دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٢

آل ماکولا
جلد: ٢
     
شماره مقاله:٤٦٢



آلِ ماکولا، از خاندانهای مشهور شافعی مذهب بغداد (سدۀ ٥ق/١١م) که وزیران و قاضیان و دانشمندانی از آن برخاسته‌اند. این خاندان اصلاً از اعراب بنی عِجْل بودند که به ایران آمدند. ادریس بن معقل و عیسی، نیای آل ماکولا، از کارگزاران بنی‌امیه در اطراف اصفهان بودند که به سبب خودداری از ارسال خراج به زندان افتادند، ولی از آنجا گریختند (ابن خلکان، ٣/١٤٦) و عیسی به زاهزنی در همان نواحی پرداخت. وی سپس دست از آن کار کشید و با همۀ افراد خانواده‌اش به محلی که بعداً کرج نامیده شد، کوچ کرد. پسر وی ابودُلَف، کرج را که پدرش بنیاد گذارده بود آباد ساخت و به حکومت نشست (سمعانی، ١١/٦٦). چون برخی از نیاکان این خاندان، احتمالاً ابودلف و فرزندش، در جرفادقان (گلپایگان) متولد شده‌اند بسیاری از مورخان آنان را جرفادقانی (ذهبی، تذکره، ٤/١٢٠١؛ یاقوت، ١٥/١٠٢؛ ابن خلکان، ٣/٣٠٥)، و بعضی به استناد همین نسبت، آنان را ایرانی دانسته‌اند (ایرانیکا، I/٧٦١). اینکه چرا این خاندان نام «ماکولا» گرفته است، معلوم نیست. مورخان در این‌باره سخنی به میان نیاورده‌اند و ابن خلکان آشکارا از این نسبت اظهار بی‌اطلاعی کرده کرده است. اما این نکته بسی قابل توجه است کههم‌اکنون روستایی به نام ماکوله در گلپایگان هست که شاید خاندان مورد بحث به آنجا منسوب شده باشد، خاصه آنکه انتساب آنان به جرفادقان یا گلپایگان از سوی مورخان، می‌تواند مؤید این معنی باشد. افراد مشهور آل ماکولا از این قرارند:
١. ابوسعد (ابوسعید) عبدالواحدبن احمدبن جعفربن ماکولا (د ٤١٧ق/١٠٢م(. وی وزیر جلال‌الدّولۀ دیلمی و نخستین کس بود که القاب بسیار چون شرف‌الملک، علم‌الدّین، سعدالدّوله و امین‌المّله یافت (ابن جوزی، ٨/٢١). نخستین‌بار در وقایع سال ٣٩٤ق/١٠٠٤م از عبدالواحدبن ماکولا یاد شده است. وی در این سال لشکر سِتان را در اُبُلّه در پیکار با سپاه ابوالعباس بن واصل سردار شورشی مهذب‌الدّوله همراهی کرد (ابن اثیر، ٩/١٨٠)، ولی دانسته نیست وی در آن وقت چه مقامی داشته است، اما چون در ٤٠١ق/١٠١٠م به عزل وی از وزارت به دستور جلال‌الدولۀ دیلمی اشاره شده (همو، ٩/٣١٢) پیداست که وی در این سال وزیر امیر دیلمی بوده است. اما به نظر می رسد که چندی بعد بار دیگر وزارت یافته باشد، چه وقتی مشرف‌الدولۀ دیلمی درگذشت (٤١٦ق/١٠٢٥م)، جلال‌الدّوله با وزیر خود ابوسعدبن ماکولا رو به نهاد (ابن خلدون، ٣/٤٤٥) و چون شکست خورد و به بصره بازگشت، ابن ماکولا را دربند کرد (٤١٧ق/١٠٢٦م) و پسرعموی وی ابوعلی حسن را وزارت داد (ابن اثیر، ٩/٣٤٩؛ قس: ابن تغری بردی، ٤/٢٦٤). ابوسعد در زندان درگذشت. از او اشعاری هم نقل شده است (ابن اثیر، ٩/٣١٢).
