عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٣ - نصيحت گنهكار
|
آن كه او خسته داردم شب و روز |
خود هم او مرهم و شفاى من است |
|
|
هركه زو بوى درد مىآيد |
صحبتش مايه دواى من است |
|
|
هركه او از دو كون بيگانه است |
در ره دوست آشناى من است |
|
نصيحت گنهكار
در كتاب ارزشمند «مجموعة ورام» آمده:
مردى به محضر حضرت مسيح عرضه داشت: يا روح الله! بر اثر اغواى شيطان و پيروى از هواى نفس دچار زنا شدهام مرا پاك كن.
عيسى ٧ فرمود: فرياد بزنيد كسى نماند، مگر اين كه براى تطهير اين مرد بيايد، وقتى همه جمع شدند، آن مرد گفت: هركس حدى به گردن دارد از حد زدن من خوددارى كند، تنها كسانى كه علاقه دارم در حد زدن من شركت داشته باشند مردم طاهر و پاكيزه و باتقوايند.
مردم چون اين سخن شنيدند پراكنده شدند، تنها حضرت عيسى و يحيى براى حد زدن ايستادند، قبل از شروع سنگسار حضرت يحيى به آن گناهكار فرمود: مرا موعظه كن، گنهكار سه جمله عالى و سه كلمه جالب گفت:
١- بين نفس و هوا خلوت مكن كه تو را دچار گناه مىكند و موجوديت و هويتت را به گناه مىاندازد.
٢- هرگز به سرزنش گناهكار اقدام مكن كه اهل معصيت احتياج به هدايت و پاكى از آلودگى دارند.
٣- در برابر كسى غضب مكن و فضاى با منفعت حلم و بردبارى را از دست مده[١].
[١] - مجموعة ورام: ٢/ ١٠؛ وسائل الشيعة: ٢٨/ ٥٦، باب ٣١، حديث ٣٤٢٠١.