اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٢٤ - پيامدها
اين مهم شايد بارزترين ويژگى عدالت باشد كه مبتنى بر رابطه خاص (ملكه و عدم ملكه) ميان عدل و ظلم است، بدين معنا كه حركت درمدار حق و عدالت، همان عدم حركت در مدارهاى ديگرى است كه سير در آنها مصداق بارز ظلم و ستمگرى است. عدالتمحورى نه تنها مانع ستمگرى، كه مانع ستمپذيرى نيز مىشود. اميرمؤمنان (ع) فرمود:
عدل، طوق ستمپذيرى را از گردن صاحبش برمىدارد و راحتش مىكند.[١]
بنابراين روح عدالتمحورى، آن نسيم مسيحايى است كه اگر بر جان انسان وزد، بهتدريج آثار مردگى و سرسپردگى را از انسان مىزدايد و او را به سرورى مىرساند.
يكى ديگر از ثمرات عدالت، جبران و اصلاح گذشته است. هنگامي كه نهال پربركت عدالت آرام آرام بر جان آدمى سايهگستر شود، تمام ابعاد وجود او را فرامىگيرد و چون گذشته انسان نيز با او و از عناصر مهم تشكيلدهنده هويت اوست، عدالت زمينه اصلاح فراگير و جبران گذشته را نيز فراهم مىآورد. اين آمادگى نشانه تثبيت عدالت در وجود انسان و از مراحل سخت و نهايى تندادن به محكمه وجدان است. از همينروست كه اميرمؤمنان (ع) فرمود:
هيچ عدلى برتر از جبران ستمكارىهاى گذشته نيست.[٢]
يكى ديگر از پيامدهاى عدالت انفسى، نهادينه شدن عدالت اجتماعى است كه بستر را براى رشد جامعه و ريشهكن شدن آفاتى چون فقر، فحشا، اعتياد، اشرافىگرى و اسراف و تبذير فراهم مىسازد. بدينترتيب رفاهگسترى نتيجه ديگر استقرار عدالت آفاقى است كه درپى گسترش عدالت انفسى پديد مىآيد. امام على (ع) مىفرمايد:
هيچچيز مانند عدل سبب آبادانى شهرها نشده است.[٣]
عدالت افزون بر آنكه يكى از عالىترين لوازم اخلاقى زندگى اجتماعى است، از مهمترين غايات دينى هم شمرده مىشود. استقرار دين در جامعه به تحقق عدالت مىانجامد؛ چنانكه
[١] - العدل يريح العامل به من تقلد المظالم.( همان، ح ١٠٢٠٥.)
[٢] - لاعدل افضل من رد المظالم.( همان، ح ١٠٢٢٢.)
[٣] - ماعمرت البلدان بمثل العدل.( همان، ح ٧٧٧٨.)