احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧١ - بخش بيست و سوم احتجاجهاى امام على النقى صلوات الله عليه و ياران و بستگان آن جناب با مخالفين و معاندين
بخش بيست و سوم احتجاجهاى امام على النقى صلوات الله عليه و ياران و بستگان آن جناب با مخالفين و معاندين
تحف العقول صفحه ٤٧٦- ٤٨١.
موسى بن محمد بن الرضا گفت با يحيى بن اكثم در سراى عمومى خليفه ملاقات كردم. از من چند مسأله پرسيد. رفتم خدمت برادرم على بن محمد (امام هادى) ٧ بين من و او گفتگوهايى شد كه بالاخره مرا به مقام امامت خويش بينا كرد و اطاعتش را به گردن گرفتم.
عرض كردم فدايت شوم يحيى بن اكثم از من چند سؤال كرده و نوشته كه جوابش را بدهم. امام ٧ خنديد و فرمود: جوابش را دادى؟ گفتم نه. پرسيد چرا؟
گفتم نمىدانستم. پرسيد آن مسائل چه بود؟ گفتم از اين آيه سؤال كرد قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ آيا پيامبر خدا نياز و احتياج به علم آصف داشت؟
و از اين آيه وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً آيا يعقوب و فرزندانش براى يوسف سجده كردند به اينكه آنها پيامبرند و از اين آيه فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ خداوند در اين آيه به چه كس