مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٢٤١ - فصل پنجم در محبت و شوق
(١) (٦٢٣) ٢١- روزى رسول خدا ٦ به يكى از ياران خود فرمود: اى بنده خدا، براى خدا دوستى كن، و براى رضاى خدا دشمنى كن، و براى خدا دوست بدار، و در راه خدا ستيز كن، به حقيقت كسى به ولايت خدا نمىرسد؛ جز به آن طريق، و هيچ كس مزه ايمان را نخواهد چشيد تا چنين نشود، گرچه نماز و روزهاش بسيار باشد، و مسلما برادرى نمودن مردم امروز بيشتر در باره دنياست، بر اساس آن به يك ديگر اظهار دوستى مىكنند، و بر همان اساس به يك ديگر خشم و كينه مىورزند، و اين كار از پروردگار بىنيازشان نمىسازد، در اين هنگام آن مرد عرض كرد: اى پيامبر خدا! برايم ميسّر خواهد شد كه بفهمم به يقين و اطمينان در راه خدا دوستى و دشمنى كردهام؟ و ولىّ خداى عزّ و جل كيست؛ تا دوستدار و فرمانبردار او باشم؟ و دشمن خدا چه كسى است؛ تا با او كينه و دشمنى ورزم؟
رسول خدا در حالى كه به على ٧ اشاره مىنمود؛ به آن مرد فرمود: آيا اين مرد را مىبينى و مىشناسى؟ عرض كرد: بلى، فرمود: او دوستدار خداست پس دوستدار او باش، و دشمن اين مرد دشمن خداست، با دشمن او دشمنى نما، و با دوستدارش پيوستگى و دوستى كن، گرچه او قاتل پدر و فرزند تو باشد، و با دشمن اين مرد دشمنى كن؛ اگر چه او پدر و اولاد تو باشد.
(٢) (٦٢٤) ٢٢- رسول خدا ٦ فرمود: هر كه خدا را شناخت و بزرگ داشت، زبانش را از سخن بيهوده نگاه دارد، و شكمش را از پرخورى باز دارد، و نفس خود را با روزه گرفتن و شبزندهدارى رياضت دهد، عرض كردند: اى رسول خدا! پدران و مادران ما به فدايت؛ اينها اولياء خدايند؟ فرمود: اولياء خدا خاموشى گزيدند امّا خاموشى آنها انديشه بود، و سخن گفتند و سخن گفتنشان ذكر خدا بود، و نگريستند و نگاهشان عبرت بود، و سخن گفتند و سخنانشان حكمت بود، در ميان مردم راه رفتند و راه رفتنشان بركت بود، اگر نبود كه اجل و مرگشان از قبل معيّن شده بود؛ از ترس عذاب و شوق ثواب روح آنها در پيكرشان آرام نمىگرفت.
(٣) (٦٢٥) ٢٣- رسول خدا ٦ فرمود: خداوند تبارك و تعالى هر گاه اهل آبادى را ببيند كه در گناهان زياده روى كردند و در بين آنها سه نفر از مؤمنين هست، خداوند جلّ جلاله و تقدّست اسماؤه آنها را مىخواند: اى كسانى كه معصيت مرا مىكنيد! اگر نبودند در بين شما مؤمنينى كه دوستدار جلالت من هستند، و با نماز خواندنشان زمين و مساجدم را آباد نمىكردند، و سحرها از ترس طلب مغفرت نمىكردند، به حقيقت عذابم را بر شما مىفرستادم، و از آن باكى نداشتم.