احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٣ - مناظره عمران صابى
قديم و ازلى نمىتواند مفعول قرار گيرد.
سليمان گفت اشياء اراده نيستند چنانچه ضرار معتقد است و اراده او به چيزى تعلق نگرفته است. حضرت رضا ٧ فرمود: ياوهسرائى مىكنى و پرت و پلا مىگوئى. اگر اراده چنين باشد و قديم و ازلى باشد اين صفت چيزى است كه شعور ندارد (مثل آتش كه سوزاندن او قهرى است بايد اراده خدا هم قهرى باشد) منزه است از چنين نسبتى.
سليمان گفت سرورم! من گفتم كه مانند سمع و بصر و علم است. مأمون پرخاش كرده گفت سليمان! اين چقدر غلط و اشتباه است كه از تو سر مىزند و چقدر تكرار مىكنى. اين مطلب را رها كن و در مطلب ديگرى وارد شو، زيرا تو بيش از اين نمىتوانى حرفى بزنى.
حضرت رضا ٧ رو به مأمون نموده فرمود: او را واگذار. سخنش را قطع نكن كه همين كار را دليل بر حقانيت خود مىگيرد. به سليمان فرمود: حرف خود را بزن.
سليمان باز گفت من از اول گفتم كه مانند سمع و بصر و علم است. حضرت رضا ٧ فرمود: اشكالى ندارد. بگو ببينم معنى اينها چيست يك معنى دارد يا معانى مختلف؟ سليمان گفت يك معنى دارد. فرمود: اگر داراى يك معنى باشد پس اراده قيام همان اراده قعود است و اراده حيات بسان اراده مرگ است زيرا يك اراده دارد و بعضى از آن مقدم بر بعض ديگر نيست و چند جزء مخالف ندارد. يك شىء واحد است.
سليمان گفت معنى آن مختلف است. فرمود: بگو ببينم آيا مريد همان اراده است يا غير اراده است؟ سليمان گفت مريد همان اراده است. فرمود: پس مريد نيز بنا به عقيده شما مختلف است چون او خود اراده است. سليمان كه باز فرو مانده بود گفت نه سرورم! اراده، مريد نيست. حضرت رضا ٧ فرمود: پس اراده محدث است نه قديم و گر نه لازم مىآيد با او ديگرى باشد. درست توجه كن و سخن خود را ادامه بده.