عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٠ - رضا از ديدگاه عرفان
|
بس نيست شگفت اگر به ياد آرد |
اين كودك خردسال نادانش |
|
|
نوميد مشو كه بس گل اميد |
بشكفته ز خاطر پريشانش |
|
|
بالله نتواند آن كه بندد كس |
آن در كه گشود لطف يزدانش |
|
|
خلقى اگرش عدوست هست ايمن |
آن كس كه خدا بود نگهبانش |
|
رضا از ديدگاه عرفان
لاهيجى كه در توضيح مسائل عرفانى قدرتى به سزا داشت در شرح اين بيت كه از عارف شبسترى نقل شده:
|
ارادت با رضاى حق شوم ضم |
رود چون موسى اندر باب اعظم |
|
مىگويد: ارادت و خواست سالك ساير به جانب حق، با رضاى حق منضم شود و اصلا غير رضاى حق در هيچ امرى طلب ننمايد و ارادت خود از ميانه بردارد و در جميع اقوال و افعال نظرش بر رضاى الهى باشد نه به حظ نفس خود و ارادت و رضاى او در ارادت و رضاى حق محو و متلاشى گشته، خواست الهى شده باشد، قوله تعالى:
[ارجعي إلى ربك راضية مرضية][١].
به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است، باز گرد.
اشارت با بشارتى است بر آن كه سير رجوعى مشروط به رضاست و به انتفاى شرط انتفاى مشروط لازم است. گوييا اين معنا دارد كه راه به رجوع به جانب حق نيست مگر به رضا رود چون موسى اندر باب اعظم، يعنى چون ارادت او با رضاى
[١] - فجر( ٨٩): ٢٨.