٢. یمین‌الدّوله ابوعلی حسن بن علی بن جعفربن ماکولا مق‌ ٤٢٣ق؟/١٠٣٢؟م). وی در ٤١٧ق/١٠٢٦م از سوی جلال‌الدولۀ دیلمی به جای پسرعمویش ابوسعد وزارت یافت، ولی ٢ سال بعد شاید به واسطۀ شورش ترکان بغداد بر جلال‌الدّوله و مطالبۀ مواجب از ابن ماکولا (ابن خلدون، ٣/٤٤٦) و غارت خانۀ او، از آن مسند عزل شد (ابن اثیر، ٩/٣٧٠)، ولی خانه‌نشینی او چندان طول نکشید، زیرا در ٤٢١ق/١٠٣٠م از او به عنوان وزیر جلال‌الدّوله یاد شده است. در این سال وی از سوی امیر دیلمی به بطایح رفت و پس از تصرف آن دیار با ناوگانی روانۀ تسخیر بصره شد، اما در اثر اشتباهی شکست خورد و به اسارت ابومنصور بختیار درآمد. بختیار پس از رعایت احترام بسیار، ابن ماکولا را به درخواست خود وی به نام عدنان از بیم کیفر گناهی که از او سرزده بود، مخدوم خویش را در اهواز کشت (ابن تغری بردی، ٤/٢٧٤). در تاریخ قتل وی اختلاف است. ابن اثیر (٩/٤٠٦، ٤٠٧) قتل او را در وقایع سال ٤٢١ق/١٠٣٠م یاد کرده و بر آن است که ابن ماکولا یک ماه پس از آزادی کشته شد، اما ابن تغری بردی (٤/٢٧٤) قتل او را در ٤٢٢ق/١٠٣١م و ابن جوزی (٨/٦١) در ذیحجۀ ٤٢٣ق/نوامبر ١٠٣٢م دانسته است. ابن جوزی گفته است که اوعلی ٥٦ سال عمر کرد، پس می‌بایست در ٣٦٧ق/٩٧٧م متولد شده باشد. ابن کثیر (١٢/٦٧) او را با ابوعبداللـه حسین قاضی القضاه بغداد اشتباه کرده است. نیز گفته‌اند که ابن ماکولا در روزگار وزارت خویش رسوم جابرانه و مالیاتهای بی‌سابقه وضع کرد (ابن اثیر، ٩/٤٠٧).
٣. ابوالقاسم هبه‌اللـه بن علی بن جعفربن ماکولا (٣٦٥-٤٠٣ق/٩٧٥-١٠٣٨م). نخستین‌بار در وقایع ٤٢٣ق/١٠٣٢م از او یاد شده است. در این سال جلال‌الدّوله پس از آنکه در بغداد به حکومت نشست، ابوالقاسم بن ماکولا را به وزارت برگزید، ولی چندی بعد او را عزل کرد و عمیدالدّوله ابوسعدبن عبدالرحیم را وزارت داد (ابن اثیر، ٩/٤٢٣). ابن ماکولا چندبار وزارت یافت و سپس عزل شد (ابن خلدون، ٣/٤٤٨؛ ابن اثیر، ٩/٤٣٧). در ٤٢٦ق/١٠٣٥م پس از آنکه آخرین‌بار بر مسند وزارت نشست، نظامیان بغداد به مطالبۀ حقوق معوقۀ خود برخاستند و بر وی شوریدند. جلال‌الدّوله به ناچار او را پس از ٢ ماه و ٨ روز از وزارت برکنار کرد. به گفتۀ ابن اثیر (٩/٤٦٦) جلال‌الدّوله چندی بعد، ظاهراً به سبب صلح با ابوکالیجار و اتحاد با امیران عقیلی و مزیدی (ابن کثیر، ١٢/٤٠)، ابن ماکولا را به قِرواش بن مقلد امیر عقیلیِ موصل تسلیم کرد. او ٢ سال و ٥ ماه پایان عمر را در زندان قرواش در هیت ماند و همان‌جا درگذشت و به قولی روانه شد و او ابن ماکولا را به زندان افکند (ایرانیکا، همانجا). نیز گفته‌اند که ابوالقاسم بن ماکولا یک چند وزارت القائم بامراللـه خلیفۀ عباسی را داشت (ابن خلکان، ٣/٣٠٥؛ ابن عماد، ٣/٣٨١)، اما این معنی بعید می‌نماید، زیرا پس از چیرگی آل بویه بر بغداد، منصف وزارت خلیفه از بین رفت و امرای آل بویه خود وزیر می‌داشتند.
