عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤١ - حزن شعار اهل عرفان
كه از معاينه قيامت و حساب و كتاب و هول نسبت به آن روزگار به انسان متوجه مىشود و اين حزن كه خود علت حركت و سير و سلوك بيشتر به سوى حضرت يار است حزنى است پسنديده و محمود و از اوصاف عارفان بالله است.
در طول مجلدات سابق به هر مناسبتى كه پيش آمد در اين زمينه سخن به ميان آمده، در اينجا احتياج به شرح مفصل نمىبينم تنها به ترجمه اصل روايت اكتفا مىشود.
امام صادق ٧ مىفرمايد:
حزن و اندوه، شعار اهل عرفان است و آن بر اثر واردات غيبى بر قلوب ايشان و به سبب امتداد افتخار درك سايه و پوشش عنايت و بزرگوارى حق بر آنان است.
شخص محزون از لحاظ ظاهر گرفته، ولى در باطن داراى عالمى وسيع و گسترده است، او با مردم چون بيماران و بىحالان زندگى مىكند و با خداى خود همانند اهل قرب و بدون قيد و خلاصه خصوصى و عاشقانه.
شخص محزون با متفكر فرق دارد، متفكر با زحمت در قلب خود ايجاد فكر مىكند، ولى حزن جوشش درون است، ديگر آن كه حزن از باطن در ظاهر خودنمايى مىكند، ولى تفكر در اثر برخورد با امور خارجى محقق مىشود.
خداوند متعال در جريان قصه يعقوب از زبان او نقل مىكند، من شدت حزن و اندوه خود را به پيشگاه پروردگارم اظهار داشته و به او شكايت مىبرم و آنچه را من از جانب او آگاهم شما اى فرزندان من آگاه نيستيد.