اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٥٢ - ج) عفت
يكسان است و از دگرگون شدن امور و احوال تأثير نمىپذيرند.[١]
بنابراين مىتوان با تقويت ايمان به مراتب برترى از عزت نفس رسيد. بازگشت به خدا (توبه) و احساس تقرب به او، در حقيقت درك حضور منبع نامحدودى است كه عزت را در شالوده شخصيت مىگستراند.
همانقدر كه ايمان به خداى حكيم، اساس هدفمندى و زندگى حكيمانه را بنيان مىنهد، به همان مقدار خود را به جريان كور زندگى سپردن نيز انسان را عاجز و ذليل مىكند. بنابراين هدفگذارى در زندگى راه ديگرى براي دستيابى به كرامت است. اگر هدفگذارى درستى صورت گيرد، معيارى براى سنجش رفتار و هماهنگى بين آرمانها و اعمال بهدست مىآيد و زندگى، پويا و جهتمند مىگردد.
ج) عفت
هرگاه نيروى شهوت تحت فرمان عقل درآيد، فضيلت عفت پديد مىآيد. البته بديهى است كه ترك شهوت از سر اضطرار، يا به سبب ناتوانى، يا بهجهت ترس از پيدايش ناخوشىها، يا از بيم آگاهي مردم و ملامت ايشان، عفت نيست.
معمولًا حيا و عفت معادل يكديگر دانسته مىشود، اما تفاوت دقيقى بين اين دو وجود دارد. حيا به معناى عمل نكردن به خواهشهاى نفسانى بهجهت حضور بينندهاى باشعور است. شخص باحيا هرگاه خود را در حضور ديگرى ببيند، از هوسرانى و ارتكاب اعمال ناشايست مىپرهيزد. ممكن است اين ناظر، انسانى ديگر باشد و يا فرد، خدا را ناظر خويش ببيند و بدينرو جامه فاخر حيا بر تن كند. از اين جهت حيا در گستره رابطه با ديگران يا ارتباط با خدا جاى مىگيرد و از قلمرو اخلاق فردى بيرون مىرود.
صاحب عفت كسى است كه با وجود سلامت قوا و آگاهى از كيفيت لذاتو فراهم بودن اسباب و نبودِ موانع خارجي براى شهوات و لذات دنيوى، پا را از اطاعت شرع و عقل فراتر ننهند. مفهوم عفت معمولًا براى كنترل شهوت شكم و دامان بهكار مىرود. بهترين نمونه
[١] - بنگريد به: محمدمهدى نراقى، جامع السعادات، ج ١، ص ٣٢٠.