٤. عبوعبداللـه حسین بن علی بن جعفربن ماکولا (٣٦٨-٤٤٧ق/٩٧٨-١٠٥٥م). از زندگی او آگاهی چندانی در دست نیست. قبل از ٤١٧ق/١٠٢٥م در ایام وزارت پسرعمو و برادرش، از سوی ابوالحسن بن ابی‌الشوارب قاضی‌القضاه بغداد، منصب قضای بصره یافت (ابن جوزی، ٨/١٦٧) و تا ٣ سال پس از مرگ ابوالحسن بر آن مسند ماند. سپس از سوی خلیفه القادر باللـه به قاضی القضاتی بغداد رسید (٣٢٠ق/٩٣٢م) و تا پایان عمر، در روزگار القائم باللـه، همان مقام را برعهده داشت (بغدادی، ٨/٨٠). تمام سانی که گوشه‌ای از زندگی ابوعبداللـه بن ماکولا را نقل کرده‌اند، وی را قاضیی پاکدامن و دیندار (ذهبی، العبر، ٢/٢٩٠؛ بغدادی، ٨/٨٠) و ادیب و شاعر (ابن جوزی، ٨/١٦٧؛ ابن تغری بردی، ٥/٥٨) دانسته‌اند. ابن عماد (٣/٢٧٥) و به پیروی از او، کحاله (٤/٢٨) ابوعبداللـه را با ابونصر علی برادرزادۀ وی اشتباه کرده و کتاب الاکمال را به ابوعبدالـه نسبت داده‌اند.
٥. امیر سعدالملک ابونصر علی بن هبه اللـه بن علی بن جعفربن ماکولا (٤٢١-٤٧٥ق؟/١٠٣٠-١٠٨٢م؟)، نَسّابه، محدّث، رجال‌شناس، ادیب و شاعر مشهور. وی پسر ابوالقاسم هبه اللـه وزیر جلال‌الدوله و برادرزادۀ ابوعبداللـه حسین قاضی القضاه بغداد بود و در عکبرا زاده شد (ابن خلکان، ٣/٣٠٦) و دانشمندانی چون ابن بشران و عبیداللـه بن عمربن شاهین و ابوطیب طبری و احمدبن محمد عقیقی و دیگران سماع حدیث کرد. سپس در طلب دانش به بغداد و دمشق و مصر و جزیره و خراسان و جبال سفر کرد و در همۀ این جایها از محضر حافظان و محدثان بهره برگرفت (ذهبی، تذکره، ٤/١٢٠١، ١٢٠٢؛ ابن جوزی، ٩/٥) و از جملۀ حافظان حدیث و نسب‌شناسان نامور شد. مورخان از حافظۀ شگفت ابن ماکولا در حدیث و انساب یاد کرده و او را خطیب دوم (یاقوت، ١٥/١٠٢، ١٠٣) و حتی برتر از خطیب (ابن تغری بردی، ٥/١١٥) شمرده‌اند. محدّثانی چون ابوبکر خطیب و نصر مقدسی و ابومحمد حسن بن احمد سمرقندی و محمدبن عبدالواحد بن دقاق از او روایت حدیث کرده‌اند (ذهبی، تذکره، ٤/١٢٠٢). وی پاره‌ای از روزگار خود را در مأموریتهای اداری گذراند. چنانکه گفته‌اند از سوی خلیفه مقتدی به بخارا رفت تا از طَمغان خان بیعت ستاند (همو، ٤/١٢٠٤). نیز گفته‌اند از جمله کسانی بود که نسب‌نامه‌ای برای آل بویه (ابن اثیر، ٨/٢٦٥) برساخت و نسب آنها را به بهرام‌گور رساند. با اینهمه به نظر می‌رسد که در واپسین روزگار آل بویه، وی به دربار خلیفه که در پی بیرون آمدن از زیر نفوذ آل بویه بود، گرایش یافت. او همچنین با ابراهیم بن اسحاق حبّال (ذهبی، تذکره، ٣/٣٨٢) که سراج قاری بیش‌تر داستانهای خود را از او الهام گرفته (GAL, S, I/٤٩٤)، دوستی داشت. ابونصر علی بن ماکولا سرانجام به دست غلامان ترک خویش کشته شد و اموالش به یغما رفت. در تاریخ و محل قتل او اختلاف بسیار است. برخی قتل وی را در ٤٧٥ق/١٠٨٢م در کرمان (ابن جوزی، ٩/٥؛ ابن کثیر، ١٢/١٢٣) و پاره‌ای پس از ٤٧٠ق/١٠٧٧م در گرگان (ذهبی، تذکره، ٤/١٢٠٥؛ ابن خلکان، ٣/٣٠٦) دانسته‌اند و بعضی در خراسان (ابن عماد، ٣/٣٨٢) یا خوزستان (یاقوت، ١٥/١٠٤) در ٤٨٧ق/١٠٩٤م (یافعی، ٣/١٤٣؛ ذهبی، العبر، ٣/٣١٨) گفته‌اند. ابن اثیر تاریخ قتل ابونصر را در یک‌جا ٤٧٥ق/١٠٨٢م (١٠/١٢٨) و در جای دیگر (١٠/٢٢٧) ٤٨٦ق/١٠٩٣م ذکر کرده است. در باب اینکه وی چگونه لقب «امیر» سعدالملک یافته است، آگاهی در دست نیست و به قول ابن خلکان تردید است که آیا خود وی امارتی داشته، یا چون از