اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٦٧ - علم و عمل
البته نبايد پنداشت كه «علم» بهتنهايي كافى است. به بيانى ديگر، بهدست آوردن علم و شناختِ نقشه مسير، آغاز راه است نه پايان راه. بنابراين هركس بايد تصميم بگيرد كه آنچه فرامىگيرد، انجام دهد و بر اين تصميم، صادق و استوار باشد.
امام على (ع) مىفرمايد:
بر عالم است كه آنچه مىداند بهكار بندد، سپس بهدنبال دانشى رود كه نمىداند.[١]
هركس براى آينده تصميم گرفته كه آنچه ياد مىگيرد انجام دهد، به گذشته بازگردد كه تاكنون چه ياد گرفته، اكنون به همان عمل كند. از اينرو، هركس اعتراف دارد كه علم مقدمه عمل است و عمل نيز نتيجه علم، بايد انبوه مقدمات بىنتيجهاى را كه فراهم آورده است، بهنتيجه برساند.
همچنين بزرگان علم و عمل توصيه كردهاند كه آدميان براى حركت خود مىبايد مسيرى مطمئن را برگزينند و همه عمل خود را بر مدار «علم و يقين» تنظيم كنند؛ يعنى تا هنگامي كه از «صحت» و «فايده يا ضرورت» كاري اطمينان نيافتهاند، بدان اقدام نكنندتا به ورطه تزلزل و ترديد درنغلتند.
رسول اكرم (ص) نيز مىفرمايد:
كسي كه بدون علم، عمل كند، آنچه خراب مىكند، بيش از آن است كه درست مىكند.[٢]
امام صادق (ع) در بيانى فرمود:
كسي كه بدون بينش عمل كند، همچون كسى است كه در بيراهه رود. چنين كسىهرچه تند رود، از راه دورتر مىافتد.[٣]
[١] - علي العالم أن يعمل بما علم ثم يطلب تعلم ما لم يعلم.( همان، ح ٦٢.)
[٢] - مَن عَمِلَ عَلي غَيرِ عِلمٍ، كانَ ما يفسِدُ أَكثَرَ مِمّا يصلِح.( احمد بن محمد برقى، المحاسن، ص ٣١٤.)
[٣] - العامِلُ عَلي غَيرِ بَصيرَةٍ كالسّائِرِ عَلي غَيرِ الطَّريقِ، فَلايزيدُهُ سُرعَةُ السَّيرِ إِلّا بُعداً.( محمد بن على بن بابويهقمى، الامالى، ص ٤٢١.)