري روم به شرقى و غربى، آنكارا جزو
روم شرقى يا بيزانس شد II/١٤٨) .(YTA,
در ٦٢٠م خسرو پرويز ساسانى در يكى از لشكركشيهايش به آسياي صغير بر آنكارا
دست يافت. ليكن پس از تحمل شكستى در نزديكى نينوا (٦ق/٦٢٧م) ناگزير به
ترك آناتولى شد ( بريتانيكا، .(I/٩٢٥ در عهد خلافت عباسيان، آنكارا چند بار از
سوي اعراب دستخوش هجوم و غارت و ويرانى شد. در زمان مهدي خليفة عباسى
(خلافت: ١٥٨- ١٦٩ق/٧٧٥- ٧٨٥م) كشمكشهايى ميان او و روميان در آسياي صغير رخ
داد و عباس بن محمد از جانب مهدي به قصد جهاد تا انقره پيش رفت (يعقوبى،
٢/٤٠٤). در ١٩١ق/٨٠٦م هارونالرشيد (خلافت: ١٧٠-١٩٣ق/٧٨٦- ٨٠٩م) شهر را
محاصره و يغما كرد I/٥١٠) , ٢ .(EIبه گزارش طبري عبدالملك بن صالح فاتح
انقره بود (١٠/٦٤٦). او بر دروازة آنكارا كتيبهاي به زبان يونانى ديد. مترجم
او به فرمان وي متن يونانى را كه حاوي نكاتى پندآموز بود، به عربى
برگرداند و به نظر هارونالرشيد رساند (قزوينى، ٥٠٦). ابوجعفر عبدالله بن
مأمون (خلافت: ١٩٨- ٢١٨ق/٨١٤ -٨٣٣م) در محرم ٢١٥/فورية ٨٣٠ انقره را نيمىبا
صلحو نيمىبا شمشيرگشود و آنرا ويرانكرد (يعقوبى،٢/٤٦٥). المعتصم بالله
(خلافت: ٢١٨-٢٢٧ق/ ٨٣٣ -٨٤٢م) نيز در ٢٢٤ق/٨٣٨م كار مأمون را تكرار كرد و به
گفتة حسين بن ضحاك شاعر، لَم تبق مِن اَنقِرَة نَقْرَةً (ابن خردادبه،
١٠١). به گزارش زكريا قزوينى، معتصم پس از ويران كردن انقره دو لنگه در
آهنى كه بر دروازة شهر بود، به بغداد برد. اين در عريض و طويل در زمان
قزوينى در قسمت باب العامة، دري از درهاي دارالخلافه بوده است (ص ٥٠٦).
در ٢٥٧ق/٨٧١م شهر دستخوش تاراج پاليسينها١٢ يا بيالقه (فرقهاي مسيحى معتقد
به نوعى ثنويت خدا كه نخستين بار در سدة ٧م در قلمرو امپراتوري بيزانس ظهور
كردند) شد و در ٣١٩ق/٩٣١م در معرض تهديدهاي اعراب طرسوس واقع گرديد ( ٢ ،
EIهمانجا).
در حدود ٤٦٣ق/١٠٧١م، الب ارسلان سلجوقى پس از شكست دادن رومانس چهارم در
حوالى شهر ملازگرد، آنكارا را زير سيطرة خود آورد و در نخستين جنگ صليبى
(٤٨٨-٤٩٢ق/١٠٩٥- ١٠٩٩م) امپراتور بيزانس، ريموند چهارم شهر را از سلجوقيان
بازپس گرفت، ولى ديري نپاييد كه شهر دوباره به دست آنان افتاد. تركان
سلجوقى بر سر تحكيم قدرت در آنكارا مدتها ميان خود زد و خورد داشتند. يك چند
سلجوقيان و آنگاه در ٥٢١ق/١١٢٧م امراي سلسله دانشمنديه (حك ح
٤٥٥-٥٦٧ق/١٠٦٣-١١٧٢م) و باز، پس از درگذشت محمد ثانى بن غازي امير دانشمندي
(٥٣٧ق/١١٤٢م) سلجوقيان بر آنكارا دست يافتند (رايس، ٥٨-٦٠ ; ٢ ، EIهمانجا).
سلاجقه به آنكارا به مثابة قلعة نظامى استواري توجه داشتند و پيوسته برج و
باروي آن را تعمير و بازسازي مىكردند I/٤٤٢) .(IA, زمانى كه عزالدين قلج
ارسلان دوم (حك ٥٥١ -٥٨٤ق/١١٥٦- ١١٨٨م) در عهد پيري متصرفات خويش را ميان
١١ فرزندش تقسيم كرد، آنكارا به محيىالدين مسعود شاه رسيد (ابن بىبى، ٥)،
ليكن پسر ديگر قلج ارسلان، ركنالدين سليمان (حك ٥٩٢ -٦٠٠ق/١١٩٦-١٢٠٣م) امير
توقات، او را در جنگى شكست داد و بكشت و آنكارا را متصرف گشت (رايس، .(٦٦
چون نوبت سلطنت به عزالدين كيكاووس اول (حك ٦٠٨ -٦١٦ق/١٢١١- ١٢١٩م) رسيد،
برادر كهترش، علاءالدين كيقباد بر او شوريد و قلعة آنكارا را به تصرف خود در
آورد، ولى پس از يك سال كه در محاصرة سخت سپاهيان عزالدين گذراند، ناگزير
تسليم شد و قلعة آنكارا باز به دست عزالدين افتاد (ابن بىبى، ٤٨-٥٠). پس از
مرگ عزالدين، علاءالدين كه در ملطيه به حال تبعيد به سر مىبرد، به
پادشاهى انتخاب شد. در دوران سلطنت او (٦١٦ -٦٣٤ق/١٢١٩-١٢٣٦م) كه از
درخشانترين ادوار سلجوقيان روم به شمار مىآيد، آنكارا از حالت يك شهر مرزي
بيرون آمد.
