عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٧ - حقيقت مرگ
اگر مرگ پايان راه باشد و پس از آن زندگى و حياتى نباشد، پس بايد گفت: قوم ستمكار نوح برنده شدند و نوح با آن همه زحمت و رنج و مشقت بدون دريافت اجر بازنده شد، نمرود و نمروديان بردند و ابراهيم و آل ابراهيم باختند، فرعون و فرعونيان بردند و موسى و موسويان باختند، عيسى و حواريون باختند و قوم يهود ستمكار بردند، ابوسفيان و ابولهب و عتبه و شيبه و تمام سران كفر و جنايت و خيانت و ظلم در مكه و مدينه بردند و رسول خدا ٦ با آن همه صدمات و ياسر و سميه و عبدالله مسعود و سلمان و ابوذر و... باختند، معاويه و نخست وزير ظالم و خاينش عمروعاص پس از سالها جنايت و آلودگى و دزدى و غارت و آدمكشى بردند و على ٧ و ياران با كرامتش پس از سالها عبادت و اطاعت و پاكى و فضيلت و كرامت باختند، يزيد و دار و دسته شرابخوار و سگباز و ميمونبازش همراه با آن همه جنايت در سراسر مملكت و ضربههاى مهلك به فرهنگ الهى و به خصوص كشتار بىرحمانه و بىنظيرش در كربلا و مدينه و مكه بردند و حضرت سيدالشهدا آن آزادمرد تاريخ و منبع كرامت با ياران بىنظيرش همراه با آن حماسه جاودان باختند و...
آيا وارونه كردن حقايق به نظر عقل سليم صحيح است و هيچ وجدانى در تاريخ بشريت چنين چيزى را مىپذيرد كه خوبان عالم و نيكان جهان كه تا مرز مرگ براى كمال خود و هدايت بشر آن همه مصيبت و بلا و رنج و زحمت ديدند و در برابر آن هيچ پاداشى در اين دنيا نگرفتند مرگ پايان كارشان باشد و ناپاكانى چون قابيل و فرعون و نمرود و شداد و نرون، هيتلر... با آن همه جنايتشان كه تا وقت مرگ ادامه داشت و هيچ مجازاتى در برابر آنهمه عياشى آن هم به قيمت پايمال شدن حقوق مردم و آنهمه دزدى و قتل و غارت نديدند نيز مرگ پايان كارشان باشد؟!!
به آنچه در اين سطور خوانديد بيشتر دقت كنيد، سپس به عقل و وجدان،