عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١٧ - استعدادهاى شگرف انسان در عرصه معنويت
مىگردد، هم چنين نفس ناطقه نسبت به روح.
٤٠- جسم انسانى هر قدر لطيفتر و كاملتر شود به همان نسبت مىتواند آينه و مظهر قواى عالى روحى گشته، خود را از انوار حقايق و قواى خلاقه عوالم علوى تغذيه كند.
٤١- همين طور نفس ناطقه نيز مىتواند به وسيله تزكيه و تصفيه خود لطيفتر و كاملتر گشته، صعود به مدارج روح جامع يا عقل فعال يعنى عالم جبروت كرده، حقايق و فيوضات او را دريافت نمايد و بدان وسيله به حظوظ روحانى برسد.
٤٢- در دل ذرات اجزاى جسم نسبت به نفس ناطقه و در دل اين يكى هم نسبت به روح جامع يا عقل فعال و در دل اين يكى هم نسبت به جسم و نفس، همان آتش عشق و عشق فروزان است كه در دل ذرات جهان بزرگ پيدا و هويداست.
٤٣- جسم و نفس و روح انسانى هم مانند عقل كل و نفس كل و طبع كل از همديگر جدا نيستند و محدود به حدود امتدادى نمىباشند.
٤٤- روح جامع انسانى يا عقل فعال را به مناسبت تعلق خود به عالم جبروت كه منطقه معقولات مجرده است جوهر مجرد محض نامند.
٤٥- بدين قرار شباهت و مطابقت انسان كه جهان كوچك است با جهان بزرگ به خوبى آشكار و روشن مىگردد.
٤٦- پس انسان در عين حال يك موجود ناسوتى و ملكوتى و جبروتى و نماينده عقل كل و نفس كل و طبع و مظهر تجلى ذات و صفات و افعال الوهيت مىباشد.
آرى، اين است دورنمايى از عظمت و شخصيت انسان كه گروه كثيرى از آن بىخبرند و به خاطر بىخبرى و عدم اطلاعشان خود را در بند جسم و شكم و شهوت اسير كرده و سعادت دنيا و آخرت خود را به باد دادهاند و خبرداران هم بر اثر قرار گرفتن در مدار عبادت به ظهور شخصيت الهى خود اقدام كرده و خود را به