عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٤ - عمل اهل حقيقت
نهم: كم خوردن است.
دهم: عزلت از شرار خلق است و از آنان كه حاضر به قبول حق نيستند و مجاهده و مبارزه با آنان كه سد راه حقند.
اين است عمل اهل طريقت و اين ده چيز اثرهاى قوى دارد در سلوك.
سالك چون در خدمت دانا بر اين ده چيز مواظبت نمايد و ثبات كند كه كار ثباتدار عاقبت به جايى برسد، حقيقت روى نمايد و اگر يكى از ده كم باشد سلوك ميسر نشود و سالك به جايى نرسد.
|
همه جمال تو بينم چو چشم باز كنم |
همه شراب تو نوشم چو لب فراز كنم |
|
|
حرام دارم با مردمان سخن گفتن |
و چون حديث تو آيد سخن دراز كنم |
|
|
هزار گونه بلنگم به هر رهم كه برند |
رهى كه آن به سوى توست ترك تاز كنم |
|
|
اگر به دست من آيد چو خضر آب حيات |
ز خاك كوى تو آن آب را طراز كنم[١] |
|
عمل اهل حقيقت
اى درويش! عمل اهل حقيقت هم ده چيز است:
اول: آن كه به خداى رسيده باشد و خداى را شناخته بود و بعد از شناخت خداى تمامت جواهر اشيا را كماهى دانسته و ديده بود.
دوم: صلح است با همه مؤمنان و مسلمانان و علامت آن كه سالك به خداى رسيده آن است كه با خلق به يك بار صلح كند و از اعتراض و انكار «در صورتى كه شرعا جاى اعتراض و انكار نيست.» آزاد آيد و هيچ كس را دشمن ندارد، بلكه همه كس را دوست دارد.
[١] - مولوى.