فرزندان امیر ابودلف عجلی بوده به امیر نامبردار شده است (٣/٣٠٦). از ابونصر آثاری در رجال و تاریخ یاد کرده‌اند: ١. الاکمال فی المختلف و المؤتلف من اسماء الرجال (پایان تألیف: ٤٦٧ق/١٠٢٦م) که در حقیقت تکمیل شدۀ کتاب المختلف و المؤتلف دار قطنی و مشتبه النسبه حافظ عبدالغنی ازدی و المؤتلف تکلمه المؤتلف و المختلف خطیب بغدادی است (ابن جوزی، همانجا؛ ابن خلکان، ٣/٣٠٥). نسخه‌های خطی متعددی از این کتاب در مصر و برلین و بریتانیا هست (GAL, S, I/٦٠٢؛ زیدان، ٣/٧٣). این کتاب در ١٣٨١ق/١٩٦١م به تصحیح و مقدمۀ مُمَتّع شیخ عبدالرحمن بن یحیی یمانی در دکن به چاپ رسیده است. این کتاب مورد استفادۀ نووی یکی از بزرگ‌ترین مراجع شافعی، در تألیف کتاب تذکره بوده است (GAL, S, I/٦٨٠). نام کامل این کتاب را الاکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف فی الاسماء والکنی و الالقاب گفته‌اند (زیدان، ٣/٧٢)؛ ٢. تهذیب مستمر الاوهام علی ذوی التمنی و الاحلام (تألیف شده در ٤٧٢ق/١٠٧٩م) در باب اشتباهات و افتادگیهای کتاب المؤتلف خطیب بغدادی که این ماکولا آن را پس از مرگ خطیب منتشر ساخت (ذهبی، تذکره، ٤/١٢٠٤). شیخ عبدالرحمن یمانی، مصحح الاکمال، به نسخه‌ای ناقص از آن در مؤسسۀ نسخه‌های خطی دکن به شمارۀ ١٩٠ برخورده است (الاکمال، مقدمه، ٣٧)؛ ٣. دو کتاب مفاخره القلم و السیف و الدینار (حاجی‌خلیفه، ٢/١٧٥٨) والوزراء (کتبی، ٣/١١١) که اکنون بر جای نیست.
یاقوت از ابن ماکولا دو کتاب رجال به نامهای المختلف و المؤتلف (١٥/١٠٣) و الاکمال فی المؤتلف و المختلف (١٥/١١١) یاد کرده است. ولی به نظر می‌رسد که این هر دو یک کتاب باشد. نام این کتاب را تهذیب مستمر الاوهام علی ذوی المعرفه و اولی الافهام هم گفته‌اند (فؤاد، سید، ٢/١٠١). اشعاری نیز این ابن ماکولا نقل شده است (یاقوت، ١٥/١٠٤، ١٠٥).
مآخذ: ابن اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، ١٤٠٢ق؛ ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره، مصر، وزاره الثقافه و الارشاد القومی؛ ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٧ق؛ ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٩٥٧م؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛ ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق؛ ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٩٥٧م؛: ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛ ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق؛ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، مصر، ١٩٣٢م؛ حاجی خلیفه، کشف الظنون، استانبول، ١٣٦٠ق؛ خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العربیه؛ ذهبی، شمس‌الدین محمد، تذکره الحفّاظ، مکه، ١٣٧٤ق؛ همو، العبر، بیروت، ١٤٠٥ق، ٣/٣١٧؛ زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغه العربیه، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٧م؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق، ٩/٢٤٠؛ فؤاد سید، فهرس المخطوطات المصوره، قاهره، ١٩٥٧م؛ کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧م؛ یافعی، عبداللـه بن اسعد، مرآه الجنان، بیروت، ١٣٩٠ق؛ یاقوت، معجم الادباء، بیروت، ١٤٠٠ق؛ یمانی، شیخ عبدالرحمن، مقدمه بر الاکمال ابن ماکولا، حیدرآباد دکن، ١٣٨١ق، ص ٣٨؛ نیز:
GAL, S; Iranica.
صادق سجادی