اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٧٢ - ١ تفكر
اما به هر روى، اين پرسش همچنان باقى است كه چگونه مىتوانيم ميل و علاقه خود را تقويت نماييم؟ چگونه امورى را كه به شايستگي يا ضرورت آنها واقفيم، ولى درعمل بدانها نمىپردازيم، در زندگى خود جاى دهيم؟
ميل و علاقه ما به اشيا اغلب برخاسته از «آگاهى» ما به خوبى آن است.
آگاهى به خوبي يك چيز ظ ميل به آن چيز
نكته مهم اين است كه بدانيم آگاهىهاى ما- به مانند اميالمان- شدت و ضعف مىپذيرد. برخى از دانستههاى ما بهشدت فعال و مؤثرند و برخى ديگر بهكلى بىروح و بىاثر و پارهاى نيز در حوادث روزگار از صفحه ذهن ما محو و ناپديد مىشوند. به عدمآگاهى «جهل»، به محو آگاهى «نسيان» و به مرگ آگاهى نيز «غفلت» گفته مىشود.
از اينرو، «عمل نكردن» گاه بهدليل «ندانستن و ناآگاهى» است كه بايد با «تحصيل» درمان شود و گاه نيز بهجهت «غفلت و بىتوجهى» كه بايد با «يادآورى» مرتفع گردد.
عوامل توجه و يادآورى
١. تفكر
گاه انسان خود، به يادآورى اقدام مىكند و آگاهىهاى خود را زنده و فعال مىگرداند. اين فرايند با «تذكر»، «تدبر» و «تلقين به نفس» صورت مىپذيرد. امام على (ع) فرمود:
انديشيدن موجب انگيزش به خوبى است و پشيمانى بر بدى، ما را به ترك آن فرامىخواند.[١]
بنابراين انديشيدن همانگونه كه براى حل مسئله و زدودن جهل بهكار مىآيد، در بيداركردن دل و انگيزهسازى نيز مؤثر است.
با فكر، قلب خود را بيدار كن.[٢]
[١] - إِنَّ التَّفَكرَ يدعو إِلي البرِ وَ العَمَلِ بهِ وَ إِنَّ النَّدَمَ عَلَي الشَّرِ يدعو إِلي تَركه.( على بن حسن طبرسى، مشكاهالانوار، ص ٣٧.)
[٢] - نَبِّه بالتَّفَكرِ قَلبَك.( محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٥٤.)