پل معروف به «آق كوپرو» بر رودخانة آنكارا، كه تا روزگار ما برجاي است، در
عهد همين پادشاه بنا شد ، IA) همانجا). بعضى از شاهان كم اهميتتر سلجوقى
سكههاي خود را در آنكارا ضرب كردهاند (رايس، .(١١٠ غياثالدين كيخسرو دوم
(حك ٦٣٦ -٦٤٤ق/١٢٣٦- ١٢٤٦م) كه وارث امپراتوري باشكوه و نيرومندي بود، به
زودي در معرض تهديدهاي مغولان قرار گرفت. گرچه مدتى در مقابل حملة آنان
ايستادگى كرد و چندي در قلعة آنكار مستقر شد ، IA) همانجا) ولى چون قلمرو
سلطنتش دستخوش هرج و مرج و وحشت زدگى در برابر مغولان شده بود، دست از
مقاومت برداشت و از ٦٤١ق/١٢٤٣م فرمان مغولان را گردن نهاد و از سوي هولاكو،
دستور يافت كه آرامش را به آناتولى بازگرداند (رايس، .(٧٦ هر چند كيكاووس
دوم (٦٤٤ -٦٨٢ق/١٢٤٦- ١٢٨٣م)، فرزند كيخسرو دوم، به تعمير برج و باروي
آنكارا همت گماشت، ليكن ستارة اقبال سلاجقة روم در حال فرو رفتن بود. آنان
روز به روز قدرت و شكوه خود را از دست مىدادند. در اين ايام گرچه به ظاهر
اميران سلجوقى فرمان مىراندند، ولى قدرت واقعى در دست سازمانى متنفذ از
بازرگانان توانگر و رؤساي اصناف به نام جماعت اَخيان بود. سوداگران و
ارباب حِرَف مىتوانستند از رهگذر اين سازمان اعمال نفوذ بسيار كنند. اخيان
كه احتمالاً از طريقت فتوت بغداد منشعب شده بودند، پس از ورود به آناتولى
به فعاليتهاي صنعتى و تجارتى پرداختند و رفته رفته صاحب نفوذ و اقتدار شدند
به گونهاي كه به شاهان سلجوقى چندان وقعى نمىنهادند و بيشتر از حكمرانان
مغول فرمان مىبردند ، IA) همانجا). ازشخصيتهايمعروفاخيان،اخىشرفالدين (د
٧٥١ق/ ١٣٥٠م) بود كه ظاهراً برجستهترين شخصيت زمان خود بود. پس از
برافتادن ايلخانان كه آنكارا بخشى از متصرفات علاءالدين ارتنا، امير سيواسى
و جانشينان او شد، فرقة اخيان همچنان قدرت خود را حفظ كردند. در واقع مىتوان
گفت كه تسلط ايلخانان و ارتنائيان بر آنكارا اشغالى نظامى و به منظور گرفتن
ماليات بوده است و الا اين اخيان بودند كه قدرت واقعى را در دست داشتند (
٢ ، EIهمانجا).
دورة عثمانى: به موجب پارهاي از گزارشها، آنكارا نخستين بار در ٧٥٥ق/١٣٥٤م
در زمان اورخان (حك ٧٢٦-٧٦٠ق/١٣٢٦- ١٣٥٩م) و فرزندش سليمان پاشا به تصرف
عثمانيان درآمد، اما وقايع نگاران عثمانى خود ذكري از اين مطلب نمىكنند.
بنابراين اگر چنين اشغالى رخ داده باشد بايست موقتى بوده باشد و در اين
صورت مىتوان گفت كه آنكارا ابتدا در ٧٥٥ق/١٣٥٤م و سپس در ٧٦٢ق/١٣٦١م به
دست عثمانيان افتاده است (همانجا). بنابراين از آغاز سلطنت مراد اول (حك
٧٦١-٧٩١ق/١٣٦٠- ١٣٨٩م) آنكارا يكى از شهرهاي عثمانى شد (فريدبك، ١٢٩). در آن
زمان شهر در قبضة قدرت اخيان بود. اينان گرچه ناگزير شدند شهر را به مرادبيك
واگذارند، ولى گويا تا اواخر سدة ٨ق/١٤م همچنان در آنكارا صاحب نفوذ بودند ( ٢
، EIهمانجا).
