عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٢ - توبه يهودى
و كرامت و بركت و واقعيت آن جناب چنان بود كه با هركس سخن مىگفتند جواب مىداد، آن جوان را صدا زدند، ديده گشود و عرضه داشت: «لبيك يا اباالقاسم» حضرت به او فرمود: بگو: «اشهد ان لااله الا الله وانى رسول الله». جوان به چهره پدرش كه يهودى متعصبى بود نگريست و چيزى نگفت، حضرت بار دوم او را صدا زد و شهادتين را به او تلقين كرد باز به پدرش نظر كرد و چيزى نگفت، بار سوم او را صدا زد باز از ترس پدر لب فرو بست، حضرت فرمود: اگر ميل دارى بگو ورنه ساكت باش، جوان كه زمينه حقيقت خواهى در وى تجلى داشت شهادتين را گفت و به عبارت ديگر از تمام گذشته خويش به حضرت محبوب بازگشت و سپس به كام مرگ افتاد، حضرت به پدرش فرمود: به اين جوان دست مزن و كارى به او نداشته باش آن گاه به اصحابش فرمود: او را غسل داده و كفن كنيد و سپس نزد من آوريد تا بر وى نماز بگزارم، آن گاه از منزل يهودى درآمد در حالى كه مىفرمود:
خداى را سپاس گزارم كه به وسيله من بندهاى از بندگانش را از آتش نجات داد[١].
از حضرت رضا ٧ در كتب معتبره حديث روايت شده:
والله ما اعطى مؤمن قط خير الدنيا والآخرة الا بحسن ظنه بالله عزوجل ورجائه له وحسن خلقه والكف عن اغتياب المؤمنين، والله تعالى لا يعذب عبدا بعد التوبة والاستغفار الا بسوء ظنه وتقصيره فى رجائه لله عزوجل وسوء خلقه واغتيابه المؤمنين[٢].
[١] - الأمالى، شيخ طوسى: ٤٣٨، المجلس الخامس، حديث ٩٨٠؛ بحار الأنوار: ٦/ ٢٦، باب ٢٠، حديث ٢٧.
[٢] - مستدرك الوسائل: ١١/ ٢٤٨، باب ١٦، حديث ١٢٨٩٨؛ بحار الأنوار: ٦/ ٢٨، باب ٢٠، حديث ٢٩؛ فقه الرضا: ٣٦٠.