اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١١٩ - براى تأمل و پژوهش
ميان مىبرد. در مقابل، مهار وسوسهها همت بلند را شكوفا مىكند و نيروى اراده را در راستاى تحقق اهداف فعال مىسازد.
گژنابى و هم و جلوهگرى وسوسه، نيروى بالايى براى هوس بر مىانگيزاند؛ آن گوشه كه در بعد اهداف، بر همت عالى غالب مىآيد و اين همان ضعف اراده است كه گاه به قدرى شديد است كه به شكست اراده مىانجامد از ديگر سو، با افزايش وسوسهها و نيرومندى هوس، تسلط بر تمايلات و رفتارها كاهش مىيابد و توان مهار انديشه و هيجانات و رفتارها نيز زايل مىگردد.
پيامدها
تسليم هوسها شدن، فرد را از دنبال كردن آرزوها باز مىدارد. وقتى كسى در نبرد درونى شكست مىخورد، نمىتواند ديگران را مقصر بداند، بلكه خود را در حق خويش ستمگر مىيابد و احساس ناشايستگى و ضعف، وجودش را فرامىگيرد و بدينترتيب به ذلتى سختتر از رنج شكستهاى ديگر دچار مىگردد. كسى كه براى وسوسهها آغوش مىگشايد و در دام فريبهاى شيطان در مىغلتد، بىشك برخلاف كشش ذاتى روح عمل كرده است؛ روحى كه خواهان بازگشت به اصل خويش و آرميدن در جوار رحمت بىكران الاهى است.
راهكارها
يكى از عوامل وسوسهپذيرى و ضعف اراده، تسليم نظر ديگران شدن و آنها را محور و معيار قرار دادن است. اگرچه عرف و رسوم اجتماعى نوعى انسجام و شفافيت در زندگى پديد مىآورد، در موارد بسيارى نيز هنجارهاى اجتماعى برآمده از نفسانيات، فرد را از خود بيگانه مىسازد. زندگى براساس خواستهها و ارزشهاى ديگران سبب مىشود انسان استعدادها و مواهب خويش را كشف نكند و از خود فاصله گيرد.
خودفراموشى نيز عاملى است كه وسوسه را در انسان بر مىانگيزاند و موجب شكست عقل مىگردد. تمايلانى در انسان وجود دارد كه انسان را به رفتارهاى تداومبخش زندگى فرامىخواند؛ مانند لذت خوردن و نوشيدن براى بقاى نفس، لذت جنسى براى ادامه نسل و مال دوستى براى انجام فعاليتهاى اجتماعى. اما گاه اين لذتهاى مجازى به جاى لذتهاى راستين و اصيل مىنشينند و انسان براى دستيابى به آنها به تمتعات پوچ روى مىآورد.