عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١٦ - استعدادهاى شگرف انسان در عرصه معنويت
٣٣- در بدن انسانى نه تنها هر يك از سلسلههاى منظومه و عضوهاى رئيسه يك كشور و ملت كوچكى تشكيل مىدهد، بلكه هر سلول نيز يك منظومه شمسى را تمثيل مىكند كه آفتابى در مركز خود دارد و ستارگانى در اطراف او در گردشند و حتى هر اتم آن نيز داراى يك چنين منظومهاى است.
٣٤- همان رشته يگانگى و اشتياق كه در ميان آفريدگان جهان بزرگ موجود است در ميان ذرات اتمها و سلولهاى بدن انسانى هم حاصل و پايدار است.
٣٥- چنانكه در فن طب ثابت شده، در ميان همه اجزا و اعضاى بدن يك حس مشاركت و معاونت متقابل و حتى يك حس مسؤوليت مشترك حكم فرماست و بعض اجزا و اعضا در موقع خطر و يا عاجز ماندن يك عضو از ايفاى وظيفه خود، كار او را به عهده مىگيرند واو را مدافعه و محافظه مىنمايند.
٣٦- از اينرو در جسم انسان نيز اجزا و اعضاى مادون تابع و مطيع اجزاى مافوق و عالى بوده، نسبت به يكديگر يك حس محبت و اطاعت و شفقت و دستگيرى و راهنمايى نشان مىدهند.
٣٧- به موجب قانون و نظم كل جهانى، انسان نيز مكلف است كه انوار فيوضات افكار و قواى عالى را كه از عوالم بالاتر اخذ مىكند به قلب و روح و اعضاى خود انتقال داده و تمام حركات درون و برون خود را بر اساس آن فيوضات ربانيه قرار دهد.
٣٨- از اين حيث هر انسان نه تنها مكلف به خدمت و محبت به همنوع خود مىباشد، بلكه درباره همه موجودات فرودين و به خصوص حيوانات كه در مرتبه بلافاصله پايين او هستند مسؤوليت و وظيفه بزرگى دارد.
٣٩- جسم انسانى در اعمال خود هر قدر به نفس ناطقه نزديكتر شود، يعنى خود را پيرو اوامر و راهنمايى او سازد به همان درجه لطيفتر و عالىتر و كاملتر