احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٨ - مناظره حضرت صادق
نه. فرمود: پس چرا عذر بنده را كه راستگوترين شخص است كسى كه عذر پذيرترين شخص است نمىپذيرد. طاوس دامن افشاند بين حق و من كينه و عداوتى وجود ندارد.
توضيح: منظور امام ٧ اين است كه معتقدين به جبر مىگويند بنده به اجبار خدا معصيت مىكند پس خدا عذر او را نمىپذيرد با اينكه ادعاى صحيحى بنا به عقيده آنها كرده كه گفته است خدايا من نمىتوانم معصيت نكنم[١].
از يكى از امامان معصوم : نقل شده كه ابو حنيفه خدمت امام صادق ٧ رسيد. موقعى كه آقا تكيه به عصائى كرده بودند ابو حنيفه گفت آقا اين عصا چيست هنوز شما به سنى نرسيدهاى كه محتاج عصا باشى؟ فرمود صحيح است.
اما اين عصاى پيغمبر ٦ است. مىخواهم تبرك به آن بجويم.
ابو حنيفه گفت اگر من مىدانستم عصاى پيغمبر ٦ است از جاى مىجستم و آن را مىبوسيدم. حضرت صادق ٧ در حالى كه آستين بالا مىزد فرمود: سبحان الله يا نعمان و الله تو مىدانى اين موى پيامبر ٦ و از پوست اوست آن را نمىبوسى. ابو حنيفه جلو آمد تا دستش را ببوسد. آستين پائين زد و دست كشيد و وارد منزل خود شد.
[١] روايت بعد چند مرتبه ترجمه شده بود با مختصر اختلاف كه اين مرتبه از ترجمه آن صرف نظر كرديم.