به دنبال جنگ تاريخى آنكارا (١٩ ذيحجة ٨٠٤ق/ ٢٠ ژوئيه ١٤٠٢م) ميان
عثمانيان و لشكريان تاتار در چبق اُواسى (شمال آنكارا) و اسير شدن ايلدرم
بايزيد عثمانى و قتل هزاران نفر از سپاهيان دو طرف، اين شهر به تصرف تيمور
گوركانى درآمد (پرادين، .(٤٩٥ پس از مرگ بايزيد و عزيمت امير تيمور از آسياي
صغير، آنكارا جزو قلمرو محمد چلبى يكى از پسران ايلدرم شد، ولى او براي دفاع
از اين شهر مجبور گرديد كه چند بار بر ضد برادرانش به نبرد برخيزد I/٤٤٤) .(IA,
در روزگاري كه عثمانيها قلمرو خود را به ايالاتى تقسيم كردند، آنكارا مركز
ايالت بزرگ آناتولى انتخاب شد. چندي بعد شهر كوتاهيه اين نقش را بر عهده
گرفت و آنكارا كرسى لِوا يا سَنْجَقْ عَموريه (آموريومِ باستان)، واقع در
جنوب غربى آنكارا گرديد. به موجب قانون جمادي الثانى ١٢٨١/ نوامبر ١٨٦٤،
اين شهر به عنوان مركز ولايتى برگزيده شد كه سنجقهاي آن: آنكارا، يوزغاد،
قيرشهري و قيصريه بودند. سنجق آنكارا خود شامل قضاهاي: آنكارا، اَياش، بالا،
زير، بك پازاري، چبق آباد، حيمانه، سفريحصار١، ميخالججق، نعللوخان و
يبانآباد بود. قضاي انقره خود به ١٨ ناحيه تقسيم مىشد ( قاموس اعلام )، بر
اثر جنگهاي بالكان (١٣٣٠-١٣٣١ق/١٩١٢-١٩١٣م) كه متصرفات عثمانيها در شبه
جزيرة بالكان، معروف به روملى١ يا رومليا، يكى بعد از ديگري از دست رفت و
مرزهاي غربى اين امپراتوري عظيم تا ٢٠٠ كيلومتري استانبول رسيد، اين شهر در
برابر حملات احتمالى بيگانگان آسيب پذير شد. بنابراين، انديشة انتقال پايتخت
عثمانى به يكى از نقاط داخلى آناتولى كه مصون از تجاوز دشمنان باشد بيش از
پيش قوت گرفت، ليكن به سبب جاذبهاي كه استانبول داشت دولتمردان عثمانى
اين انديشه را چندان جدي نمىگرفتند. اما در بهار ١٣٣٣ق/١٩١٥م كه چناق
قلعه (داردانل) از سوي نيروهاي دريايى انگليس و فرانسه اشغال شد I/٤٤٧)
ضرورت انتخاب نقطهاي ديگر به عنوان پايتخت بيشتر احساس شد. با اينكه
آنكارا هيچ گاه براي اين مقصود در نظر گرفته نشده بود، ليكن بنا به
ملاحظات جغرافيايى و تاريخى توجه دولتمردان را به خود جلب كرد، زيرا اولاً
آنكارا از لحاظ جغرافيايى در مركز كشور قرار داشت، ثانياً تصور مىرفت كه
فاصلهاش از كرانههاي دريا آن را در برابر حملات خارجى محفوظ نگه مىدارد،
ثالثاً چون قطع پيوند كامل با امپراتوري عثمانى ضروري به نظر مىآمد، اين
شهر براي پايتختى در نظر گرفته شد ٢٥٣) .(NCE,
در دهة دوم سدة ٢٠ كه مليّون ترك سرگرم تلاش براي ايجاد وحدت و نجات كشور
خود از نيروهاي اشغالگر بودند، مصطفى كمال پاشا كه اوضاع را در آنكارا براي
هماهنگ كردن فعاليتهاي سازمانهاي ملى مناسبتر مىديد، در ربيع الا¸خر
١٣٣٨/دسامبر ١٩١٩ به اين شهر رفت. چند ماه بعد در شعبان ١٣٣٨ق/٢٣ آوريل
١٩٢٠م مجلس بزرگ ملى به عنوان تنها نمايندة ملت ترك در آنكارا تشكيل جلسه
داد و از اين تاريخ به بعد مبارزات ملى سراسر آناتولى از آنكارا رهبري مىشد
(«سالنامة تركيه٢»، ١٩ ١٨, I/٤٤٨; .(IA, به دنبال طرد بيگانگان از خاك تركيه
در صفر ١٣٤١/سپتامبر ١٩٢٢ لغو امپراتوري ٦٣١ سالة عثمانى در ربيعالا¸خر
١٣٤١/نوامبر ١٩٢٢ اعلام جمهوري تركيه در ربيع الا¸خر ١٣٤١/ اكتبر ١٩٢٣ به
موجب قانونى كه در همين تاريخ به تصويب رسيد، آنكارا رسماً به پايتختى
جمهوري نوپاي تركيه انتخاب شد و در هفتة بعد شكل امروزين حكومت تركيه در
اين شهر بنياد نهاده شد.
آنكاراي كهن و آنكاراي نو: آنكاراي امروزي را دو بخش كهن و نو تشكيل
مىدهد. آنكاراي كهن بخشى از شهر است كه گرداگرد ارگ و باروي قديمى آنكارا
گسترده شده است. اصلىترين نقطة آنكاراي كهن قلعهاي است كه بناي فعلى
آن به دوران بيزانسيها بر مىگردد، ليكن احتمال داده مىشود كه پيش از اين
تاريخ هم در اين نقطه برج و بارويى وجود داشته است. قلعة آنكارا يكى از
استوارترين دژهاي آسيا به شمار مىرفته كه دو بخش درونى و بيرونى داشته و
بر فراز تپهاي مشرف بر شهر واقع بوده است (تكسير، .(٤٨٩ بخش درونى آن
مستطيل شكل و مساحتى در حدود ٥٠ هزار م٢ را دربر مىگرفته است I/٤٤٩) .(IA,
نزديك به ١٥ برج از ٢٠ برج قلعة بيرونى و نيز بخشهاي مهمى از باروهاي ميان
برجها تا به امروز سالم مانده است (همانجا). محلههاي ميان باروهاي قلعة
اندرونى و قلعة بيرونى داراي خانههاي قديمى و يك طبقه است. محلهاي كه
در سمت غربى قلعة اندرونى قرار داشت، در آتش سوزي ١٣٣٥ق/١٩١٧م سوخت و
اكنون به فضاي سبز تبديل شده است (همانجا). در سالهاي اخير ساختمانهاي جديد
نيز به داخل قلعة آنكارا راه يافته و بسياري از خانههاي قديمى ويران يا
نوسازي شده است. بخش قديم آنكارا يا اولوس، با كوچههاي تنگ و پر پيچ و
خم، خانههاي خشتى و آثار باستانى بسيار، در قلب آنكاراي بزرگ واقع است و
تا حدود اواسط سدة ٢٠ نزديك به سه پنجم كل جمعيت پايتخت را در خود جاي
مىداد (همانجا). مركز تجاري آنكارا در اين بخش از شهر قرار دارد.
