اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٩٤ - انواع صبر
اين بينش نسبت به زندگى دنيا و نعمتهاى آن، اقتضا مىكند كه مؤمن در استفاده از آن، راه اعتدال را پيش گيرد؛ يعنى نه به افراط رود و نه به تفريط. اين نگاه نيز در روايات معصومان عليهم السلام آمده است. به عنوان مثال در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانى از انصار فوت كرد در هنگام مرگ پنج يا شش بردهاى كه داشت- و همه دارايى او بود- آزاد كرد و براى فرزندان خردسال خود چيزى باقى ننهاد. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از اين ماجرا آگاه شد، فرمود: «اگر من از اين ماجرا اطلاع مىيافتم، اجازه نمىدادم او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد. او فرزندان خردسال خود را [بىمال] رها كرده تا از مردم گدايى كنند.»[١]
همچنين امامصادق عليه السلام در پاسخ به صوفيانى كه بهرهمندى از دنيا را مخالف اسلام مىدانستند، فرمود:
شما در فضل و زهد سلمان و ابوذر ترديد نداريد. سلمان هرگاه مستمرى خود را مىگرفت، به مقدار نياز يك سال خود از آن برمىداشت تا مستمرى سال آيندهاش برسد.[٢]
اما با اين وصف، معصومان عليهم السلام نيز مردمان را از دلبستگى به دنيا باز مىداشتند و آنان را به ميانهروى در برخوردارى از دنيا فرامىخواندند. امامصادق عليه السلام در روايتى مىفرمايد:
اگر گلهاى از گوسفندان بدون چوپان باشند و دو گرگ يكى از ابتداى گله و ديگرى از انتها به آن حمله كنند، ضرر اين دو گرگ به گله بيش از ضرر مال و جاهدوستى مسلمان به دين او نيست.[٣]
ايشان همچنين درباره ميانهروى مىفرمايد:
ميانهروى امرى است كه خداوند عزوجل آن را دوست مىدارد و اسراف امرى است كه خداوند آن را دشمن مىدارد.[٤]
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٥، ص ٦٧
[٢] - همان، ص ٦٨
[٣] - همان، ج ٢، ص ٣١٥
[٤] - همان، ج ٤، ص ٥٣