احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٧ - بخش چهارم احتجاج على
بخش چهارم احتجاج على ٧ با طبيب يونانى و معجزاتى كه از آن جناب آشكار شد
تفسير امام عسكرى صفحه ٦٧ و ٧٠ احتجاج طبرسى ١٢٢- ١٢٥.
حضرت عسكرى ٧ از امام زين العابدين ٧ نقل كرد كه يك روز امير المؤمنين ٧ نشسته بود مردى يونانى خدمت ايشان رسيد كه مدعى علم فلسفه و طب بود. گفت من داستان دوست تو را شنيدهام و گمان مىكنم ديوانگى داشته آمده بودم براى معالجهاش اما حالا كه آمدهام شنيدم از دنيا رفته است گفتند شما پسر عمو و دامادش هستى. در چهره شما نيز يك زرد رنگى مشاهده مىكنم و با اين دو ساق پاى باريك خيال نمىكنم بتوانى خود را روى آنها نگه دارى.
معالجه صفرا و زردى را مىكنم و دواى آن را دارم ولى دو ساق پاى باريك تو را نمىتوانم فربه و قوى نمايم. بايد در راه رفتن خيلى ملاحظه كنى و سنگينى را زياد روى پاهاى خود نيندازى مخصوصا موقعى كه چيزى روى شانه برمىدارى و تا به سينه مىچسبانى چون پاهايت نازك است امكان دارد بر اثر فشار سنگينى بشكند.
اينك دواى زردى تو را مىدهم اين دوا معالج زردى است و موجب ناراحتى و اثر بدى برايت نمىشود اما بايد چهل روز از خوردن گوشت خوددارى نمائى بعد زرديت از بين خواهد رفت.