در زمانى كه آنكارا به پايتختى برگزيده شد، اين شهر از هرگونه امكانات
رفاهى بىبهره و دچار كم آبى و عوارض ناشى از باتلاقهاي آلوده مانند
بيماري مالاريا بود. افزايش سريع جمعيت آنكارا و متمركز شدن بسياري از
فعاليتهاي سياسى، اقتصادي و فرهنگى در اين شهر، موجب پارهاي بىنظميها و
شتابزدگى در كارهاي عمرانى شد، ليكن پس از ١٣٤٧ق/١٩٢٨م، گسترش و عمران
آنكارا طبق نقشهاي كه هرمان يانسن، معمار زبردست آلمانى (١٨٦٩- ١٩٤٥م) آن
را ابتكار و ارائه كرد با برنامة منظمى پيش رفت. با احداث خيابانهاي وسيع و
پر درخت، ساختمانهاي بلند و با شكوه مانند ميدان اولوس كه مهمترين مركز
فعاليت در آنكاراست، محلههاي مسكونى جديد، مراكز فرهنگى، مدارس متعدد،
مجتمعهاي صنعتى، خطوط اتوبوسرانى و فرودگاه اسنبوغا٣، و چندي بعد با ايجاد
تئاتر شهر و ساختمان مجمع ملى در ١٣٧٠ق/١٩٥١م، آنكارا رفته رفته سيماي
امروزي خود را به دست آورد.
آنكاراي جديد به خلاف استانبول كه بيشتر حال وهواي اروپايى دارد، شهر است
اساساً تركى كه با الهام گرفتن از انديشه و تخيل تركى به وجود آمده است،
زيرا تمام آن با استفاده از منابع تركى ساخته شده و از هيچ سرمايه و مادة
خارجى استفاده نشده است («ژورنال جغرافيايى٤»، .(٢٦-٢٧ در تصور تركها، شهر
جديد آنكارا مركز تمدن جديد است همان گونه كه بُغازكوي، در ١٥٢ كيلومتري
شرق آنكارا مركز نخستين تمدن عظيم تركيه يعنى تمدن هيتى است (همانجا).
آنكاراي جديد نمونة كاملى است از هنر شهرسازي جديد كه با آنكاراي كهن در
تضاد كامل است. هر چند در طرح اولية آن كه به دست يانسن پيشنهاد شد، حفظ
ويژگيهاي قديمى در آن پيش بينى شده بود، ولى افزايش بىرويه جمعيت مانع
تحقق اين طرح به مفهوم واقعى گرديد I/١٤٨) .(TA, فشار جمعيت روز افزون و در
نتيجه گسترش بىقوارة شهر، موجب شد كه به موازات احداث محلههاي جديد و
ساختمانهاي باشكوه، آلونك نشينى نيز افزايش يابد. يكى از محلات جديد آنكارا
شهرك ينى شهر است كه در ١٣٤٤ق/١٩٢٥م در جنوب شهر قديمى آنكارا آغاز و به
تدريج گسترش يافت.
مسألة حاد و هميشگى آنكارا كمبود آب بود كه ازدياد جمعيت روزبه روز بر شدن
آن مىافزود. گرچه با احداث سدي عظيم بر رود چبق يا چبق چاي، در ١٢
كيلومتري شمال آنكارا، از حدت مشكل كم آبى كاسته شده، اما اين مشكل هنوز
به كلى از ميان نرفته است. سد زيباي چبق به ارتفاع ٦٨ متر و عرض ٢٠٠ متر
با مخزن آبى به طول ٧ كم و به گنجايش ٥/١٣ ميليون م٣ در فاصلة سالهاي ١٣٤٧-
١٣٥٥ق/ ١٩٢٨-١٩٣٦مساختهشد .(IA,I/٤٤٨) درساختنسد،باغها،فضاهاي سبز و جنگل
كاري كرانههاي مخزن آب به جنبههاي هنري و زيبا شناختى نيز توجه كامل
شده است. منطقة سد چبق يكى از پر جاذبهترين مراكز جهانگردي تركيه است.
جمعيت: تا پيش از جنگ جهانى اول (١٩١٤- ١٩١٨م) آنكارا شهر كوچكى بود و بنابر
گزارشى در ١٣٠٧ق/١٨٩٠م ميان ٢٥ تا ٣٠ هزار نفر جمعيت داشت كه حدود يك
چهارم آنان مسيحى بودند I/٤٤٥) .(IA, آمار زير آهنگ رشد سريع جمعيت آنكارا را
در فاصلة سالهاي ١٩١٩-١٩٨٠م نشان مىدهد:
رشد جمعيت
سال شماري
شمار جمعيت
مآخذ اطلاع
١٩١٩
٥٠٠ ،٢تا ٠٠٠ ،٣٠
( بريتانيكا )
١٩٢٧
٠٠٠ ،٧٥
( ماير )
١٩٣٥
٠٠٠ ،١٢٣
( ماير )
١٩٤٥
٠٠٠ ،٢٢٧
( ماير )
١٩٥٠
٠٠٠ ،٢٨٨
( ماير )
١٩٥٥
١٥١ ،٤٥٣
( ٢ )
١٩٦٠
٠٠٠ ،٦٥٠
( ٢ )
١٩٦٥
٠٠٠ ،٩٠٢
( ٢ )
١٩٧٠
٠٠٠ ،١٦٢،١
(«فرهنگ جغرافيايى جديد وبستر») ١٩٧٥
٠٠٤ ،٧٠١،١
(«سالنامة تركيه»)
١٩٨٠
٧٥٥ ،٨٧٧،١
(«سالنامة تركيه»)
رقم اخير، جمعيت بخش مركزي آنكارا و محلات آلتينداغ، چنقيه و ينىمحله
است).
