مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٢٤٣ - فصل پنجم در محبت و شوق
(١) (٦٢٦) ٢٤- خداوند عزّ و جل به موسى ٧ فرمود: آيا هرگز براى من عملى انجام دادهاى؟ عرض كرد: خدايا! برايت نماز خواندم و روزه گرفتم و صدقه دادم و بسيار ذكر تو گفتم، خداى تبارك و تعالى فرمود: امّا نماز روشنگر راه تو بود، و روزه سپرى از آتش، و صدقه سايهاى، و زكات نور، و ذكر گفتن تو هم قصرهايى (در بهشت) برايت بود، پس چه كارى را براى من انجام دادى؟ موسى گفت: مرا راهنمايى كن بر كارى كه براى توست، فرمود: اى موسى! آيا هرگز براى من با كسى دوستى كردهاى؟ يا هرگز براى من با كسى دشمنى نمودهاى؟ موسى فهميد كه بهترين كارها دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خداست.
(٢) (٦٢٧) ٢٥- امير مؤمنان ٧ فرمود: اگر خدا و رسولش را دوست بدارى، و خدا و رسولش تو را دوست بدارند، دشمنت به تو زيانى نمىرساند زيرا هيچ يك از دوستان خدا نيست كه با دوستان خدا دشمن باشد، و دوستى كسى جز خدا نمىتواند برايت سودمند باشد.
سپس فرمود: رسول خدا فرمود: كسى كه خدا انيس و همدم او باشد، ترس و وحشتى ندارد، و كسى كه خدا عزيزش نموده، ذليل نمىشود، و كسى را كه خدا بىنيازش ساخته، محتاج نمىشود، هر كس به خدا انس بگيرد فقط خداوند همدمش خواهد شد، و هر كس از خدا طلب عزّت كند؛ خداوند بدون ياور و قبيله او را عزت دهد، و هر كس از خدا طلب بىنيازى كند، خداوند او را از غير دنيايش بىنياز سازد.