عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٢ - رضا از ديدگاه عرفان
از عارفى پرسيدند كه «ما تريد» چه مىخواهى؟ فرمود: «أريد أن لا أريد».
مىخواهم كه مرا هيچ خواست نباشد و اراده من در اراده الله محو باشد تا مراد من مراد حق باشد.
راضى به حق آن كس را توان گفت كه او را بر تقديرات الهى اصلا اعتراضى نباشد. از آن سالك راه پرسيدند: بنده كى به مقام رضا رسد؟ فرمود: وقتى رسد كه در مصيبت و بلا چنان فرحناك و خوشدل باشد كه در هنگام نعمت و سرور خوشدل است.
ابى محمد رويم مىگويد: رضا آن است كه استقبال احكام الهى به فرح و شادمانى نمايى و ميان مكروه و مرغوب فرقى ننهى.
آن مرد عارف گفت:
الرضا رفع الاختيار.
رضا آن است كه اين كس اختيار خود را از ميان مرتفع گرداند و هرچه براى وى خواسته باشد بدان راضى بود.
به حضرت امام حسن ٧ عرضه داشتند كه اباذر فرموده:
نزد من درويشى بهتر از توانگرى و بيمارى بهتر از تندرستى است. امام فرمود كه رحمت بر اباذر باد، اما من مىگويم كه هر كه كار خويش با خدا گذارد، هرگز تمنا نكند جز آنچه را كه خدا از براى او اختيار فرموده است[١].
شيخ ابوتراب نوربخشى گفته كه:
به مرتبه رضا نمىرسد كسى كه دنيا را در دل وى مقدارى و وقعى بوده باشد.
نقل است كه:
[١] - شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ٣/ ١٥٦، نبذ من كلام الحكماء فى مدح القناعة.