درصد افزايش جمعيت، طبق سرشماري ١٩٨٠م ١٧/٧٩ بوده است («سالنامة تركيه»،
.(٣٧/٤٣ در حال حاضر، آنكارا در ميان شهرهاي تركيه، از لحاظ كثرت جمعيت، پس
از استانبول و پيش از ازمير قرار دارد. تراكم جمعيت در بخشهاي مركزي آنكارا
در ١٩٧٠م حدود ٤٢٤ نفر در كم٢ بود در حالى كه در همان سال تراكم جمعيت در
كل ايالت آنكارا در حدود ٥/٦٥ نفر بوده است ( بريتانيكا، .(I/٩٢٦ تراكم جمعيت
در محلات مختلف آنكارا نيز متفاوت است: در آلتين داغ ١٩٠١، در چنقه ٥٢٩، در
ينى محله ٢٤٤، ولى در اياش ١٥، در بالا و نعللو خان ١٧ و در بكپازاري ٢١ نفر
در كم٢ است II/١٤٧) .(YTA, حدود دو سوم جمعيت كل ايالت آنكارا (٦٨٩ ،٨٥٤،٢نفر)
در شهر آنكارا زندگى مىكنند.
نژاد و دين: بيشتر ساكنان شهر، ترك نژادند با اقليت قابل ملاحظهاي ارمنى.
از ١١٤٨-١٢٦٦ق/١٧٣٥-١٨٥٠م اين شهر اسقف نشين ارمنيان بود ( ماير، .(II/٢٣٢
بنابر ادعاي خود ارامنه، نژاد بخشى از آنها به گالاتها (غلاطيه) يعنى
فرانسويان قديم، مىرسد (ركلو، .(٥٧٤ در گذشته گروهى يونانى نيز در اين شهر
اقامت داشتند (تكسير، .(٤٩٠ پارهاي گزارشهاي تاريخى حكايت از اين دارد كه
زمانى گروهى از عربها نيز در آنكارا، يا در حوالى آن ساكن بودهاند. اينان از
قبيلة اياد (از نسل معد بن عدنان) بودند كه از تهامه به عراق كوچيده بودند
و پس از آنكه در زمان خسرو انوشيروان، به جنگ با ايرانيان برخاستند و از
عراق رانده شدند در سرزمينهايى ميان شام و جزيره (در شمال عراق) و روم
پراكنده گرديدند (كحاله، ٥٣). نويسندة مراصد الاطلاع تصريح دارد كه قبيلة
اياد، پس از آنكه كسري انوشيروان آنها را نفى بلد كرد، به انكوريه وارد شدند
(بغدادي، ١٢٦). اما اگر چنين اتفاقى هم در تاريخ رخ داده باشد، ظاهراً
ردپايى از عربهاي ياد شده به چشم نمىخورد. ٩٨% از ساكنان آنكارا بر آيين
اسلامند، جامعة مسيحيان آنكارا كه يكى از كهنترين جماعتهاي مسيحيند در ٥١م
به دست پولُس حواري كه از انكورة آن زمان ديدن مىكرد در اين شهر تشكيل
گرديده است /I/٥١٠) ٢ .(EIاين اقليت كه ٢% از كل جمعيت شهر را تشكيل
مىدهند گريگوري، كاتوليك يا از پيروان كليساي ارتدكس يونانند. علاوه بر
تركى كه زبان مادري بيشتر مردم است، زبانهاي كردي، آلبانيايى و عربى نيز
زبان مادري گروههايى از مردم آنكاراست ( بريتانيكا، .(I/٩٢٦
صنعت: فعاليتهاي صنعتى آنكارا در جنب اعتبار سياسى - اداري آن جلوة كمتري
دارد. با وجود اين، صنايع اين شهر با آهنگى پيوسته و فزاينده در حال گسترش
بوده است. در ١٣٨٥ق/١٩٦٥م صنايع آنكارا از صنايع بندر ازمير پيشى گرفت و
اكنون بزرگترين شهر صنعتى تركيه پس از استانبول به شمار مىرود. آنكارا
افزون بر صنايع شيميايى و تراكتورسازي، داراي كارخانههاي توليد آرد، شكر،
ماكارونى، بيسكويت، شير، سيمان، مصالح ساختمانى و وسايل خانگى است (همانجا؛
II/١٤٨ .(YTA, نخ انقره و بافتههاي آن كه از پشم بز آنكارا به دست مىآيد،
داراي شهرت جهانى و ارزش اقتصادي است. در گذشته كه بازار تجارت بافتههاي
اين نوع پشم - كه به تيفتيك معروف است - رواجى داشت، صدها دستگاه
بافندگى در آنكارا و حوالى آن كار مىكرد و هزاران نفر كارگر در آنها به
بافندگى سرگرم بودند. ليكن از ميانههاي سدة ١٩م كه كارگاههاي تيفتيك بافى
رفته رفته از رونق افتاد اين نوع پشم به صورت خام صادر مىگردد I/٤٥٢)
.(IA,
ارتباطات: آنكارا از نظر جادههاي مواصلاتى يكى از پيشرفته ترين شهرهاي
تركيه است. اين شهر در مسير راههاي زمينى آسيا - اروپاست. به واسطة راههاي
آهن و جادههاي ماشين رو به درياي سياه، شرق و جنوب و نقاط ديگر تركيه در
ارتباط است. راهآهن نخستين بار در ١٣٠٩ق/١٨٩٢م به آنكارا پيوست (
بريتانيكا، .(I/٩٢٥ آنكارا از طريق راهآهن به قيصريه، مركز پنبه، سيواس در
شرق آنكارا، توقات، آماسيه و سرانجام به سامسون در ساحل درياي سياه متصل
مىشود. دنبالة همين راهآهن است كه از سيواس به ملطيه، سپس به قُطور و
سرانجام به مرز ايران منتهمى مىشود. همچنين آنكارا به وسيلة راهآهن به
كربوك١، مركز فولاد و آهن در شمال آنكارا، و بندر زونگولداك٢ در ساحل درياي
سياه مىپيوندد ( آمريكانا، .(XXVII/١٨٧ «آنكارا اكسپرس» كه بخشى از راهآهن
قديمى آناتولى - بغداد است، قاهره را به لندن وصل مىكند (همانجا). افزون
بر اين، شهر آنكارا به وسيلة راهآهن با ايستگاه حيدرپاشا بر كرانة آسيايى
بوسفور، با استانبول، مرتبط شده است I/٥١١) , ٢ و در مسير خط آهن اسكى شهر -
قيصريه قرار دارد (ماير، .(II/٢٣١ بزرگ راه جديدي اين شهر را از طريق بولو٣
به استانبول متصل كرده است. به دنبال تأسيس «خطوط هوايى دولتى» در
١٣٥٢ق/١٩٣٣م نخستين پروازهاي ميان آنكارا، اسكى شهر و استانبول آغاز گرديد
(«سالنامة تركيه»، .(٣٣٥ فرودگاه بينالمللى آنكارا اين شهر را از راه هوا به
همه كشورهاي جهان پيوند داده است.
