اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٢٠ - اخلاق
جايگاه اخلاق در دين
آموزههاى آسمانى اسلام مشتمل بر سه بخش است:
عقايد: توصيف واقعنما و جامعى از دستگاه آفرينش با بيان مهمترين و اثرگذارترين عناصر نقشآفرين آن است كه آغاز و انجام هستى را در يك نظام منسجم تفسير مىكند. اين گزارهها عمدتاً با آگاهي و باورهاى انسان ارتباط دارد. گفتنى است بهدست آوردن و برخوردارى از اعتقاد صحيح يكى از اعمال يا صفات اختيارى انسان است كه قضاوت اخلاقى درباره آن رواست.
اخلاق: نظام ارزشى و هنجارى است كه انسان مىبايد اعمال و منش خود را براى دستيابى به كمال و تعالى، براساس دستورها و توصيههاى آن تنظيم كند. گزارههاى اخلاقى از تأثير صفات و منش انسان بر سعادت او حكايت مىكند.
فقه: در يك بخش، از نظامِ بايد و نبايدهاى حقوقى بحث مىكند كه براى تنظيم حدود قانونى روابط اجتماعى شكل گرفته و در بخش ديگر نيز از شروط صحت عبادات از جنبه شكلى سخن مىگويد و به تبيين قالبهاى آيينى و مناسكى اعمال دينى مىپردازد.
اخلاق
انسان تنها موجودى است كه به اذن خدا، اختيار معمارى شخصيت خويش را بهدست دارد و مىتواند ابعاد وجودى و جايگاه خود را در ميان ساير موجودات تعيين كند. سرنوشت انسان، معدلى از خصال خوب و بدى است كه با آنها زندگى مىكند، مىانديشد، قضاوت مىكند، تصميم مىگيرد و رفتار مىكند. با همين ويژگىها دفتر عمرش را پر مىكند و مىميرد و محشور مىشود و درنهايت، خوشبختييا بدبختىاش براساس همين صفات رقم مىخورد.
اخلاق در لغت، جمع «خلق» به معناى سجيه يا صفت پايدار در نفس است و در اصطلاح، دانشى است كه به بيان اوصاف ارزشى افعال و صفات اختيارى و راه كسب يا اجتناب از آنها مىپردازد. هر گزاره اخلاقى از موضوع و محمولى[١] تشكيل شده است. موضوع گزاره اخلاقى امرى اختيارى است؛ زيرا ارزش اخلاقى مبتنى بر اختيار است و بدون فرض
[١] - موضوع و محمول دو اصطلاح منطقياند كه به زبان ساده، همان« مبتدا يا نهاد» و« خبر يا گزاره» هستند.