اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٧١ - ج) توجه
پس از آن نيز بهجاى آنكه قرآن به عتاب فرعون بپردازد، قوم او را محكوم مىكند:
آنها مردمى منحرف بودند.[١]
بدينترتيب در شرايط سختيكه فرعون براى مردم پديد آورده بود، هيچگاه اختيار مردم و مسئوليت آنان ساقط نگشت. بنابراين هيچكس نبايد براى شانهخالي كردن از بار تكليف، شرايط اجتماعى را بهانه كند.
ج) توجه
يكى از مهمترين امكانات رشد و شرايط تكليف، «توجه» است. انسان به هنگام غفلت تكليف ندارد و در برابر عمل اشتباه خود بازخواست نمىشود، اما چنين نيست كه همواره بىتوجه و غافل باشد. بنابراين هرگاه غفلتِ انسان به توجه بدل گردد، در همان لحظه مسئول خواهد بود:
و اگر شيطان تو را به فراموشى انداخت، پس از توجه، [ديگر] با قوم ستم كار منشين.[٢]
حضرت آيتالله بهجت نيز درهمينباره مىفرمايد:
اگر خود را در ياد خدا ديديد، اختياراً خود را منصرف ننماييد.[٣]
بدينترتيب انسان «آگاهى»، «توانايى» و «توجه» را براي گام اول در اختيار دارد، اما بهراستى چرا برخى با داشتن اين امكانات به عملي اقدام نمىكنند؟
از بررسى رفتارهاى ارادى مىتوان دريافت كه هر عمل اختيارى از نوعى گرايش درونى وميل نشئت مىگيرد. ما همواره چيزى را انتخاب مىكنيم كه دلخواه ماست و وقتى نسبت به چيزى علاقه بسيار داريم، آن را اراده مىكنيم. بنابراين منشأ اراده در وجود ما علاقه شديد است.
ميل ظ ميل شديد ظ اراده و حركت
[١] -« إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ.»( زخرف( ٤٣): ٥٤.)
[٢] -« إِمَّا يُنسِيَنَّك الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكرَي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ.»( انعام( ٦): ٦٨.)
[٣] - محمدتقى بهجت، به سوى محبوب، ص ٥٧.