احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤٦ - استدلالى در مورد مناظره
ما بر خلاف اجماع عمل مىكنيم اشتباه كردهاند و هر كس چنين ادعائى را بكند خطا كرده و تجاهل نموده زيرا فقهاى اماميه و رؤساى دينى، اهل مناظره بودند و معتقد به صحت آن و پيوسته از معتقدين اين كار به آيندگان سپرده مىشد و جزء دين آنها بود.
من كاملا در اين مورد توضيح دادهام و مناظرهكنندگان معروف و كتابهاى آنها و مدح اهل بيت : را نسبت به ايشان در كتاب كامل در علوم دين و كتاب اركان در دعائم دين نقل كردهام و من اكنون يك حديث از آنچه در آن كتاب نقل كردهايم برايت روايت مىكنم ان شاء الله.
ابو جعفر محمد بن نعمان از حضرت صادق ٧ نقل كرد كه آن جناب به من فرمود
«خاصموهم و بينوا لهم الهدى الذى انتم عليه، و بينوا لهم ضلالتهم و باهلوهم في على ٧»
با آنها به مخاصمه پردازيد و هدايت را بر ايشان آشكار كنيد و ضلالت و گمراهى خودشان را توضيح دهيد و در مورد امامت حضرت على ٧ با آنها مباهله كنيد (يعنى نفرين نمائيد).
گفتم من هم پيوسته از معتزليان شنيدهام كه نسبت به اسلاف و گذشتگان ما مىدهند كه ما مشبه هستيم و مشبه از عامه را نيز مىشنوم كه همين حرف را مىزنند و گروهى از اهل حديث شيعه را نيز مىبينم كه مطابق همين عقيده دارند و مىگويند ما نفى تشبيه را از معتزله فرا گرفتهايم. مايلم حديثى در رد اين مطلب برايم نقل بفرمائيد.
فرمود: اين حرف هم مثل اولى است و هيچ يك از اسلاف ما معتقد به تشبيه نبودهاند و از طريق معنى هشام و پيروان او مخالفت نمودهاند با جماعتى از اصحاب حضرت صادق ٧ در مورد جسم او گمان كرده خدا جسمى است نه مثل اجسام. روايت شده كه از اين عقيده بعدها برگشته. به اختلاف از او نقل شده و جز آنچه من برايت نقل كردم به صحت نرسيده اما رد بر هشام و اعتقاد به نفى تشبيه از شماره بيرون روايت از آل محمد ٦ رسيده.
محمد بن زياد گفت از يونس بن ظبيان شنيدم مىگفت خدمت حضرت صادق ٧ رسيدم و گفتم هشام بن حكم در باره خداوند اعتقاد عظيمى دارد جز اينكه