اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٣٧ - الف) برادرى (مؤاخات)
برترينِ اهل ايمان كسى است كه دادوستد و رضا و سخطش براى خدا باشد.[١]
تنظيم رابطه با ديگران بر محور خداجويى و حقطلبى، از برترين آموزههاى انبيا در اخلاق اجتماعى و از كليدىترين راهكارهاى استفاده از ظرفيتهاى جامعه در راه تعالى فرد و امت اسلامى است. اين روح اخوت اسلامى تضمينكننده بقاى دوستىها و گسترش دلدادگىهاست. مصدر و مقصد تمام محبتهاى انسانى محبت الاهى است و تا ماداميكه اين دوستىها در مسير حق در جريان باشد، ماندنى و اثرگذار است.
امام على (ع) مىفرمايد: «محبت دوستان دنيايى از بين مىرود؛ چراكه اسباب اين محبت بهسرعت زايل مىگردد.»[٢]
برپايه روايتى از امام على (ع) برادرى در راه خدا براساس اين امور بنا شده است: خيرخواهى در راه خدا، بخشش در راه خدا، همكارى بر طاعت خدا، نهى از معصيت خدا، هميارى در راه خدا و محبت خالصانه.[٣] امام صادق (ع) درباره حقيقتِ دوستى در بيانى مىفرمايد:
دوستى حدودى دارد. پس كسى را كه داراى آن نباشد، دوست كامل ندانيد. نخست آنكه ظاهر و باطنش با تو يكى باشد و دوم آنكه خوبى تو را خوبى خود و بدى تو را بدى خويش بداند و سوم آنكه مال و فرزند تغييرش ندهد و چهارم آنكه آنچه در توان دارد، از تو دريغ نكند و پنجم آنكه در گرفتارىها تو را وانگذارد.[٤]
اميرمؤمنان (ع) نيز در پاسخ كسي كه از دوستى و برادرى پرسيده بود، چنين فرمود:
دوستان بر دو قسماند: برادران مطمئن و قابلاعتماد و برادران زمان شادى و خوشحالى. اما دسته اول مانند دست و بال و اهل و مال انساناند. پس هرگاه نسبت به برادرت به
[١] - افضل المؤمنين ايمانا من كان لله اخذه و عطاه و سخطه و رضاه.( عبدالواحد تميميآمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ح ١٥٤٨.)
[٢] - اخوان الدنيا تنقطع مودتهم لسرعة انتطاع اسبابها.( همان، ح ٩٥٤٦.)
[٣] - تبتني الاخوه في الله علي التناصح في الله و التباذل في الله و التعاون علي طاعه الله و التناهي عن معاصي الله و التناصر في الله و اخلاص المحبه.( همان، ح ٩٦٩١.)
[٤] - الصداقة محدودة فمن لم يكن فيه تلك الحدود فلا تنسبه إلي كمال أولها أن يكون سريرته و علانيته واحدة و الثانية أن يريك زينك زينه و شينك شينه و الثالثة لا يغيره مال و لا ولد و الرابعة أن لا يمسك شيئا مما تصل إليه مقدرتهو الخامسة لا يسلمك عن النكبات.( محمد بن علي بن بابويهقمي، مصادقة الاخوان، ص ٣٠.)