به اعتبار اهميت سياسى - اداريِ آنكارا به عنوان پايتخت، طبعاً ادارات
مركزي بسياري از رسانههاي گروهى در آنكارا مستقر است. از آن جملهاند:
«بنگاه راديو و تلويزيون تركيه» (ت - ر - ت)، روزنامههاي سراسري (علاوه بر
روزنامههاي محلى به تركى و زبانهاي خارجى)، «خبرگزاري آناتولى»،
«خبرگزاري آنكارا»، «خبرگزاري تلويزيونى» (آ - و آ) - كه مخصوصاً برنامههايى
براي كشورهاي بيگانه پخش مىكند - «خبرگزاري فيلما فيلم» (تأمين كنندة
فيلمهاي خبري براي نزديك به ١٠٠ كشور خارجى)، «خبرگزاري ملى مطبوعات» و
غيره («سالنامه تركيه»، ٤٨٩ .(٤٨٨, راديو آنكارا كه در ١٣٤٦ق/١٩٢٧م بنياد
گذاشته شد، افزون بر برنامههايى به تركى، برنامههايى نيز به ١٤ زبان
براي داخل كشور و برنامههايى به تركى براي كارگران ترك در اروپا پخش
مىكند. در ١٩٧٠م بيش از ٦٠ روزنامه و حدود ٢٠٠ مجله در اين شهر انتشار
مىيافت ( بريتانيكا، .(I/٩٢٦
فرهنگ و آموزش و پرورش: افزون بر انواع دبستان، دبيرستان و مدارس فنى،
هنري و بازرگانى و ديگر رشتههاي تحصيلى، آنكارا داراي دانشگاهها و مؤسسات
آموزش عالى زير است: دانشگاه آنكارا مشتمل بر دانشكدههاي حقوق، علوم،
دامپزشكى، ادبيات، تاريخ انقلاب تركيه، علوم سياسى، علوم تربيتى، الهيات،
داروسازي و كشاورزي و شمار بسياري از مدارس حرفهاي و مؤسسات آموزش عالى
كه در گذشته زير نظر وزارت آموزش و پرورش ملى بود؛ دانشگاه فنى خاورميانه
مركب از دانشكدههاي ادبيات، مهندسى، علوم مديريت، علوم اقتصادي، علوم
تربيتى، علوم اجتماعى و مدرسة زبانهاي خارجى؛ دانشگاه حاجت تپه مشتمل بر
١١ دانشكدة علوم پزشكى، دندانپزشكى، داروسازي، علم تربيتى، ادبيات، اقتصاد،
مديريت، مهندسى، هنرهاي زيبا، دانشكدة فنى زونگولداك؛ تعدادي مدرسه و مؤسسة
عالى و مراكز پژوهشى وابسته، و از اين ميان كالج پرستاري و درمانگاههاي
تابعة آن كه گسترش چشمگيري يافته است («سالنامه تركيه»، ٥٠٨ ؛ بريتانيكا،
)؛ I/٩٢٦ دانشگاه غازي شامل دانشكدههاي علوم، ادبيات، مديريت بازرگانى،
علوم مالى و اداري، اقتصادي، پزشكى، دندانپزشكى، داروسازي، مهندسى،
كشاورزي، مراكز تربيت معلم، مؤسسات پژوهشى و مدارس عالى متعددي كه زير نظر
هيأت امناي اين دانشگاه اداره مىشود («سالنامة تركيه»، .(٣٩٩-٣٩٦
افزون بر نهادهاي ياد شده، آنكارا داراي مراكز هنري و فرهنگى متعددي مانند
«آكادمى موسيقى»، «موزة فرهنگى»، «موزههاي باستانشناسى»، «انستيتوي گوته»
و «كتابخانة ملى»، «تئاتر بزرگ»، «تئاتر كوچك»، «خانة مردم» و سينماهاي بسيار
است. و نيز «كنسرواتور ملى» (براي تعليم موسيقى، اپرا، باله و تئاتر)،
«اركستر سمفونى رياست جمهوري»، «موزة تمدنهاي آناتولى» در ناحيه آت پازاري
كه آثار پر ارزش تاريخى و از آن جمله مجموعة هيتى در آن به نمايش گذاشته
شده، «موزة مردم شناسى»، حاوي مجموعة گرانبهايى از يادگارهاي تاريخى و هنر
فولكلوريك تركيه («سالنامة تركيه»، ٤٥٧ ؛ II/١٤٤ .(YTA, «كتابخانة ملى تركيه»
(تأسيس در ١٣٦٥ق/١٩٤٦م) حاوي بيش از ٥٠٠ هزار جلد كتاب و تعداد زيادي مجله،
نسخة خطى و ميكروفيلم ( بريتانيكا، )، I/٩٢٦ «موزة مجلس بزرگ ملت تركيه»
شامل آثاري از دوران نبردهاي رهايى بخش ملت تركيه و همچنين «موزة
آتاتورك» كه بخشى از آرامگاه آتاتورك در ناحية رصدتپه، در جنوب غربى
آنكاراست، در خور ذكر است.
