اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٣٤ - ب) انضباط روحيو مديريت نفس
اين آيات هدف و غايت كنترل نفس و خويشتندارى را بيان مىكند؛ بدين معنا كه تقواي مورد نظر قرآن تسلط بر خويش و مديريت جان است، آنگاه كه نفس آدمى او را به خواهشهاى پست مىخواند:
و اما كسي كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس [خود] را از هوس بازداشت، پس جايگاه او همان بهشت است.[١]
بنابراين تقوا در فرهنگ قرآن دو عنصر اساسى دارد: يكى تسلط بر خود و ديگرى ملاحظه حضور خدا. كسي كه بر خويش تسلط دارد، براى حركت با مانع كمترى روبه روست و اگر حركت به سوى خدا باشد، بسيار سادهتر پيش خواهد رفت.
درواقع تقوا بر دو قسم است: تقواى پيش از ايمان و تقواى پس از ايمان. تقواى پيشين به معناى كنترل نفس و انضباط روحى است و تقواى پسين نيز به معناى خداپروايى و خويشتنبانى. تقواييكه مبدأ و مقصد آن خداست، از اعتقاد به خدا برخاسته و به قصد رضاى او شكل مىگيرد. اگر كسى تقواى عام و انضباط روحى نداشته باشد، بىگمان از هدايت خدا بهرهمند نمىشود و قابليت جذب نور الاهى را نخواهد داشت:
اين است كتابيكه در [حقانيت] آن ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است.[٢]
پيامدها
با اداره صحيح توانمندىها و ظرفيتهاى وجودى و با پايدارى، انسان در فراز و فرود راه بازنمىايستد. تسلط بر خود و توان مهار تمايلات معارض، تنشها و سستىها را از ميان برمىدارد و امكان رسيدن به اهداف و آرمانها را فزونى مىبخشد.
به هنگام وسوسه نفس دو لذت پيشِروى آدمى است: لذتى محدود و زودياب كه بهسرعت از بين مىرود و نيز كاميابى بلندمدتي كه لذتى پايدار درپى دارد. وسوسه نفس، به
[١] -« وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَي النَّفْسَ عَنْ الْهَوَي^ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَي.»( نازعات( ٧٩): ٤٠ و ٤١.)
[٢] -« ذَلِك الْكتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًي لِلْمُتَّقِينَ.»( بقره( ٢): ٢)؛ بنگريد به: محمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٤٤. مرحوم علامه ذيل عبارت« هُدًى لِلْمُتَّقِينَ» به روشنى توضيح مىدهد كه تقواى پيش از ايمان كه شرط هدايتپذيرى است، چيزى جز انضباط روحى و قدرت بر مديريت شخصيت نيست.