عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧ - توكل در روايات
٢- انسانى كه در شب و روز تسبيحش زياد باشد.
٣- و هركس براى برادر مؤمنش بخواهد آنچه را براى خود مىخواهد.
٤- و هركس در مصيبتى كه به او مىرسد جزع نكند.
٥- و آن كس كه به قسمت خداوند راضى باشد و تمام همت خرج روزى نكند[١].
پيامبر بزرگ اسلام ٦ از جبرييل پرسيد: توكل چيست؟ پاسخ داد: توجه به اين كه مخلوق قدرت ضررزدن و نفع رساندن ندارد و عطا و منع در اختيار كسى نيست و بايد از خلق مأيوس و نااميد بود كه هركس به چنين حالى برسد، جز براى خدا كار نمىكند و جز به خدا اميد نمىبندد و از غير حق نمىترسد و طمع به كسى جز خدا نمىبندد كه اين است حقيقت توكل[٢].
فيض آن عاشق عارف مىگويد:
|
ندارم خان و مانى حسبى الله |
نخواهم آب و نانى حسبى الله |
|
|
من از كون و مكان بيزار گشتم |
شدم در لامكانى حسبى الله |
|
|
جهان را خط بيزارى كشيدم |
چو خود گشتم جهانى حسبى الله |
|
|
نبستى طرفى از جان و نه از دل |
نه دل خواهم نه جانى حسبى الله |
|
|
مرا جانان پسند آمد نخواهم |
نه اينى و نه آنى حسبى الله |
|
|
نمىگيرم چو در دست من آمد |
به موى او جهانى حسبى الله |
|
|
در اين آتش خوشم رضوان ميارا |
براى من جنانى حسبى الله |
|
|
نعيم آتش عشقش مرا بس |
بهشت جاودانى حسبى الله |
|
[١] - الخصال: ١/ ٢٨٥، حديث ٣٧؛ بحار الأنوار: ٦٨/ ١٣٦، باب ٦٣، حديث ١٨.
[٢] - معانى الأخبار: ٢٦٠، حديث ١؛ بحار الأنوار: ٦٨/ ١٣٨، باب ٦٣، حديث ٢٣.