عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٠ - مرگ عباد شايسته
|
چون ز رخسار پرده برگيرد |
در دمش جان نثار بايد كرد |
|
|
پيش شمع رخش چو پروانه |
سوختن اختيار بايد كرد |
|
|
از پى يك نظاره بر در او |
سالها انتظار بايد كرد |
|
|
تا كند يار روى در رويت |
دلت آيينهوار بايد كرد |
|
|
تا نهد بر سرت عزيزى پاى |
خويش چون خاك خوار بايد كرد |
|
|
ور تو خود را ز خاك به دانى |
خود تو را سنگسار بايد كرد |
|
|
تا دهى بوسه بر كف پايش |
خويشتن را غبار بايد كرد |
|
|
چون عراقى ز دست خود فرياد |
هر دمت صد هزار بايد كرد[١] |
|
[إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التي كنتم توعدون\* نحن أولياؤكم في الحياة الدنيا و في الآخرة و لكم فيها ما تشتهي أنفسكم و لكم فيها ما تدعون\* نزلا من غفور رحيم][٢].
بىترديد كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در ميدان عمل بر اين حقيقت] استقامت ورزيدند، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند [و مىگويند:] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مىدادند، بشارت باد.
\* ما در زندگى دنيا و آخرت، ياران و دوستان شما هستيم، آنچه دلتان بخواهد، در بهشت براى شما فراهم است، و در آن هر چه را بخواهيد، براى شما موجود است.\* رزق آمادهاى از سوى آمرزنده مهربان است.
آرى، اين نتيجه ايمان محكم و عمل براساس آن ايمان است، هستند مردمى كه
[١] - فخرالدين عراقى.
[٢] - فصلت( ٤١): ٣٠- ٣٢.