اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٠٦ - ٨ اعتدال(ميانهروى)
اما چرا احسان به والدين از چنين جايگاه بلندى در نظام اخلاقى اسلام برخوردار است؟ در پاسخ مىتوان به دو مطلب اشاره كرد: نخست آنكه از يكسو به مقتضاى حكم عقل، پاداش نيكى جز نيكى نيست و شرع نيز همين حكم را تأييد مىكند:
هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ؛[١] مگر پاداش احسان جز احسان است؟
از سوى ديگر، پدر و مادر پس از خداوند بزرگترين ولىنعمت فرزندان هستند؛ زيرا اصل وجود آنها از والدين است و پس از آن نيز پرورش فرزندان و رشد آنها مرهون زحمات آنهاست. بنابراين فرزندان نيز به حكم عقل مىبايد به والدين خود نيكى كنند.
دوم آنكه، اگر فرزندان به والدين خود نيكى نكنند- چنانكه علامه طباطبايى گفته است- افراد انگيزهاى براى تشكيل خانواده و توالد و تربيت فرزندان نخواهند داشت و درنتيجه بهتدريج جامعه بشرى از ميان خواهد رفت.[٢]
احسان به ديگران نيز امرى ضرورى است؛ چرا كه آنان همنوعان انسان هستند، و جملگىشان فرزندان يك پدر و مادرند كه اين مستلزم احسان و نيكى به آنهاست. بدين سبب، امامعلى عليه السلام در نامه خود به مالكاشتر مىنويسد:
قلب خود را از مهربانى و محبت و لطف به آنان [/ مردم مصر] مالامال كن و چون گرگ آدمخوارى مباش كه خوردن مردم را غنيمت مىشمارد؛ چرا كه مردم دو دستهاند: يا برادر دينى تو هستند يا همنوع تو.[٣]
در اين روايت، امام عليه السلام احسان و محبت به مردم مصر را بر دو پايه برادرى دينى و همنوعى استوار مىكند. در روايتى از امامصادق عليه السلام آمده است:
همانا مؤمنان برادرند؛ فرزندان يك پدر و مادرند و هرگاه يكى از آنها دچار مشكلى شود، ديگران نيز دچار بىخوابى مىشوند.[٤]
[١] - الرحمن( ٥٥): ٦٠
[٢] - بنگريد به: محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ٧، ص ٣٩٦
[٣] - نهجالبلاغه، ص ٤٢٧
[٤] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٦٥