احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٦ - مناظره حضرت صادق
تو بفهمانم تعبير از من است منظورم جز اين نيست كه خدا سميع و بصير و عالم و خبير است بدون اينكه اختلافى در ذات و يا اختلاف در معنى پيدا كند.
باز پرسيد پس او چيست؟ حضرت صادق ٧ فرمود: او پروردگار و معبود است او اللَّه است از گفتن اللَّه منظورم اثبات الف لام و لاه نيست منظورم كسى است كه خالق اشياء و سازنده آنها است. اين حروف بر او دلالت دارد، او يك معنى است به نام اللَّه و رحمان و رحيم و عزيز و ساير نامهايش كه ناميده شده او معبود بزرگ و عزيز است.
گفت هر چه به وهم ما درآيد و برايش يك معنى در نظر بگيريم مخلوق است.
امام صادق (ع) فرمود: اگر آن طور كه تو مىگوئى صحيح باشد اعتقاد به توحيد از ما برداشته شده، زيرا ما مكلف نيستيم معتقد شويم چيزى را كه معنى نداشته باشد و غير موهوم باشد ولى ما مىگوئيم هر چيزى كه با حواس تصور شود و درك گردد و بتواند حواس ما برايش حد و اندازهاى بسازد و در وهم و خيال ما درآيد مخلوق است[١].
چارهاى نداريم از اينكه براى اشياء و موجودات صانعى ثابت كنيم منزه از دو جهت ناستوده، جهت اول: نبودن (خدا هست) زيرا نبودن عدم و نيستى است.
جهت دوم: تشبيه (خدا به هيچ چيز شباهت ندارد) او را منزه مىدانيم از اينكه شبيه يكى از مخلوقات باشد، زيرا شباهت داشتن به چيزى، از صفات مخلوق است كه از چند چيز تركيب و تأليف يافتهاند، راهى نيست جز اينكه براى اين موجودات و پديدهها سازنده و آفرينندهاى معتقد باشيم كه مثل آنها نباشد زيرا چيزى كه مثل آنها باشد داراى اين صفات خواهد بود تأليف و تركيب و حدوث (سابقه نبودن و بعد هست شدن) و تغيير حال از كوچكى به بزرگى و سياهى به سفيدى و نيرو به ضعف و
[١] سئوالكننده از سؤالهاى مكرر خود در مورد اينكه خدا چيست و جوابهاى امام چنين درك مىكند كه ذات خدا را مىتواند تصور نمايد. به همين جهت مىگويد پس هر چه تصور شود مخلوق است. امام ٧ در جواب او مىفرمايد: خدا ذاتى است كه فقط ما مىتوانيم بگوئيم هست اما نه شبيه ديگر موجودات بيش از اين راهى براى درك او نداريم.