عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٧ - عشق يا بهترين ميوه عالم ملكوت
كند دروغگو و دزد راه عباد خداست و به همين خاطر است كه در عنوان موضوع از اين عشق تعبير به بهترين ميوه ملكوت شد.
چون عشقى حقيقى از جانب معشوق واقعى در باطن جان و ذات قلب پرتوافكن شود، آدمى در راه او و براى او و به خاطر او و براى رسيدن به وصال او سر از پا نخواهد شناخت و همه چيز خود را فداى آن محبوب محبان و عشق عاشقان خواهد كرد.
لازم است ما درباره صفات و فيوضات اين عشق خدايى كمى فكر كنيم و قدرتهاى بزرگ و جلوههاى آسمانى آن را پيش خود تصور و تصوير نماييم؛ زيرا كه اين عشق خدايى در ذات جان و روان هر انسانى موجود ولى نهان است.
تفكر و تصور در آن باب، تخم آن عشق را كه خداوند با اراده خود در زمين روح ما افكنده است بيدار مىكند و آن گاه ما را هيچ نباشد، از وجود خود به وسيله نورى و حرارتى و جنبشى آگاه مىسازد.
ليكن براى شنيدن نداى اين عشق نهانى، داشتن گوشهاى باطنى دل شرط است و آن را با گوشهاى حسى و گوشتى نمىتوان شنيد.
|
تا نگردى آشنا زين پرده رمزى نشنوى |
گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش[١] |
|
از اين جهت از عشق خدايى نمىتوان با كلمات، چنانكه، شايد و بايد تعبير نمود، زبان و كلمات آن تعلق به عالم ماده و صورت دارند، ولى اين عشق خدايى از عالم مجرد لاهوتى است، بنابراين زبان و كلمات از توصيف حال و صفات اين عشق عاجزند و هرچه در اين باب گفته شود، اين عشق از آن بالاتر است.
چنانكه يك زن كه هنوز هيچ بچه نزاييده و مادر نشده است، آن حال پرذوق
[١] - حافظ شيرازى.