عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٢ - مسئلهاى ديگر از عالم برزخ
هرچه مىخواهى از آن برنجها بردار و براى عيالات خود ببر.
چون وارد اطاق شدم در آن برنجهاى خوب ديدم، عباى خود را پهن كردم و از برنج هرچه خواستم برداشتم و از شدت شوق از باغ بيرون آمدم خود را در وادىالسلام ديدم در حالتى كه عبايم پر برنج بود، آن را به خانه آوردم و مدت زيادى از آن استفاده مىكرديم و تمام نمىشد، تا اين كه همسر من اصرار كرد اين برنج را از كجا آوردى كه هرچه مصرف مىكنيم تمام نمىشود، پس از اصرار زياد قصه عجيب كشف شدن برزخ را براى خود گفتم ولى پس از نقل داستان حبهاى از آن برنج باقى نماند!!
مسئلهاى ديگر از عالم برزخ
ملا مهدى نراقى- كه از شدت ورع و پاكى و سلامت و تقوا، چشم برزخى پيدا كرده بود- مىگويد:
روز عيدى به قبرستان به زيارت اموات رفتم، بر سر قبر مردهاى ايستادم و گفتم:
عيدى من كو؟
شب آن روز چهرهاى باصفا و نورانى را در عالم خواب مشاهده كردم به من گفت: فردا كنار قبر من بيا تا تو را عيدى دهم.
صبح از پى آن خواب رفتم، چون به سر آن قبر رسيدم عالم برزخ براى من كشف شد، در اين هنگام باغى عجيب با دار و درختى كه هرگز چشمم نظيرش را نديده بود مشاهده كردم، وسط باغ قصرى بسيار با عظمت قرار داشت. مرا به درون قصر دعوت كردند، چون وارد شدم شخصى با عظمت بر تختى مرصع ديدم، بدو گفتم: از كدام طايفهاى؟ پاسخ داد: از گروه عبادتكنندگان، گفتم: كيستى؟ جواب داد: از قصابان منطقه نراق، بدو گفتم: از كجا به اين مقام رسيدى؟ گفت: سلامت در كسب و نماز جماعت اول وقت!!