اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٤٢ - ج) استكبارستيزى
وارسته تر باشد، در ايثار و ازخودگذشتگى آسودهتر است.
انسان مؤمني كه خود را در تحت تدبير خدا مىداند و او را روزىبخش مهربان مىشناسد، از بذل دارايىهاى خود- كه جملگى دارايى خداست- واهمهاى ندارد. اگر انسان به وعده خدا ايمان داشته باشد و خود را در همه دادوستدها در تعامل با او بداند (نه در تعامل با مردم)، بدو توكل مىكند و هرگز او را بخيل و يا خزائن بىكرانش را محدود نمىبيند.
وَمَا أَنفَقْتُمْ مِنْ شَيٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ؛[١] و هرچه را انفاق كرديد عوضش را او مىدهد.
بنابراين از موانع ايثار، ايمان نداشتن به «پاداش الاهى و تأثير آن در سعادت دنيوى و اخروى» است.
ج) استكبارستيزى
استكبار در برابر ايمان و تسليم قرار دارد. استكبارستيزى به مبارزه با روحيه برترىجويى و استيلاطلبى اشاره دارد. از آنجا كه يكى از اهداف اساسى همه پيامبران الاهى زمينهسازى براى تعالى انسانها بوده و وجود روحيه استكبارى بهويژه در افرادِ اثرگذار مانع رشد و تعالى ديگران است، بحث از اين مقوله اهميت بسزايى مىيابد. قرآن كريم در موارد بسيارى از مفسدان ياد كرده و آنها را با روحيه استكبارى توصيف نموده است؛ چنانكه درباره فرعون مىفرمايد:
و او و سپاهيانش در آن سرزمين بهناحق سركشي كردند و پنداشتند كه به سوى ما بازگردانيده نمىشوند.[٢]
اسلام هرگز اجازه نداده كه نظام سلطه، ديگران را به بندگى بكشد. به همينرو، همه افراد امت اسلامى موظفاند با ظلم و ستم و استكبار مقابله كنند و عرفان دينى را با حماسه و جهاد اجتماعى درآميزند. در فرهنگ نبوى ويژگى استكبارستيزى از فضايل بزرگ ايمانى بهشمار مىآيد. رسول اكرم (ص) فرمود: «بهترين نبرد و پيكار، سخن عدل است كه در پيشگاه سلطان ستمگر گفته شود.»[٣]
[١] - سبأ( ٣٤): ٣٩.
[٢] -« وَاسْتَكبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بغَيْرِ الْحَقِ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ.»( قصص( ٢٨): ٣٩.)
[٣] - إِنَّ أَفْضَلَ الْجهَادِ كلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِر.( محمد بن يعقوب كليني، الكافي، ج ٥، ص ٥٩.)