آثار باستانى و جاهاي ديدنى: قرائن و شواهد تاريخى قدمت آنكارا را به هزارة
٢قم مىرساند. بديهى است كه گذشت اين ساليان متمادي آثاري در آنكارا به
جاي گذاشته است كه مىتواند فهرست گونهاي بر كتاب تاريخ اين شهر كهن
باشد.
الف - پيش از تاريخ:
قلعة آنكارا: تاريخ بناي اين قلعه كه مظهر شهر آنكاراست به درستى آشكار
نيست. احتمال بسيار مىرود كه هيأت اصلى قلعه به دوران پيش از تاريخ باز
گردد، ليكن شكل كنونى آن يادگار دوران بيزانسيهاست. البته در روزگار سلاجقه
روم تعميرات و افزايشهاي بسياري در آن صورت گرفته است ، I/٥٠٩) ٢ .(EIدر
واقع نقطة شروع شهر آنكارا همين قلعه بوده كه تدريجاً پيرامون استحكامات
آغازين آن به وجود آمده است. قلعه از يك بخش خارجى (ديش قلعه) و يك
بخش داخلى (ايچ قلعه) تشكيل شده است. قلعة داخلى به ارگ قلعه، كه
معروف به آققلعه است و بر ستيغ تپهاي مشرف بر شهر استوار شده، منتهى
مىشود (همانجا).
ب - دوران بيزانسيها:
١. معبد «اُگوستوس» يا اگوستيوم١ كه ظاهراً بر پايههاي بناي كهنتري بنياد
شده است. اين معبد توسط شاهزادهاي گالاتى (غلاطى) به افتخار امپراتور
اگوست و رم ساخته شد و نشان مىدهد كه هنر در آنكاراي آن دوران كه مدتى
كوتاه پايتخت گالاتها بود، به چه پايه از پيشرفت دست يافته بوده است.
اين بنا علاوه بر اينكه از نظر هنري ارزشمند است، به واسطة كتيبة معروف به
«يادبود انكوره٢» كه بر ديوار آن باقى مانده است، اهميت خاصى دارد، زيرا
حاوي اطلاعات و اسناد تاريخى در خور توجهى است (تكسير، .(٤٨١ اگوست در وصيت
نامهاي كه در ٧٦ سالگى از خود به جاي نهاد (ركلو، ٣٧٤ )، گزارشى به لاتين
و يونانى از دوران فرمانروايى خويش (٤٤قم - ١٤م) نوشت. به فرمان وي اين
وصيت نام بر ٢ لوحة برنزي نقش شد و در رم به راهبههاي معبد وستا٣ سپرده
شد. نسخهاي از وصيت نامه به درخواست امپراتور به آنكارا برده شد و بر ديوار
معبدي كه به نام وي ساخته شده بود، نقش گرديد (تكسير، .(٤٨٣ هنگامى كه
مسيحيت در آنكارا نفوذ بسياري يافت، اين معبد به كليسايى تبديل شد و سپس در
دوران اسلام، خانقاه صوفى معروف، حاجى بايرام ولى، شد كه تربت و مسجد او
هنوز در كنار ويرانههاي معبد پابرجاست.
٢. ستون ژولين٤ يا منارة بلقيس كه به فرمان يا به افتخار امپراتور ژولين يا
بولينانوس در روبهروي جايى كه امروز استانداري آنكارا واقع است، بنا شد
II/١٤٩) .(YTA, اين ستون مطمئناً متعلق به دورة بيزانسيان است (تكسير، .(٤٨٨
٣. پايههاي گرمابهاي بزرگ از دوران روميها كه اخيراً در جادة بين آنكارا و
چانقيري كشف شده است ٥٠٩) , ٢ EI، YTA; همانجا).
ج - دوران سلجوقى:
١. مسجد علاءالدين در ارگ آنكارا، منبر اين مسجد از قديمىترين كارهاي هنري
دوران سلاجقة روم است و تاريخ صفر ٥٩٤/دسامبر ١١٩٧ دارد.
٢. آق كوپرو (پل سفيد)، يادگار دوران طلايى سلطنت سلجوقيان روم، يعنى زمان
پادشاهى علاءالدين كيقباد، كه در ٦١٩ق/١٢٢٢م بر چبق سويو در شمال شرقى
آنكارا زده شده است. اين پل آنكارا را به بكپازاري مىپيوندد.
٣. چاشنگير كوپروسو، پلى زيبا بر رود قزل ايرماق در جنوب شرقى آنكارا. تاريخ
دقيق بناي اين پل معلوم نيست ، I/٥١٠) ٢ .(EI
٤. مسجد ارسلان خانه، بيرون دروازة ارگ شهر كه مىتوان آن را مسجد جامع
اصلى براي بخشى از شهر كه بيرون از ارگ بوده، به حساب آورد. اين مسجد در
اواخر دورة سلجوقيان روم يعنى زمانى كه اين امپراتوري تحت الحماية
ايلخانان مغول گرديده بود، بنا شده است. منبر چوبى زيباي اين مسجد از
يادگارهاي اَخيان است كه در ٦٨٩ق/ ١٢٩٠م توسط ٢ برادر از اعضاي اين فرقه
به مسجد اهدا گرديده است (همانجا). ارسلان خانه بزرگترين، بلكه مهمترين
جامع آنكاراست I/٤٥١) .(IA,
٥. مسجد اخى اِلوان، در ناحية سامان پازاري (بازار كاهفروشان) كه در ٦٩٠ق/
١٢٩١م ساخته شده است ، YTA) همانجا).
