احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٩ - بخش سيزدهم احتجاجات حضرت صادق
مىشود مىكنند با همين دليل ثابت مىشود كه دستور دهندگان و نهىكنندگانى از جانب حكيم عليم در ميان خلق هست. كسانى هستند كه تعبير و تفسير دستوراتش را مىنمايند كه آنها همان انبياء و برگزيدگان خلق هستند. حكيمانى هستند كه به حكمت او تربيت شدهاند و فرستادگان از جانب اويند با اينكه با مردم در زندگى شريك و در تمام تركيبات آفرينش با هم يكى هستند كه اداى رسالت خويش را از جانب خداى حكيم و عليم به وسيله حكمت و دلائل و براهين و شواهد مىنمايند از قبيل زنده كردن مرده و شفا بخشيدن كور و شخص برص دار. پس زمين خالى از حجتى كه همراه با دليلى كه شاهد بر صدق گفتارش باشد نيست و عدالتش را اثبات نمايد.
سپس فرمود: ما مدعى هستيم كه زمين خالى از حجت نيست و اين حجت از نژاد انبياء است. هرگز خداوند پيامبرى را از نژاد غير انبياء نفرستاده و جريان چنين است كه خداوند براى انسانها شرع درخشانى قرار داده و از نژاد آدم نسلى را طاهر برگزيد كه از آن نسل انبياء و پيامبران را قرار داد و آنها را برگزيده و گوهر تابناك اويند در نهادهاى پاك و پاكيزه آنها در رحمهاى مادران حفظ شدند و آلوده به تيرگيهاى جاهليت نشدند و نه نژادشان در هم آميخت زيرا آنها را در موضعى قرار داد كه بالاترين درجه و شخصيت را داشتند. پس كسانى كه خزينه علم خدا و امين غيب و نگهبان اسرار و حجت او بر مردم و مفسر بيان خدايند جز چنين صفاتى را ندارند. حجت نيست مگر از نژاد آنها كه جايگزين پيامبر است به وسيله علمى كه به وراثت از پيامبر در مباحث نموده اگر مردم منكرش شوند سكوت مىكنند. آنچه در اختيار مردم از علم پيامبر است مقدار اندكى از علم آنها است. با اختلافى كه در همين مقدار كم دارند اگر مردم پيرو آنها شوند و اطاعت نمايند و به آنها چنگ زنند عدالت گسترده مىشود و اختلاف و نزاع از ميان مىرود و كارها استوار مىشود و دين ظاهر مىگردد و يقين جاى شك را مىگيرد كمتر مردم اقرار به او مىنمايند و پاس مقامش را دارند. بعد از درگذشت پيامبر ٦ هيچ پيامبرى از دنيا نرفته مگر اينكه امت بعد از او اختلاف نمودهاند و اين اختلاف فقط از جهت