اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٨١ - ج) شكر
خداوند نيز خود را شكور، يعنى قدرشناس عمل بندگان و جبرانكننده آن معرفيكرده است.[١] اين صفت خدا لازمه ربوبيت اوست. اگر خدا مخلوق خود را رها مىساخت و توجهى بدو نداشت، هيچگاه شكور نبود.
آدمى براى تحقق كمال شكرگزارى مىبايد:
١. همه نعمتها را از آنِ خدا ببيند؛
٢. از ولىنعمت خود و نعمتهاى او شادمان باشد. اين شادمانى قلبى بهجهت لذتجويى از دنيا نيست، از اينرو هرگاه نعمتى او را از ياد خدا غافل كند، از داشتن آن نه مسرور، بلكه غمگين مىشود.
٣. همواره براى رضايت و طاعت او گام بردارد و نعمتها را در جهت طاعت و دورى از معصيت بهكارگيرد، نه اينكه صرفاً با زبان ثناگوى پروردگار باشد:
هر كه از نعمت خدا براى نافرمانى او كمك گيرد، ناسپاس و قدرنشناس است.[٢]
البته بايد دانست شكر حقيقى نعمتهاى خداوند ناشدنى است؛ زيرا صرفنظر از نعمتهاى بىشمارى كه براى بشر آفريده شده، شكر هريك از اين نعمتها نيز خود نعمتى است كه شكرى ديگر مىطلبد.[٣]
|
از دست و زبان كه برآيد |
كز عهده شكرش بهدرآيد |
|
|
بنده همان بهْ كه ز تقصير خويش |
عذر به درگاه خداى آورد |
|
|
ور نه سزاوار خداونديش |
كس نتواند كه بهجاى آورد |
|
پيامدها
شكر حقيقى خداوند در هر مرتبهاى كه باشد، آثار آن مرتبه را درپى خواهد داشت. فزونى نعمت يكى از آثار شكر است و از اين سو كفران نعمت نيز عذاب الاهى است و موجب
[١] -« إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَكورٌ؛ قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است.»( شورى( ٤٢): ٢٣.)
[٢] - مَنِ اسْتَعَانَ بالنِّعْمَةِ عَلَي الْمَعْصِيةِ فَهُوَ الْكفُورُ.( عبدالواحد تميمىآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٧٤٩٤.)
[٣] - من شكر الله سبحانه وجب عليه شكر ثان إذ وفقه لشكره و هو شكر الشكر.( همان، ح ٦١٣٣.)