٦. مسجد قزلبك، كتيبة منبر اين مسجد حاكى است كه در ٦٩٩ق/١٢٩٩-١٣٠٠م،
اميري به نام يعقوب بن على شير فرمان ساختن اين منبر را داده است ( ٢ ،
EIهمانجا).
د - دوران عثمانى:
١. مسجد عمارت كه در ٨٣١ق/١٤٢٧- ١٤٢٨م توسط قراچهبك نامى ساخته شده است.
٢. مسجد و آرامگاه حاجى بايرامولى، در ناحية اولوس كه در ٨٣٠ق/١٤٢٧م به
نام صوفى بزرگ ترك حاجى بايرام، در نزديكى خرابههاي معبد اگوست احداث
شده است. حاجى بايرام از مشاهير صوفية ترك به شمار مىآيد. خانوادة وي كه
گفته مىشود نسبش به شاهزاده غلاطى مىرسيده، تا اواخر سدة ١٩م در تركيه از
اعتبار زيادي برخوردار بودهاند (تكسير، .(٤٨٩
٣. بازار محمود پاشا، مربوط به ٨٦٨ق/١٤٦٤م كه به «موزة هيتى» تبديل شده
است ( بريتانيكا، .(I/٩٢٦
٤. بازار محمد پاشا، بنايى دو طبقه از قرن ٩ق/١٥م كه در حال حاضر «موزة
باستان شناسى» در آن جاي دارد (همانجا).
٥. ينى جامع، يا جامع احمديه كه در ٩٧٣ق/١٥٦٥م در پشت قلعه آنكارا ساخته
شده است ، YTA) همانجا). اين مسجد كه بيش از يك گنبد ندارد به كورشونلو
جامع نيز معروف است ، I/٥١١) ٢ .(EI
٦. خان و بِدستان، دو عمارت قديمى كه بر دامنة تپهاي كه قلعة آنكارا بر آن
است، در دوران عثمانيان ساخته شده. اين دو ساختمان مدتها ويرانه بود تا
اينكه در دوران جمهوريت بازسازي و موزة آثار باستانى شد (دائرةالمعارف
الاسلامية، ٥/١٠٩، ١١٠).
٧. زنجيرلى جامع، كه در سدة ١١ق/١٧م ساخته شده است ، YTA) همانجا).
ه - دورة جمهوري:
آنكارا پس از پايتخت شدن به سرعت سيمايى ديگر يافت. افزون بر صدها خيابان،
پارك (مانند گنچليك پاركى٥: پارك جوانان)، آتاتورك اورمان چفتليگى٦ (كشتزار
جنگلى آتاتورك)، سدهاي شمارة ١ و ٢ چبق، سد بايندر، پاپازين باغى و ساختمانها
و ميدانهاي عظيم كه همه ديدنى است. برخى از اين آثار جنبة تاريخ و فرهنگى
دارند، مانند «موزة تمدنهاي هيتى»، «موزة مردم شناسى»، «موزة مجلس بزرگ
تركيه»، «تنديس يادبود پيروزي» (ظفر آنيتى) در ميدان اولوس، تنديس آتاتورك،
آرامگاه آتاتورك، قصر چنقيه (اقامتگاه آتاتورك در فاصلة سالهاي ١٩٢٠-١٩٢٣م)
و پيكرة يادبود گوونليك١ در پارك گوونليك ينى شهر ، YTA) همانجا).
مآخذ: ابن بىبى، يحيى، مختصر سلجوقنامه، به كوشش مارتين هوتسما، ليدن،
١٩٠٢م؛ ابن خردادبه، ابوالقاسم، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن،
١٨٨٩م؛ ابوالفدا، تقوم البلدان، به كوشش م. رنو، پاريس، ١٨٤٠م؛ بغدادي،
صفىالدين، مراصد الاطلاع، به كوشش على محمد بجاوي، ١٣٧٣ق؛ پلرو، ژان،
تركيه، ترجمة خانبابا بيانى، تهران، ١٣٥٢ش؛ دائرةالمعارف الاسلامية؛ طبري،
محمد، تاريخ، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٧٩-١٨٨١م؛ فريدبك، محمد، تاريخ الدولة
العلية العثمانية، به كوشش احسان حقى، بيروت، ١٩٨٣م؛ قاموس الاعلام؛
قزوينى، زكريا، آثار البلاد، بيروت، ١٩٦٠م؛ كحاله، عمررضا، معجم قبائل
العرب، بيروت، ١٩٨٥م؛ مستوفى، حمدالله، نزهة القلوب، به كوشش دبيرسياقى،
تهران، ١٣٣٦ش؛ ياقوت، بلدان؛ يعقوبى، احمد، تاريخ، ترجمة محمد ابراهيم
آيتى، تهران، ١٣٥٦ش، ج ٢؛ نيز:
Americana; Britannica; EI ٢ ; Encyclopedia of Historic Places, London, ١٩٨٤, p.
٣٦; Geographical Journal ١٩٤٣; IA; Larousse Encyclopedia of World Geography,
London, ١٩٦٤, p. ٣٦٦; Meyer; NCE ; Prawdin , Michael , The Mongol Empire ,
translated by Eden and Cedar Paul,_ London,_ ١٩٦٧, p. _٤٩٤; Recluse Elis E e ,
Nouvelle G E ographie Universelle..., Paris, ١٨٨٤, pp. ٥٧٣-٥٧٥; Rice, Tamara
Tallot, The Seljuks, London, ١٩٦٦, pp. ٥٦, ٦٢; TA; Taxier, Charles, Asie
Mineure, Paris, ١٨٨٢, pp. ٤٨٣-٤٩٩; Turkey Yearbook, Ankara, ١٩٨٣, pp. ١٥-٢١;
Webster's Third new International Dictionary, ١٩٧١; WNGD; YA; YTA. _
مجدالدين كيوانى (ز) تايپ مجدد ١١/٣/٧٧ (ز) ن ١- ٢١/٣/٧٧