اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٣٤ - نظام ارزش گذارى فطرى و محيطى و نقش آن دو در شكل گيرى فضيلت يا عادت
از تشكيل ملكه در وجود آدمى، بهكارگيرى آن و بهرهمندى از آثار و فوايد آن نيز به اختيارآدمى است. خوشنويسى براى هنرمندِ خطاط آسان است، اما ادامه دادن آن نيز توان و همت مىطلبد؛ چراكه اگر از صرف همين توان اندك دريغ ورزد، ملكه خود را معطل و بىفايده گذارده است و اگر در نوشتن تابلوها بىدقتى و كمحوصلگي كند، بعيد نيست كه در گذر زمان و با تكرار عمل، بىدقتى و شتابزدگى در وجود او بهصورت عادت درآيد. بهكارگيرى مداوم توانمندىها افزون بر بهرهمندى از نتايج كار، ملكه پركارى، سختكوشى، فعاليت، استقامت و نشاط را در وجود آدمي پديد مىآورد و سستى و تنبلى و كسالت را از ميان مىبرد.
نظام ارزشگذارى فطرى و محيطى و نقش آن دو در شكلگيرى فضيلت يا عادت
كار خراط روى چوب «صنعت» است و كار باغبان روى شاخه نهال «تربيت» نام دارد. در صنعت سخن از ساختن چيزى است كه دلخواه ماست، اما هدف باغبان همان غايت وجودى نهال است، يا به بيانى ديگر، باغبان رشد و شكوفايى نهال را مىخواهد. اين نهال نحيف استعدادهايى نهفته دارد كه اگر مجالش دهند و مددش رسانند، آنها را نشان خواهد داد. صنعتگر نيز چهره و وضعى ديگر براى ساخته خويش مىپسندد و به كمك دستان ماهر خود آن چهره را بدان مىبخشد، ولى باغبان از كانون سرشت نهال و از استعدادها و قابليتهايش مىآغازد و به سوى نقطهاى آرماني كه برپايه طبيعت نهال است، گام برمىدارد. درواقع صنعتگر هنر خويش را بر چهره چوب مىريزد، اما باغبان از هنر چوب پرده برمىدارد. حال كداميك از اين دو «ارزشمند» يا «ارزشمندتر» است؟
ارزش گذارى يعنى قيمت چيزى را مشخص كردن و پسنديده بودن يا ناپسندى آن را معلوم ساختن. از آنجا كه سنجيدن ارزش هر چيز نيازمند معيار است، مىتوان از نظام ارزشگذارى سخن بهميان آورد. مىتوان پرسيد اين معيارهاى نظاممند را از كجا بايد دريافت؟ پاسخ به اين پرسش در گرو منظرى است كه برمىگزينيم، يا به بيانى بسته به آن است كه در كدام نقطه بايستيم و براساس چه نظامى درباره كار خراط و باغبان به داورى بنشينيم.
اگر از بيرون بنگريم، نهال را چوب مىبينيم و با استعدادهاى آن كارى نداريم، ولى اگر از درون نگريستيم، اين استعدادهاى نهالاند كه مسير پرورش و درنتيجه معيار ارزشمندى را