اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٠٩ - ٢ رذايل اجتماعى
هركس به من مطلبى بياموزد، مرا در حدّ يك برده مرهون خود ساخته است.[١]
در فرهنگ ما معلم، پدر معنوى معرفى شده است. اگر استاد با بىاحترامى شاگردان روبهرو گردد، انگيزهاش را براى انتقال فداكارانه دانش خود از دست مىدهد كه اين بىشك به متوقف شدن چرخ دانش مىانجامد. حضرت سجاد (ع) در رساله حقوق خويش مىفرمايد:
حق استادت بر تو اين است كه بزرگش شمارى و ... صدايت را بر او بلند نكنى و ... اگر كسى از او بدى گفت، از وى دفاع كنى ....[٢]
پنج. نامهربانى و تندخويى با شاگرد: نقش معلم و استاد در ايجاد انگيزه آغازين براى علمآموزى سرنوشتساز است. به تعبير جامعهشناختى، استاد از «گروههاى مرجع» بهشمار مىرود. بىشك اين جايگاه خاص، درباره منش و چگونگى برخورد اجتماعى استاد انتظاراتى را در دانشجويان برمىانگيزاند. حال چنانچه دانشآموزان يا دانشجويان با توهين، تحقير و يا تندخويى معلم يا استاد خود روبهرو شوند و يا مورد قضاوت شتابزده او قرار گيرند، بىترديد نسبت بدو و بلكه نسبت به آن درس سرخورده و بىعلاقه مىشوند. از اين سو نيز اگر استاد مهربان، دلسوز، پرحوصله، متواضع و صميمى باشد، حتى ممكن است افراد بىعلاقه را نسبت به آن درس يا رشته خاص دلبسته كند. در رساله حقوق درباره حق شاگرد بر استاد مىخوانيم:
اما در مورد حقوق شاگردانت بدان كه خدا در علمي كه تو را ارزانى داشته، سرپرست ايشانت قرار داده. پس چنانچه به ايشان خوب تعليم دهى و به آنان اهانت نكنى و آنان را دلگير نسازى، خدا از فضل خود علم بيشترى تو را ارزانى خواهد داشت. اما اگر علمت را از ايشان دريغ داشتي يا مورد اهانت شان قرار دادى، پس خدا راست كه علم و منزلتت را بستاند و تو را از چشمها بيندازد و مهرت را از دلها برون برد.[٣]
[١] - من تعلمت منه حرفا صرت له عبدا.( محمد بن محمد نصير الدين طوسى، آداب المتعلمين، ص ٧٤؛ ابنابيجمهور احسايى، عوالى اللآلى، ج ١، ص ٢٩٢.)
[٢] - حق سائسك بالعلم التعظيم له و ... أن لا ترفع عليه صوتك و ... أن تدفع عنه إذا ذكر عندك بسوء.( محمد بن على بن بابويهقمى، الامالى، ص ٣٦٩ و ٣٧٠.)
[٣] - و أما حق رعيتك بالعلم فأن تعلم أن الله عزوجل إنما جعلك قيما لهم فيما آتاك من العلم و فتح لك من خزانة الحكمة فإن أحسنت فى تعليم الناس و لم تخرق بهم و لم تضجر عليهم زادك الله من فضله و إن أنت منعت الناس علمك أو خرقت بهم عند طلبهم العلم منك كان حقا على الله عز و جل أن يسلبك العلم و بهاءهُ و يسقط من القلوب محلك.( حسن بن شعبه حرانى، تحفالعقول، ص ٢٦١.)