احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٤ - مناظره حضرت صادق
و بينى را بين دو چشم قرار داده تا نور را دو قسمت كرده به هر چشم به اندازه آن ديگرى نور برساند و چشم را مانند بادام قرار داده تا ميل در آن با دواء حركت كند و درد از آن خارج شود، اگر چهار گوش يا دايرهاى شكل بود ميل در آن حركت نمىكرد و دوا به آن نمىرسيد و درد خارج نمىشد، سوراخ بينى را در پائين قرار داده شده تا ترشحاتى كه از مغز فرود مىآيد خارج گردد و بوىها از آنجا به نيروى شامه برسد اگر سوراخ بينى بالا بود نه ترشحات پائين مىآمد و نه بوئى به مشام مىرسيد، شارب و لب را بالاى دهان قرار داده تا جلوگيرى كند از رسيدن آنچه از دماغ مىآيد به دهن تا خوردن و آشاميدن بر انسان ناگوار نشود و ناراحتش نكند.
و مردها را داراى ريش قرار داده تا به وسيله آن بىنياز گردند از آشكار كردن عورت و آلت مردى و زن از مرد شناخته شود، دندانهاى پائين تيز شده چون به وسيله آن قطع مىكند و دندانهاى عقب پهن است چون به وسيله آنها نرم مىكند و مىجود و نيشها بلند است تا پايهاى نگهبان براى دندانهاى پيش و عقب باشد مانند پايههاى ساختمان، و دو دست خالى از مو است زيرا به وسيله آنها لمس مىكند اگر داراى مو مىشد لمس كردنيها را تشخيص نمىداد، موىها و ناخنها حيات ندارند زيرا طولانى شدن آنها خوب نيست و بايد كوتاه نمود اگر داراى حيات مىبود در موقع كوتاه كردن انسان ناراحت مىشد، و قلب مانند ميوه صنوبر است زيرا آن چپه است سرش باريك است تا داخل ريه شود و از سرما و هواى ريه سرد گردد تا مغز از حرارت قلب ملتهب نگردد.
و ريه دو قطعه است تا داخل شود بين گوديهاى آن با حركت آن نفس بكشد، و كبد محدب است تا معده سنگين شود تمامش بر معده قرار گيرد و آن را بفشارد تا گازهاى آن خارج گردد، و كليه را مانند دانه لوبيا قرار داده زيرا منى روى آن مىريزد قطره قطره اگر چهار گوش يا دايرهاى شكل بود نقطه اولى به دومى مىچسبيد از خارج شدن آن لذت نمىبرد چون منى از ستون فقرات مىريزد به كليه، كليه مانند كرمها باز مىشود و بسته مىگردد و منى را قطره قطره به مثانه مىريزد مثل گلوله كه از فلاخن مىجهد.