عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٨ - تقوا از ديدگاه عارفان
|
نى نى كه اين دو باغ اگر چه خوش است و خوب |
زين هر دو بگذريم و بدان باغبان رويم |
|
|
سجده كنان رويم سوى بحر همچو سيل |
بر روى بحر زان پس ما كفزنان رويم |
|
|
زين كوى تعزيت به عروسى سفر كنيم |
زين روى زعفران به رخ ارغوان رويم |
|
|
راهى پر از بلاست ولى عشق پيشواست |
تعليممان دهد كه در و بر چه سان رويم |
|
|
هر چند سايه كرم شاه حافظ است |
در ره همان به است كه با كاروان رويم |
|
|
جان آينه كنيم به سوداى يوسفى |
پيش جمال يوسف با ارمغان رويم[١] |
|
تقوا از ديدگاه عارفان
اهل دل، عاشقان حق، آراستگان به حقيقت، عارفان آگاه در معناى تقوا اين چنين فرمودهاند:
ان يطاع ولا يعصى ويذكر ولا ينسى ويشكر ولا يكفر[٢].
خداوند را به حقيقت فرمان برد و از عصيان در هر برنامهاى بپرهيزد، دايم به ياد محبوب باشد و به هيچ عنوان نگذارد فراموشى بر او عارض شود، نسبت به تمام نعمتهاى الهى چه ظاهرى چه باطنى در مقام شكر برآيد، يعنى هر نعمتى را در همان راهى كه دستور دادهاند
[١] - مولوى.
[٢] - روضة الواعظين: ٢/ ٤٣٠.