عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٩ - مرگ عباد شايسته
است؟ فرمود: نه والله، زمانى كه ملك الموت براى قبض روحش مىآيد، به جزع برمىخيزد، ملك الموت به او مىگويد: اى ولى خدا و يار حق! ناراحت نباش، به آن خدايى كه محمد را به رسالت فرستاد، من به تو از پدر مهربان اگر در كنارت حاضر بود مهربانتر و مشفقترم، ديده باز كن و ببين، حضرت فرمود: چون ديده بگشايد مىبيند رسول خدا ٦ و امير مؤمنان و فاطمه زهرا و حسن و حسين و ائمه بعد از حسين : در برابر او قرار دارند، پس به او گفته مىشود، اين است رسول خدا ٦ و اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و ائمه : كه رفقا و دوستان تو در جهان بعدند، پس ديده باز مىكند و مىنگرد كه يك منادى از جانب رب العزه فرياد مىكند:
[يا أيتها النفس المطمئنة\* ارجعي إلى ربك راضية مرضية\* فادخلي في عبادي\* و ادخلي جنتي][١].
اى جان آرام گرفته و اطمينان يافته!\* به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است، باز گرد.\* پس در ميان بندگانم در آى و در بهشتم وارد شو.
يعنى در جمع محمد و آل محمد و سپس داخل بهشت شو. در اين هنگام چيزى براى او شيرينتر و محبوبتر از جان دادن و ملحق شدن به اوليايش و ورود به بهشت نيست[٢].
|
پشت بر روزگار بايد كرد |
روى در روى يار بايد كرد |
|
[١] - فجر( ٨٩): ٢٧- ٢٩.
[٢] - الكافى: ٢/ ١٢٧؛ باب أن المؤمن لا يكره على قبض روحه، حديث ٢؛ بحار الأنوار: ٦/ ١٩٦، باب ٧، حديث ٤٩؛ تفسير نورالثقلين: ٥/ ٥٧٧.