اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢١٠ - راهكارها
مىنهد. مثلًا انسان حريصي كه به مال ديگران چشم مىدوزد، يا فردى كه خلق و خوى تند و نامهربانى دارد و يا شهوتران هرزهاى كه اسير نفس سركش خويش است، همه در معرض ستمگرى قرار دارند و امنيت اخلاقى جامعه را تهديد مىكنند. شايد از همينروست كه قدرت يا ثروت را از اسباب ظلم بهشمار آوردهاند. بهواقع انسان نادان و ناساخته بهجاى استفاده صحيح از اين نعمتهاى بزرگ، آنها را در مسير كفران و تعدى بهكار مىگيرد.
گاه نيز كسي كه بر اثر فشارهاى زندگى و عدم آمادگى روحى براى برخورد عاقلانه با مشكلات دچار بدبينى شده و در حالتى نامتعادل قرار گرفته، گمان مىكند پدر و مادر، دوستان و آشنايان يا جامعه او را ناديده گرفته و حقش را زير پانهادهاند، از اينرو به خود حق مىدهد كه او نيز حق ديگران را پايمال كند. البته بديهى است هنگامى كه انسان مورد ظلم واقع شده باشد، مىتواند حق خويش را مطالبه كند، اما بايد هم اصل وقوع ظلم برايش بهيقين آشكار شده باشد و هم در روند دادخواهى و حقطلبى دچار افراط نگردد.
براى اصلاح كوتاهى در مراعات حقوق ديگران مىتوان درباره قبح ستم و اجحاف به حقوق ديگران انديشيد. مشاهده نمونههاى عملى نيز آموزنده و برانگيزاننده است و عامل بسيار مؤثرى براى توجه دادن به عواقب فاجعهبار ستم كارى است. تأمل در پيامدهاى سخت ظلم كه در طول تاريخ گريبانگير ظالمان گرديده و مقايسه آنها با نتايج عدالت و مطالعه احوال هر دو دسته، جملگى در مسير عبرتآموزى مؤثرند؛ چنانكه قرآن نيز پس از توصيف احوال ستمگران، مردم را به عبرتگيرى دعوت كرده است.
گام بعد از تفكر، عزم است كه مراد از آن، تصميم بر ترك ظلم و حركت بر مدار عدالت، اداى واجبات و جبران مافات است. اهميت عزم و اراده تا بدانجاست كه آن را جوهره انسانيت و مايه امتياز انسان از حيوان دانسته و حتى گفتهاند تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست.
مبارزه جدى، مستمر و منطقى با خواهشهاى نامشروع نفس انيبه ويژه كنترل قوه غضب دراين باره اثرگذار است؛ چراكه درواقع ظلم، بيشتر از مطالبات نابجاى قوه غضبيه ناشى مىشود.
يكى از مباحث مهم در اصلاح ظالمان و روابط ظالمانه اجتماعى، عواملمتوقف كننده