اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٦٩ - علم و عمل
كسي كه عمل نمىكند، افزون بر آنكه از بهدست آوردن علم محروم مىشود، يافتههاى او نيز از دست مىرود. درواقع همانگونه كه با عمل به يقينيات امور مشتبه يقيني مىشود، با عمل به مشتبهات نيز امور يقينى مشتبه مىگردد. آن كس كه عمل نمىكند، در وجود خود ابهام و ظلمت مىآفريند؛ بدين معنا كه او پس از يقين به صحت و حقانيت كار خود، دوباره در آن ترديد مىكند. امام على (ع) چنين مىفرمايد:
هركس از دلخواه خود متابعت نمايد، اين متابعت او را كور و كر و خوار و گمراه مىكند.[١]
آفت عقل، خواهش است.[٢]
همانگونه كه معرفت اخلاقى همواره بر رفتار انسان اثرگذار است، رفتار نيز بر معتقدات او تأثير مىنهد. اگر انسان آنچنانكه مىانديشد زندگى نكند، خيلى زود آنچنان زندگى مىكند كه مىانديشد. بر پايه روايات،[٣] پيروى از خواهشهاى نفس و عمل نكردن به حق، ابزار ادراكى و قدرت تشخيص آدمى را زايل مىكند. در نهجالبلاغه چنين آمده است:
علمِ خود را به جهل، و يقين خود را به شك تبديل نكنيد. هرگاه دانستيد، عمل كنيد و هرگاه يقين كرديد، اقدام نماييد.[٤]
آيتالله دكتر بهشتى مىنويسد:
تمايل به بىبندوبار زيستن زمينه قبول هر مطلب جدى را- هرقدر هم روشن ومستدل باشد- در ما ضعيف كرده، يا از بين برده است. گويى دوست داريم همواره در حال شك باقى بمانيم. مبادا گرفتار وظيفه شويم! ... اين بيمارى واگير، يعنى رواج سفسطه و وسواس در يك جامعه- كه نتيجه مستقيم آن رواج شكهاى بىهدف و غيرتحقيقى است- جامعه را با خطر بزرگى روبهرو مىكند؛ خطر بىمسلكى. درچنين جامعهاى به زحمت مىتوان چهار تا آدم همفكر پيدا كرد.[٥]
[١] - مَن اتَّبَعَ هَواهُ أَعماهُ وَ أَصَمَّهُ وَ أَذَلَّهُ وَ أَضَلَّه.( عبدالواحد تميمىآمدى، غررالحكم و درر الكلم، ح ٨٣٦.)
[٢] - آفَةُ العَقلِ الهَوي.( همان، ح ٨١٤.)
[٣] - بنگريد به: محمد محمديريشهرى، ميزان الحكمه، باب ٥٣٧.
[٤] - لاتَجعَلوا عِلمَكم جَهلًا وَ يقينَكم شَكا، إِذا عَلِمتُم فَاعمَلوا، وَ إِذا تَيقَّنتُم فَأَقدِموا.( نهجالبلاغه، حكمت ٢٧٤.)
[٥] - محمد حسينى بهشتى، ايدئولوژى اسلامى، ص ١٣.