عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٦ - شأن نزول
عبدالله پس از دو روز راهپيمايى نامه را گشود و چنين يافت: چون نامه را باز كردى تا نخله «زمين بين مكه و طائف» برو و در آنجا اوضاع قريش را زير نظر بگير و تمام جريان را به ما گزارش كن.
عبدالله جريان را با دوستانش در ميان گذاشت و اضافه كرد: رسول الهى مرا از مجبور ساختن شما در اين مسير منع فرموده، بنابراين هركس آماده شهادت است با من بيايد و ديگران بازگردند، همه با او حركت كردند، وقتى كه به نخله رسيدند به قافلهاى از قريش برخورد كردند كه عمرو بن حضرمى در آن بود. چون روز آخر رجب يكى از ماههاى حرام بود، در مورد حمله به آنها به مشورت نشستند.
عدهاى گفتند:
اگر امروز دست از آنان برداريم وارد محيط حرم مىشوند ديگر نمىتوان متعرض آنها شد، سرانجام شجاعانه به آنان حمله بردند و عمرو بن حضرمى را كشته و قافله او را با دو اسير به محضر رسول خدا آوردند.
پيامبر الهى به آنان فرمود:
من به شما دستور نداده بودم كه در ماههاى حرام نبرد نكنيد؟
آن گاه از دخالت در غنايم خوددارى فرمود، مجاهدان ناراحت شدند و مؤمنان به سرزنش آنان پرداختند، مشركان نيز زبان به طعن گشودند كه محمد ٦ جنگ و خونريزى و اسارت را در ماههاى حرام حلال شمرده آيه نازل شد كه:
از تو درباره جنگ كردن در ماه حرام مىپرسند، بگو: جنگ در آن گناه بزرگى است، ولى جلوگيرى از راه خدا و گرايش مردم به فرهنگ حق و كفر ورزيدن نسبت به الله و هتك احترام مسجدالحرام و اخراج ساكنان آن در پيشگاه خدا مهمتر از آن است و ايجاد فتنه حتى از قتل بالاتر است. مشركان پيوسته با شما مىجنگند، تا اگر بتوانند شما را از آيين خود برگردانند ولى كسى كه از دين حق برگردد و در حال